شب نود و دوم episode artwork

EPISODE · Jun 3, 2025 · 5 MIN

شب نود و دوم

from داستان‌های هزارویکشب

شنیدی ای ملک جوان‌بخت که چون کفار از کشته شدن لوقا در خشم شدند، صلا بیکدیگر زدند که: «بکوشید و خون لوقا را از لشکر اسلام بگیرید!» و ملک روم نیز بانگ برداشت که: «خونخواهی ملکه ابریزه را بجویید!»پس در این هنگام، ضوء المکان بانگ بر سپاه اسلام زد که: «ای پرستندگان پروردگار یگانه، بدانید که بهشت در زیر سایه‌ی شمشیرهاست! خدا را از خویش خوشنود گردانید و دشمنان دین را هلاک سازید!» آنگاه شرکان با سپاه خویش بر کفار حمله برد و راه گریز بر ایشان ببست. شرکان در میان صف‌ها جولان همی‌کرد، که ناگاه سواری گلعذار بر کفار تاخت:برید و درید و شکست و ببست یلان را سر و سینه و پای و دستپس شرکان او را بدید، و بانگ برداشت که: «ای جوان، ترا به قرآن سوگند می‌دهم که بگوی، تو کیستی که خدا از تو خوشنود شد؟»سوار گفت: «چه زود مرا فراموش کردی، نه من دیروز با تو عهد بستم؟» پس نقاب از رخ فرو کشید، و آفتابی پدیدار شد. شرکان دانست که آن سوار ضوء المکان است، فرحناک گشت، لیکن در دل بیم یافت، و گفت: «ای پادشاه زمان، خود را به مهلکه مینداز، که دشمنان ترا هدف تیر گردانند!»ضوء المکان گفت: «خواستم که در جنگ با تو برابری کنم، و در پیش روی تو از جان خویش بگذرم.» پس از آن، سپاه اسلام گرد آمدند و از هر سوی بر کفار تاختند، و به اندازه‌ای که سزاوار بود، جهاد کردند، و بنیان کفر را از هم فرو ریختند.ملک افریدون چون این حادثه بدید، پشیمان گشت و افسوس خورد، و آنگاه، به قصد گریز آهنگ کشتی‌ها کرد. لیک چون سپاه اسلام که در کنار دریا کمین کرده بودند، بدر آمدند، بر کفار احاطه یافتند. مسلمانان روی کسانی را که به کشتی‌ها در گریختند، بیاوردند. گروهی از بیم خویش، خود را به دریا افکندند، و گروهی به تیغ دلیران کشته شدند. نزدیک به صد هزار از لشکر کفار هلاک شدند، و مسلمانان، بجز بیست کشتی، همه کشتی‌ها را با اموال و ذخایر به دست آوردند.آن روز، مسلمانان چندان غنیمت آوردند که تا آن روز کس چنان غنیمت ندیده بود. از جمله‌ی آن، پنجاه هزار اسب بود، و ذخایر دیگر بدان سان که به شمار نیامد.و اما کار گریختگان، چون ایشان به قسطنطنیه درآمدند، ساعتی بود که به گفته‌ی ذات الدواهی، ملک افریدون فرمان به زیور بستن شهر داده بود، و مردم به شادی و انبساط بودند. لیک چون خبر شکست فرا رسید، نشاط و سرور به غم و اندوه مبدل شد، مردم به گریه افتادند، و ناله و خروش در شهر برخاست. ملک افریدون را از کشته شدن لوقا نیز آگاه گردانیدند، و جهان در چشمش تیره گشت، و دانست که شکستشان پیوند نخواهد گرفت، و این کژی راست نخواهد شد. پس به ماتم اندر شدند و ناله بلند کردند.چون ملک روم به دیدار ملک افریدون آمد، او را از حقیقت حال آگاه کرد، و گفت: «گریختن مسلمانان خدعه و حیله بود، و دیگر چشم به سپاه از دست رفته مدار، که همگی کشته و دستگیر گشته‌اند.»پس ملک افریدون به شنیدن این سخنان بیهوش افتاد... Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

شنیدی ای ملک جوان‌بخت که چون کفار از کشته شدن لوقا در خشم شدند، صلا بیکدیگر زدند که: «بکوشید و خون لوقا را از لشکر اسلام بگیرید!» و ملک روم نیز بانگ برداشت که: «خونخواهی ملکه ابریزه را بجویید!»پس در این هنگام، ضوء المکان بانگ بر سپاه اسلام زد که: «ای پرستندگان پروردگار یگانه، بدانید که بهشت در زیر سایه‌ی شمشیرهاست! خدا را از خویش خوشنود گردانید و دشمنان دین را هلاک سازید!» آنگاه شرکان با سپاه خویش بر کفار حمله برد و راه گریز بر ایشان ببست. شرکان در میان صف‌ها جولان همی‌کرد، که ناگاه سواری گلعذار بر کفار تاخت:برید و درید و شکست و ببست یلان را سر و سینه و پای و دستپس شرکان او را بدید، و بانگ برداشت که: «ای جوان، ترا به قرآن سوگند می‌دهم که بگوی، تو کیستی که خدا از تو خوشنود شد؟»سوار گفت: «چه زود مرا فراموش کردی، نه من دیروز با تو عهد بستم؟» پس نقاب از رخ فرو کشید، و آفتابی پدیدار شد. شرکان دانست که آن سوار ضوء المکان است، فرحناک گشت، لیکن در دل بیم یافت، و گفت: «ای پادشاه زمان، خود را به مهلکه مینداز، که دشمنان ترا هدف تیر گردانند!»ضوء المکان گفت: «خواستم که در جنگ با تو برابری کنم، و در پیش روی تو از جان خویش بگذرم.» پس از آن، سپاه اسلام گرد آمدند و از هر سوی بر کفار تاختند، و به اندازه‌ای که سزاوار بود، جهاد کردند، و بنیان کفر را از هم فرو ریختند.ملک افریدون چون این حادثه بدید، پشیمان گشت و افسوس خورد، و آنگاه، به قصد گریز آهنگ کشتی‌ها کرد. لیک چون سپاه اسلام که در کنار دریا کمین کرده بودند، بدر آمدند، بر کفار احاطه یافتند. مسلمانان روی کسانی را که به کشتی‌ها در گریختند، بیاوردند. گروهی از بیم خویش، خود را به دریا افکندند، و گروهی به تیغ دلیران کشته شدند. نزدیک به صد هزار از لشکر کفار هلاک شدند، و مسلمانان، بجز بیست کشتی، همه کشتی‌ها را با اموال و ذخایر به دست آوردند.آن روز، مسلمانان چندان غنیمت آوردند که تا آن روز کس چنان غنیمت ندیده بود. از جمله‌ی آن، پنجاه هزار اسب بود، و ذخایر دیگر بدان سان که به شمار نیامد.و اما کار گریختگان، چون ایشان به قسطنطنیه درآمدند، ساعتی بود که به گفته‌ی ذات الدواهی، ملک افریدون فرمان به زیور بستن شهر داده بود، و مردم به شادی و انبساط بودند. لیک چون خبر شکست فرا رسید، نشاط و سرور به غم و اندوه مبدل شد، مردم به گریه افتادند، و ناله و خروش در شهر برخاست. ملک افریدون را از کشته شدن لوقا نیز آگاه گردانیدند، و جهان در چشمش تیره گشت، و دانست که شکستشان پیوند نخواهد گرفت، و این کژی راست نخواهد شد. پس به ماتم اندر شدند و ناله بلند کردند.چون ملک روم به دیدار ملک افریدون آمد، او را از حقیقت حال آگاه کرد، و گفت: «گریختن مسلمانان خدعه و حیله بود، و دیگر چشم به سپاه از دست رفته مدار، که همگی کشته و دستگیر گشته‌اند.»پس ملک افریدون به شنیدن این سخنان بیهوش افتاد... Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

NOW PLAYING

شب نود و دوم

0:00 5:09

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

Sexology دکتر نازنین معالی دکتر نازنین معالی ،روانشناس بالینی و پژوهشگر روابط جنسی ، پس ازپایان دوره فوق تخصص در .بیمارستان کایزر ، درمطب خصوصی خود در شهر لس انجلس به در مان مدد جویان پرداخته است. دکتر معالی دارای تجربه درمانهای بالینی در بخش خصوصی و بخش عمومی ست ،بامطالعات و تحقیقا تی گسترده در زمینه های مختلف روانشناسی، فرهنگی و ساختارهای اجتماعی که مشتاقانه در پی آن است ، تجربیات و دانسته های خود را از طریق رسانه ها نیز در اختیار عموم قرار دهد ، تنظیم و ارایه ی این رسانه ی شنیداری نیز در پی احیای این هدف استدر این پادکست مسایل جنسی از دیدگاههای جامعه شناسی و روانشناسی نوین بررسی می شود۰ این پادکست هیچ گرایش مذهبی، انتفاعی یا سیاسی ندارد و تنها هدف آن آموزش هموطنان عزیز و دیگر فارسی زبانان در سراسر جهان می باشد۰.برای اطلاعات بیشترو تماس با دکتر نازنین معالی به وب سایت زیر مراجعه فرمایید:www.oasis2care.com Explicit پادکست جنایی آخرین شاهد Mahdi Pourbaqi این یک پادکست قصه گو نیست. پرونده های جنایی واقعی حاوی مصادیق خشونت، حوادث آزاردهنده، مسائل جنسی و سوء مصرف مواد هستند و می توانند برای کودکان و افرادی که روحیه حساس و آسیب پذیر دارند اثرات مخرب و گاه جبران ناپذیر داشته باشند Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information. Explicit پلی لیست | PlayList MokhtarRazmjoo این پادکست مجموعه از اپیزود هایی هست ک موزیک هاش از جهت یا جهاتی مثلا سبک ، خواننده یا هنرمند خالق اثر ، دوره تاریخی ، حال و 👇هوا و مود ,تم و ... باهم وجه اشتراک دارن و من, مختار رزمجو اونهارو به انتخاب شما و برای شما تبدیل به پلی لیست کردم.اینجا موسیقی از جنسی دیگر خواهد شنید ⤵️برا دانلود اهنگها به کانال تلگرام پادکست مراجعه کنیدHttps://t.me/playlistpodcas☑️برای دریافت اطلاعات اضافی در مورد محتوای اپیزود ها تو شبکه های اجتماعی پلی لیست عضو بشیدInsta:https://instagram.com/Mokhtarrazmjooo دکمه نارنجی(Subscribe) مشترک شدن رو کلیک کنید تا هر پنج شنبه از انتشار اپیزود جدید اگاه 🔔 بشید.برای حمایت و بهتر شدن پادکست میتونید دکمه قلب ❤️ رو فشار بدید . و برای ارسال به کسی که فکر میکنید ممکنه خوشش بیاد دکمه اشتراک گذاری 🔱 رو فشار بدید.⭕️*توجه*تمام محتوای این پادکست براساس انتخاب کاربران خواهد بود پس اگر تم,مود,موضوع,سبک ,استایل,خواننده ,ژانر و...خاصی مد نظرتون بود همینجا در بخش نظرات(کامنتComment) برای ما بنویسید Explicit پادکست خرقه | کتاب صوتی رمان‌های فارسی بدون سانسور Mohsen Bolhasani به روایت محسن بوالحسنیپادکست خرقه، روایتی‌ست صوتی از رمان‌ها و داستان‌های ماندگار ادبیات فارسی؛ جایی برای شنیدن آثار بزرگ و کمیاب، همان‌گونه که نویسنده آن‌ها را نوشته، نه آن‌طور که سانسور اجازه داده استدر فصل تازه‌ی خرقه، رمان‌های شاخص فارسی را بدون تحلیل یا تفسیر، به‌صورت کتاب صوتی می‌خوانیم. این فصل، دعوتی‌ست به تجربه‌ی ادبیات ناب، بی‌واسطه و بی‌حاشیهپادکست خرقه، پادکست ادبی، پادکست فارسی، کتاب صوتی فارسی، رمان فارسی، ادبیات ایران، محسن بوالحسنی، نویسندگان ایرانی، کتاب سانسورنشده، پادکست داستان، پادکست رمان، کتاب‌های ممنوعه+++برای حمایت مالی از پادکست خرقه صرفاً به لینک زیر مراجعه کنیدhttps://donito.me/khergheh Explicit

Frequently Asked Questions

How long is this episode of داستان‌های هزارویکشب?

This episode is 5 minutes long.

When was this داستان‌های هزارویکشب episode published?

This episode was published on June 3, 2025.

What is this episode about?

شنیدی ای ملک جوان‌بخت که چون کفار از کشته شدن لوقا در خشم شدند، صلا بیکدیگر زدند که: «بکوشید و خون لوقا را از لشکر اسلام بگیرید!» و ملک روم نیز بانگ برداشت که: «خونخواهی ملکه ابریزه را بجویید!»پس در این هنگام، ضوء المکان بانگ بر سپاه اسلام زد که:...

Can I download this داستان‌های هزارویکشب episode?

Yes, you can download this episode by clicking the download button on the episode player, or subscribe to the podcast in your preferred podcast app for automatic downloads.
URL copied to clipboard!