شب هفتاد و دوم episode artwork

EPISODE · Nov 19, 2021 · 5 MIN

شب هفتاد و دوم

from داستان‌های هزارویکشب

🌙شب هفتاد و دومادامه حکایت "ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ضوءالمکان"چون شب هفتاد و دوم برآمد گفت: ای ملک جوانبخت، نزهت الزمان با خادم گفت: برو و آن که ابیات همی خواند نزد منش آر. خادم برفت و جستجو کرده جز تونتاب کس را بیدار نیافت. و ضوءالمکان بیخود افتاده و تونتاب در پهلوی او ایستاده بود. خادم با تونتاب گفت: تو بودی که شعر همی خواندی و خاتون آواز تو شنیده است؟ تونتاب گفت: لا والله، من شعر نخواندم. خادم گفت: تو بیدار هستی، خواننده شعر به من بنمای. تونتاب گمان کرد که خاتون از شعر خواندن در خشم شده به ضوءالمکان بترسید و با خود گفت: بسا هست از خادم آسیبی بدو رسد. پس در جواب خادم گفت که: من خواننده شعر نشناسم. خادم گفت: به خدا سوگند که دروغ می گویی! جز تو کس بیدار نیست. تونتاب گفت: با تو راستی بگویم، خواننده اشعار مردی بود راهگذر که مرا نیز از خواب بیدار کرد. خدا به سزایش برساند. خادم بازگشت و با خاتون گفت: کس را نیافتم. خواننده مردی راهگذر بوده است. خاتون خاموش شد و سخن نگفت. پس از آن ضوءالمکان به هوش آمد، دید که ماه به میان آسمان رسیده و نسیم سحرگاه همی وزد. حزن و اندوهش به هیجان آمد و خواست که بخواند. تونتاب گفت: چه قصد داری؟! ضوءالمکان گفت: می خواهم شعری بخوانم شاید آتش دل فرو نشیند. تونتاب گفت: تو ماجرا نمی دانی و آگاه نیستی که از کشته شدن چگونه خلاص یافتیم. ضوءالمکان گفت: ماجرا بازگو. تونتاب گفت: یا سیدی، چون تو بیهوش افتادی، خادم بیامد. چوبی در دست داشت و از خواننده اشعار همی پرسید. جز من کس بیدار نیافت. خواننده را از من پرسید. گفتم: مردی بود راهگذر. خادم چون این بشنید بازگشت و خدا مرا از کشته شدن خلاص داد. ولی خادم با من گفت که: اگر آواز خواننده دگر بار بشنوی او را گرفته نزد منش بیاور. ضوءالمکان چون این بشنید گریان شد و گفت: کیست که مرا از گریستن منع کند؟ من ناچار بخوانم و آنچه به من خواهد گذشت بگذرد و من اکنون به شهر خود نزدیک گشته ام و از هیچ کس باک ندارم. تونتاب گفت: قصد تو این است که خویشتن هلاک سازی؟ ضوءالمکان گفت: من ناچار شعر بخوانم. تونتاب گفت: مرا قصد این بود که از تو جدا نشوم تا ترا به نزد پدر و مادر برسانم ولکن به ضرورت از تو جدا بایدم شد. و من یک سال و نیم است که با تو هستم، هیچ گونه مکروهی از من به تو نرسیده! مگر مرا رنج پیاده رفتن و بیداری بس نیست که همی خواهی بی سبب شعر بخوانی و ما را به محنت افکنی. ضوءالمکان گفت: من از حالتی که دارم باز نگردم. پس ضوءالمکان این دو بیت بخواند: ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من تا یک زمان زاری کنم بر رَبع و اطلال و دمن [= خانه و = خرابه و = زباله دان ]ربع از دل پر خون کنم، خاک دمن گلگون کنم اطلال را جیحون کنم، از آب چشم خویشتن پس از آن این شعر نیز بر خواند: خوانده باشی که فرقت لیلی چه به مجنون ناتوان کرده است فرقت نزهت الزمان بالله که به ضوءالمکان همان کرده است چون شعر به انجام رسانید، سه بار فریاد زد و بیهوش بیفتاد. تونتاب برخاسته او را بپوشاند. چون نزهت الزمان آواز او و ابیاتی را که نام نزهت الزمان و برادرش ضوءالمکان در آنها بود بشنید گریان شد و بانگ بر خادم زد و با او گفت: آن که شعر خواند به اینجا نزدیک است، به خدا سوگند که اگر او را نیاوری حاجب را بیدار سازم تا ترا عقوبت کند و از در خویشتن براند، ولی تو این یکصد دینار بگیر و خواننده شعر را با خوشی پیش من بیاور و مرنجانش. اگر او از آمدن مضایقه کند این بدره هزار دیناری به او بده و اگر باز مضایقه کند مکان و صنعت و شهر او را بشناس و بزودی پیش من آی. چون قصه بدینجا رسید بامداد شد و شهرزاد لب از داستان فرو بست.  Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Nov 19, 2021

Embed this episode

NOW PLAYING

شب هفتاد و دوم

0:00 5:51

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

پادکست خرقه | کتاب صوتی رمان‌های فارسی بدون سانسور Mohsen Bolhasani به روایت محسن بوالحسنیپادکست خرقه، روایتی‌ست صوتی از رمان‌ها و داستان‌های ماندگار ادبیات فارسی؛ جایی برای شنیدن آثار بزرگ و کمیاب، همان‌گونه که نویسنده آن‌ها را نوشته، نه آن‌طور که سانسور اجازه داده استدر فصل تازه‌ی خرقه، رمان‌های شاخص فارسی را بدون تحلیل یا تفسیر، به‌صورت کتاب صوتی می‌خوانیم. این فصل، دعوتی‌ست به تجربه‌ی ادبیات ناب، بی‌واسطه و بی‌حاشیهپادکست خرقه، پادکست ادبی، پادکست فارسی، کتاب صوتی فارسی، رمان فارسی، ادبیات ایران، محسن بوالحسنی، نویسندگان ایرانی، کتاب سانسورنشده، پادکست داستان، پادکست رمان، کتاب‌های ممنوعه+++برای حمایت مالی از پادکست خرقه صرفاً به لینک زیر مراجعه کنیدhttps://donito.me/khergheh Explicit بهاریه mbaharieh گنجینه ای از بهترین های شعر و ادب و فرهنگ پادکست بهاریه پادکستی ازبرای مشاهده فصل بندی بر اساس موضوعات از نرم افزار کست باکس استفاده کنیدhttps://zil.ink/mbaharieh  فهرست مطالب  فصل ۱ : دکلمه کامل دیوان حافظ شیرازی فصل ۲ :دکلمه کامل بوستان سعدی فصل ۳ : دکلمه کامل گلستان سعدی فصل ۴ : معرفی پادکست مثنوی خوانی استاد علی عرفانیان فصل ۵ : معرفی پادکست فردوسی خوانی استاد امیر خادم فصل ۶ : رباعیات خیام دکلمه استاد یاکیده و استاد شاملو فصل ۷ : گلشن راز فصل ۸ : معرفی پادکست نظامی گنجوی استاد طاهری فصل ۹ : دکلمه گزیده اشعار شهریار فصل ۱۰ : دکلمه گزیده اشعار سهراب سپهری فصل ۱۱ : مثنوی معنوی با صدای استاد قادر پناه فصل ۱۲: مثنوی معنوی با صدای استاد ساعد باقری<s Explicit جم کست Jem Caster در "جم کست" با هم به بهترین کتاب ها و داستان های صوتی ایران و جهان گوش میدهیم. #کتاب_صوتی#شازده_کوچولو #آنتوان_دوسنت_اگزوپری #احمد_شاملو #سه_قطره_خون #صادق_هدایت #هزار_خورشید_تابان #خالد_حسینی #مردی_که_هادلبرگ_را_به_تباهی_کشاند #مارک_تواین #عزاداران_بَیَل . #شب_نشینی_باشکوه . #واهمه_های_بینام_و_نشان . #غلامحسین_ساعدی . #همه_دروغ_میگویند . #ست_استوینز . #حاجی_آقا . Explicit GODCAST/گادکست Alireza Darvishi اینجا گادکست ه ، من علیرضا درویشی ام و  ، اینجا پادکست روایی و همینطور قراره خوانش قصه و داستان هایی رو از دل افسانه ها داشته باشیم Explicit

Frequently Asked Questions

How long is this episode of داستان‌های هزارویکشب?

This episode is 5 minutes long.

When was this داستان‌های هزارویکشب episode published?

This episode was published on November 19, 2021.

Can I download this داستان‌های هزارویکشب episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!