رضا براهنی | پاییز در تهران episode artwork

EPISODE · Feb 2, 2026 · 7 MIN

رضا براهنی | پاییز در تهران

from شعر با صدای شاعر

▨ نام شعر: پاییز در تهران▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: رضا براهنی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر ابتدا  یک پچپچ عجیب    در باد و برگ‌های به ظاهر جوان و سبز     آغاز شدآنگاه عطسه‌های مریض آمد از کودکان شاد خیابان‌ها     که چند روز بعد به بستر خفتندوصف نگاه مردمی ازین دست        تنها    در ذهن‌های عاشق موسیقی می‌گنجدوقتی که باد وزید اشک‌های عمیقی را در چشم‌های کمسوی مردان پیر بازنشسته در پارک‌ها چرخاندانگار ماتمی ابدی بر گونه‌هایشان باریده بودزنها شتاب کردند  صف بی‌قرار شد  می‌لرزیدنددر باد   برگ‌های به ظاهر جوان و سبز تماشان می‌کردند  بی چشم و خیسو جسته‌جسته و، با یک زبان الکن ِ بی‌قاعده تسلیشان می‌دادنددر کوچه‌های خلوت      معشوقه‌های جوان       شانه در تهی ِ سینه‌های عاشق‌هاشان بردند:– ناگاه سرد شد!   من سردم است!   تو سردت نیست؟  من سردم است    تو سردت؟ … –– نه!   داغم هنوز!      داغم!     از بوسه ، بوسه‌های تو داغم     هنوز     هنوز … –آنگاه یک کلاغ وقیح از افق نمایان شد      چاقو کشید سوی پرستوهابا چکش مقعّر ِ منقارش     کوبید راه‌های هوا را به همفریاد زد: فصل فضای سوخته می‌آید        شاه شما منم! (1)تاراج شاخه‌ها به شبانگاه آغاز شدانگار، پایان نداشتمی‌ریخت در تلالوی باران و باد    زیر چراغ برقصدها هزار کفّه‌ی رنگین و خرد و خیس ترازو        از آسمان به روی زمین نازل شدمردان ِ سر برهننه که چتری نداشتند، روزنامه به سر می رفتندشب، جویبارهای خیابان‌ها را      از یک شمال ِ روشن     سوی جنوب‌های جهان می‌راندو صبح بعد    کوچه‌های جهان پـُر بودو بوی تازه‌ی تریاک فصل می‌آمد       از تکیه‌های برگقیلوله‌ای غریب، جهان را ربود و برددر ساعتی ملول       پیکان چوبدستی ِ مرد تکیده‌ی پاییزی      در جویبار مرگ فرو می‌رفتو روز بعد    در «درکه»وقتی زن جوانی    خورشید را که تازه بر آن جشن مرگ رنگ تابیده بود، نشانم داد،   من می‌گریستمعادت به مرگ این همه عالم نداشتمخورشید از هزار ضلع و زاویه می‌آمدو کشتی عظیمی از برگ‌ها را     از صخره‌های ساحل البرز      در آب‌های دریای دیدگانم می‌انداختدریای دیدگانم    با رنگ برگ‌ها    خون می‌گریست] ای فصل، فصل خیره سری در سرای خواب! ای خواب، خواب خیره سری در فصول آب!ای برگ‌های زرد فروریخته        برشانه‌های من        وقتی که نیستم![من می‌گریستم– بی آنکه سر درآورم از این همه انبوهی ِ تباهی و اغراق حجم‌ها –طاووس‌های عاشق ِ من    سر بُریده     در امواج ِ آب، رها      می‌رفتندو طوطی ملوّنی از آسمانی مخفی     خورشید را تقلید می‌کردمن می‌گریستم– بی آنکه سر درآورم از این همه …...▨یازدهم آذر ۱۳۷۰ - تهراناز کتاب خطاب به پروانه ها، صفحه ۵۴▨پی‌نوشت‌ها؛(1) – اشاره به تعبیر « پادشاه فصلها ، پاییز» از روانشاد مهدی اخوان ثالث.(2) – شمن ، پیر – پیامبر – شاعر ترکان کهن.(3) – اوزان در ترکی آذربایجانی به معنای شاعر. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Feb 2, 2026

▨ نام شعر: پاییز در تهران▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: رضا براهنی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر ابتدا  یک پچپچ عجیب    در باد و برگ‌های به ظاهر جوان و سبز     آغاز شدآنگاه عطسه‌های مریض آمد از کودکان شاد خیابان‌ها     که چند روز بعد به بستر خفتندوصف نگاه مردمی ازین دست        تنها    در ذهن‌های عاشق موسیقی می‌گنجدوقتی که باد وزید اشک‌های عمیقی را در چشم‌های کمسوی مردان پیر بازنشسته در پارک‌ها چرخاندانگار ماتمی ابدی بر گونه‌هایشان باریده بودزنها شتاب کردند  صف بی‌قرار شد  می‌لرزیدنددر باد   برگ‌های به ظاهر جوان و سبز تماشان می‌کردند  بی چشم و خیسو جسته‌جسته و، با یک زبان الکن ِ بی‌قاعده تسلیشان می‌دادنددر کوچه‌های خلوت      معشوقه‌های جوان       شانه در تهی ِ سینه‌های عاشق‌هاشان بردند:– ناگاه سرد شد!   من سردم است!   تو سردت نیست؟  من سردم است    تو سردت؟ … –– نه!   داغم هنوز!      داغم!     از بوسه ، بوسه‌های تو داغم     هنوز     هنوز … –آنگاه یک کلاغ وقیح از افق نمایان شد      چاقو کشید سوی پرستوهابا چکش مقعّر ِ منقارش     کوبید راه‌های هوا را به همفریاد زد: فصل فضای سوخته می‌آید        شاه شما منم! (1)تاراج شاخه‌ها به شبانگاه آغاز شدانگار، پایان نداشتمی‌ریخت در تلالوی باران و باد    زیر چراغ برقصدها هزار کفّه‌ی رنگین و خرد و خیس ترازو        از آسمان به روی زمین نازل شدمردان ِ سر برهننه که چتری نداشتند، روزنامه به سر می رفتندشب، جویبارهای خیابان‌ها را      از یک شمال ِ روشن     سوی جنوب‌های جهان می‌راندو صبح بعد    کوچه‌های جهان پـُر بودو بوی تازه‌ی تریاک فصل می‌آمد       از تکیه‌های برگقیلوله‌ای غریب، جهان را ربود و برددر ساعتی ملول       پیکان چوبدستی ِ مرد تکیده‌ی پاییزی      در جویبار مرگ فرو می‌رفتو روز بعد    در «درکه»وقتی زن جوانی    خورشید را که تازه بر آن جشن مرگ رنگ تابیده بود، نشانم داد،   من می‌گریستمعادت به مرگ این همه عالم نداشتمخورشید از هزار ضلع و زاویه می‌آمدو کشتی عظیمی از برگ‌ها را     از صخره‌های ساحل البرز      در آب‌های دریای دیدگانم می‌انداختدریای دیدگانم    با رنگ برگ‌ها    خون می‌گریست] ای فصل، فصل خیره سری در سرای خواب! ای خواب، خواب خیره سری در فصول آب!ای برگ‌های زرد فروریخته        برشانه‌های من        وقتی که نیستم![من می‌گریستم– بی آنکه سر درآورم از این همه انبوهی ِ تباهی و اغراق حجم‌ها –طاووس‌های عاشق ِ من    سر بُریده     در امواج ِ آب، رها      می‌رفتندو طوطی ملوّنی از آسمانی مخفی     خورشید را تقلید می‌کردمن می‌گریستم– بی آنکه سر درآورم از این همه …...▨یازدهم آذر ۱۳۷۰ - تهراناز کتاب خطاب به پروانه ها، صفحه ۵۴▨پی‌نوشت‌ها؛(1) – اشاره به تعبیر « پادشاه فصلها ، پاییز» از روانشاد مهدی اخوان ثالث.(2) – شمن ، پیر – پیامبر – شاعر ترکان کهن.(3) – اوزان در ترکی آذربایجانی به معنای شاعر. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

PodParley-generated summary based on available episode metadata and transcript content.

NOW PLAYING

رضا براهنی | پاییز در تهران

0:00 7:22

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

مبل قرمز | Mobleqermez شنوتو | Shenoto پادکست مبل قرمز برای بهبود روابط زوجین، آرامش روان و فراگیری مهارت ارتباط موثر در هر شماره از این پادکست، با کارشناسان خبره این حوزه به بحث درباره ی خودشناسی، توسعه فردی و بهبود روابط فردی و زوجی می پردازیم. اگر به دنبال بهبود روابط خود و فراگیری مهارت زندگی هستید، پادکست مبل قرمز را بشنوید. ارتباط با پادکست مبل قرمز: [email protected] . اخبار شامگاهی - صدای آمریکا صدای آمریکا صدای آمریکا یک سازمان خبری بین المللی است که برای کشورهای اروپای شرقی، آسیای مرکزی، آفریقا، آمریکای جنوبی، بالکان، خاورمیانه، روسیه برنامه پخش می کند دکلمه های استاد شهریار | با صدای خودش شهروز کبیری اینجا شعرهای استاد شهریار (محمد حسین بهجت تبریزی) را با صدای خودش خواهیم شنید.این پادکست بخشی از پادکست «شعر با صدای شاعر» است. جایی که در آن شعرهای معاصر با صدای شاعر منتشر می‌شود.برای دانلود شعرها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید: t.me/schahrouzk پادکست بوطیقا (شعر و ادبیات فارسی) Boutigha Podcast پادکستی برای معرفی بهترین‌های شعر، هنر و ادبیات فارسی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of شعر با صدای شاعر?

This episode is 7 minutes long.

When was this شعر با صدای شاعر episode published?

This episode was published on February 2, 2026.

What is this episode about?

▨ نام شعر: پاییز در تهران▨ شاعر: رضا براهنی▨ با صدای: رضا براهنی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر ابتدا  یک پچپچ عجیب    در باد و برگ‌های به ظاهر جوان و سبز     آغاز شدآنگاه عطسه‌های مریض آمد از کودکان شاد...

Can I download this شعر با صدای شاعر episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!