EPISODE · Aug 2, 2025 · 4 MIN
اردلان سرفراز | حادثه
from شعر با صدای شاعر
▨ نام شعر (ترانه): حادثه▨ شاعر: اردلان سرفراز▨ با صدای: اردلان سرفراز▨ موسیقی پسزمینه: Olafur Andres▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــگفتم تو چرا دورتر از خواب و سرابی؟ خواب و سرابی؟گفتی که منم با تو، ولیکن تو نقابی، اما تو نقابیفریاد کشیدم تو کجایی؟ تو کجایی؟گفتی که طلب کن تو مرا، تا که بیابیچون همسفرِ عشق شدی، مردِ سفر باشهم منتظرِ حادثه هم فکرِ خطر باشهر منزلِ این راه بیابان هلاک استهر چشمه سرابیست که بر سینهی خاک استدر سایهی هر سنگ اگر گل به زمین استنقشِ تنِ ماریست که در خوابِ کمین استدر هر قدمت خار، هر شاخه سرِ داردر هر نفس آزار؛ هر ثانیه صد بارچون همسفرِ عشق شدی، مردِ سفر باشهم منتظرِ حادثه هم فکرِ خطر باشگفتم که عطش میکُشدم در تبِ صحراگفتی که مجوی آب و، عطش باش سراپاگفتم که نشانم بده گر چشمهای آنجاستگفتی: چو شدی تشنهترین، قلبِ تو دریاستگفتم که در این راه کو نقطهی آغاز؟گفتی که تویی تو، خود پاسخِ این رازدر خویش سفر کردم و از خویش بریدمدر راهِ سفر هرچه بلا بود کشیدمبا حیرتِ بسیار، ولی از تو شنیدم:این راه کی طی شد، پایان ِ سفر نیستشش منزلِ دیگر، در راهِ تو باقیستگفتی که چهار است سفرهای تو، هشدار!بارِ تو به یکبار رسیدن، نشود بارچون همسفرِ عشق شدی، مردِ سفر باشهم منتظرِ حادثه هم فکرِ خطر باش▨شاعر: اردلان سرفرازآهنگساز: فرید زلاندتنظیم کننده: آندرانیک آساتوریانخواننده: داریوش Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
▨ نام شعر (ترانه): حادثه▨ شاعر: اردلان سرفراز▨ با صدای: اردلان سرفراز▨ موسیقی پسزمینه: Olafur Andres▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــگفتم تو چرا دورتر از خواب و سرابی؟ خواب و سرابی؟گفتی که منم با تو، ولیکن تو نقابی، اما تو نقابیفریاد کشیدم تو کجایی؟ تو کجایی؟گفتی که طلب کن تو مرا، تا که بیابیچون همسفرِ عشق شدی، مردِ سفر باشهم منتظرِ حادثه هم فکرِ خطر باشهر منزلِ این راه بیابان هلاک استهر چشمه سرابیست که بر سینهی خاک استدر سایهی هر سنگ اگر گل به زمین استنقشِ تنِ ماریست که در خوابِ کمین استدر هر قدمت خار، هر شاخه سرِ داردر هر نفس آزار؛ هر ثانیه صد بارچون همسفرِ عشق شدی، مردِ سفر باشهم منتظرِ حادثه هم فکرِ خطر باشگفتم که عطش میکُشدم در تبِ صحراگفتی که مجوی آب و، عطش باش سراپاگفتم که نشانم بده گر چشمهای آنجاستگفتی: چو شدی تشنهترین، قلبِ تو دریاستگفتم که در این راه کو نقطهی آغاز؟گفتی که تویی تو، خود پاسخِ این رازدر خویش سفر کردم و از خویش بریدمدر راهِ سفر هرچه بلا بود کشیدمبا حیرتِ بسیار، ولی از تو شنیدم:این راه کی طی شد، پایان ِ سفر نیستشش منزلِ دیگر، در راهِ تو باقیستگفتی که چهار است سفرهای تو، هشدار!بارِ تو به یکبار رسیدن، نشود بارچون همسفرِ عشق شدی، مردِ سفر باشهم منتظرِ حادثه هم فکرِ خطر باش▨شاعر: اردلان سرفرازآهنگساز: فرید زلاندتنظیم کننده: آندرانیک آساتوریانخواننده: داریوش Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
اردلان سرفراز | حادثه
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jul 13, 2026 ·52m
Jun 12, 2026 ·17m
Jun 11, 2026 ·70m
Jun 5, 2026 ·3m
Apr 9, 2026 ·255m
Mar 25, 2026 ·91m