شب چهل و هشتم episode artwork

EPISODE · Jul 8, 2021 · 6 MIN

شب چهل و هشتم

from داستان‌های هزارویکشب

🌙شب چهل و هشتمادامه حکایت "ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ضوءالمکان"موسیقی: ترنجچون شب چهل و هشتم برآمدگفت: ای ملک جوانبخت، دختر نصرانیه چون این سخنان با شرکان گفت، شرکان را غرور جوانی و حمیت دلیری بر آن داشت که خویشتن به او بشناساند و بدو خشم آورد، ولی حسن بدیع و فزونی جمالش، شرکان را منع می کرد و می گفت: ای ماهرو،گر تو به شمشیر تیز حمله بیاری رواستچاره ما هیچ نیست، جز سپر انداختنپس دختر نصرانیه به فراز دیر برفت، و شرکان بر اثر او همی رفت تا به در دیر برسیدند. دختر در بگشود. با شرکان به دهلیزی بلند در آمدند که قندیلها بدانجا افروخته و مانند آفتاب پرتو افکنده بود. چون دهلیز به نهایت رسید، کنیزکانی دیدند که شمعهای افروخته به دست ایستاده اند. پس کنیزکان پیش افتاده دختر نصرانیه به دنبال و شرکان از پی ایشان همی رفتند تا به دیر برسیدند. دیدند که سریرها مقابل هم گذاشته اند و پرده های دیبا بر آنها آویخته و زمین دیر را رخام و مرمر گسترده اند و در میان دیر حوضی است بزرگ که بیست و چهار فواره زرین در آن حوض نشانده اند و آب بسان نقره خام از آن فواره ها می ریزد و در صدر دیر تختی گذاشته اند و فرشهای حریر بدانجا گسترده اند. دختر به شرکان گفت: یا سیدی، به فراز تخت شو. شرکان به فراز تخت بر شد و دختر از دید او پنهان گردید. شرکان از خادمان پرسید که خاتون به کجا رفت. گفتند: به خوابگاه خویش رفت و ما به خدمتگزاری تو ایستاده ایم. پس از آن هرگونه خوردنی بیاوردند. شرکان خوردنی بخورد و دست بشست و خاطرش به سپاه اسلام مشغول بود و نمی دانست که بر ایشان چه گذشت و تا بامداد در کار خود حیران و از کرده پشیمان بود و این شعر همی خواند:راحت، همه پیش غم برانداخته ایمدر بوته روزگار بگداخته ایمکاری نه چو کار عاقلان ساخته ایمنقدی به امید نسیه در باخته ایمچون روز برآمد، دید که بیست تن کنیزکان ماهروی و آن دختر در میان ایشان، چون ماه در میان ستارگان، همی آید. چون نزدیک شدند، ملک زاده شرکان از مهابت حسن و جمال او بر پای خاست. آن زهره جبین دیرزمانی به شرکان نگریست و تامل کرد. شرکان را بشناخت و گفت: یا شرکان، مکان ما مشرف کردی و بر بهجت منزل ما بیفزودی. دوش ترا چگونه گذشت؟ پس از آن گفت: دروغ ملک زادگان را ننگ است خاصه به چون تو ملک زاده ای که از همه ملوک برتر هستی. خود را پوشیده مدار و حسب و نسب پنهان مکن و بجز راستی سخن مگو که دروغ دشمنی فزاید.چون شرکان دید که جای انکار نماند با او گفت: من شرکان بن نعمان هستم. پس دختر سیمین بر با او گفت: خاطر آسوده دار و هیچ مترس که تو ما را مهمانی و میان ما حق نمک پدید آمد و دوستی و مودت به هم رسید. تو در پیمان من هستی. به حق مسیح اگر مردم روی زمین آزار ترا خواهند، نتوانند مگر اینکه من بمیرم که تو در امان مسیح بن مریمی، پس در پهلوی شرکان بنشست و ملاعبت آغاز کرد، چندان که شرکان را ترس برفت. پس از آن دختر نصرانیه با زبان رومیان کنیزی را سخنی گفت. کنیز ساعتی برفت. چون باز آمد مدام [= می انگوری ] و طعام حاضر آورد. شرکان چیز نخورد و با خود گفت: شاید که زهری به طعام اندر گذاشته باشند. دختر مکنون خاطر شرکان بدانست و گفت: به حق مسیح که نه چنان است که گمان کرده ای، اگر من کشتن ترا بخواهم به من دشوار نیست. آنگاه خود به خوردن بنشست و از هر گونه خوردنی بخورد و شرکان نیز همی خورد تا اینکه خوان برچیدند و دست بشستند. دخترک فرمان داد که نقل و گل و ریحان و قدحهای نقره و زرین و بلورین و شراب حاضر آوردند. پس دختر بنشست و نخست قدحی خود بخورد و قدحی به شرکان پیمود و همینوشید و همی پیمود تا اینکه شرکان مست شد و به خردش زیان آمد.چون قصه بدینجا رسید بامداد شد و شهرزاد لب از داستان فرو بست.*مهابت حسن: شدت زیبایی*سیمین بر: سفید تن*خرد به زیان رفتن: کنایه از مست شدن Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Jul 8, 2021

Embed this episode

NOW PLAYING

شب چهل و هشتم

0:00 6:05

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

پادکست خرقه | کتاب صوتی رمان‌های فارسی بدون سانسور Mohsen Bolhasani به روایت محسن بوالحسنیپادکست خرقه، روایتی‌ست صوتی از رمان‌ها و داستان‌های ماندگار ادبیات فارسی؛ جایی برای شنیدن آثار بزرگ و کمیاب، همان‌گونه که نویسنده آن‌ها را نوشته، نه آن‌طور که سانسور اجازه داده استدر فصل تازه‌ی خرقه، رمان‌های شاخص فارسی را بدون تحلیل یا تفسیر، به‌صورت کتاب صوتی می‌خوانیم. این فصل، دعوتی‌ست به تجربه‌ی ادبیات ناب، بی‌واسطه و بی‌حاشیهپادکست خرقه، پادکست ادبی، پادکست فارسی، کتاب صوتی فارسی، رمان فارسی، ادبیات ایران، محسن بوالحسنی، نویسندگان ایرانی، کتاب سانسورنشده، پادکست داستان، پادکست رمان، کتاب‌های ممنوعه+++برای حمایت مالی از پادکست خرقه صرفاً به لینک زیر مراجعه کنیدhttps://donito.me/khergheh Explicit بهاریه mbaharieh گنجینه ای از بهترین های شعر و ادب و فرهنگ پادکست بهاریه پادکستی ازبرای مشاهده فصل بندی بر اساس موضوعات از نرم افزار کست باکس استفاده کنیدhttps://zil.ink/mbaharieh  فهرست مطالب  فصل ۱ : دکلمه کامل دیوان حافظ شیرازی فصل ۲ :دکلمه کامل بوستان سعدی فصل ۳ : دکلمه کامل گلستان سعدی فصل ۴ : معرفی پادکست مثنوی خوانی استاد علی عرفانیان فصل ۵ : معرفی پادکست فردوسی خوانی استاد امیر خادم فصل ۶ : رباعیات خیام دکلمه استاد یاکیده و استاد شاملو فصل ۷ : گلشن راز فصل ۸ : معرفی پادکست نظامی گنجوی استاد طاهری فصل ۹ : دکلمه گزیده اشعار شهریار فصل ۱۰ : دکلمه گزیده اشعار سهراب سپهری فصل ۱۱ : مثنوی معنوی با صدای استاد قادر پناه فصل ۱۲: مثنوی معنوی با صدای استاد ساعد باقری<s Explicit جم کست Jem Caster در "جم کست" با هم به بهترین کتاب ها و داستان های صوتی ایران و جهان گوش میدهیم. #کتاب_صوتی#شازده_کوچولو #آنتوان_دوسنت_اگزوپری #احمد_شاملو #سه_قطره_خون #صادق_هدایت #هزار_خورشید_تابان #خالد_حسینی #مردی_که_هادلبرگ_را_به_تباهی_کشاند #مارک_تواین #عزاداران_بَیَل . #شب_نشینی_باشکوه . #واهمه_های_بینام_و_نشان . #غلامحسین_ساعدی . #همه_دروغ_میگویند . #ست_استوینز . #حاجی_آقا . Explicit GODCAST/گادکست Alireza Darvishi اینجا گادکست ه ، من علیرضا درویشی ام و  ، اینجا پادکست روایی و همینطور قراره خوانش قصه و داستان هایی رو از دل افسانه ها داشته باشیم Explicit

Frequently Asked Questions

How long is this episode of داستان‌های هزارویکشب?

This episode is 6 minutes long.

When was this داستان‌های هزارویکشب episode published?

This episode was published on July 8, 2021.

Can I download this داستان‌های هزارویکشب episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!