EPISODE · Sep 19, 2021 · 3 MIN
شب شصت و دوم
from داستانهای هزارویکشب
🌙شب شصت و دومادامه حکایت "ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ضوءالمکان"موسیقی: آلبوم سایه روشن، داریوش طلاییچون شب شصت و دوم برآمدگفت: ای ملک جوانبخت، احنف گفت که: غسل جمعه کفاره گناهان ایام هفته است. معاویه پرسید که: رای تو چیست هرگاه با کسی از قوم خود ملاقات کنی؟ گفت: از شرم سر به زیر افکنم و بر سلام مبادرت کنم و آنچه را که به من سود ندارد واگذارم و سخن کم گویم. معاویه گفت: رای تو چیست اگر با امثال خود ملاقات کنی؟ احنف گفت: اگر سخن گوید، به گوش دارم و اگر بر من جولان کند من جولان نکنم. معاویه گفت: رای تو چیست اگر با امرا ملاقات کنی؟ احنف گفت: سلام کنم و منتظر اجابت شوم. اگر به نزدیکم بخوانند نزدیک روم و اگر دورم بکنند دور شوم. معاویه گفت: با زنت چگونه؟ احنف گفت: ای خلیفه، مرا از جواب این معاف بدار. معاویه گفت: سوگندت همیدهم بازگو. احنف گفت:خلق را نیکو کنم و با ایشان مهربانی ظاهر سازم و نفقه فراوانش دهم که زن را از پهلوی کج آفریده اند. معاویه گفت: رای تو در جماع چگونه است؟ گفت: با او سخن گویم تا به سر میل بیاید و مغازله کنم تا به طربش بیفزاید. آنگاه مجامعت کنم. اگر نطفه در مشیمه اش قرار گیرد بگویم:اللهم اجعله مبارکا ولاتجعله شقیا و صورها احسن تصویرا»(= خداوندا او را فرخنده ساز و سنگدل مساز و به زیباترین صورت، صورت بخش).پس از آن برخاسته وضو بگیرم. پس از آن دستها بشویم و آب بر تن خود بریزم. پس از آن نعمتهای خدا را شکر گویم. معاویه گفت: نیکو جواب گفتی. حاجت خود از من بخواه. احنف گفت: حاجت من از تو این است که از خدا بترسی و در میان رعیت عدالت کنی. پس از آن احنف از مجلس معاویه برخاست و برفت. معاویه گفت: اگر در عراق جز این مرد دانشمندی نباشد همین بس خواهد بود.پس نزهت الزمان گفت: این شمه ای بود از باب ادب.چون قصه بدینجا رسید بامداد شد و شهرزاد لب از داستان فرو بست.*جولان کردن: تندی کردن*مغازله: عشق بازی *مجامعت: آمیزشاَحْنَف بْن قِیْس، ابو بحر صخر بن قیس بن معاویة بن حصین (در ۶۷ ق /۶۸۶ م)، از رجال معروف صدر اسلام که در فتح ایران و وقایع مهم عصر خلافت امام علی (علیهالسلام) و آغاز دولت اموی نقشی بس مهم داشت.درباره زندگی شخصی احنف بن قیس در منابع مطالب زیادی وجود ندارد و گزارشهای وارده بیشتر پیرامون حضور وی در جنگها و فتوحات و مسایل سیاسی آن روز است، اما در عین حال باید گفت او یکی از بزرگان عصر خود بود و نامش ضحاک و گفته شده نام او صخر است و احنف لقب او میباشد. در کتب حالات صحابه آمده، وی حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را درک کرد و حضرت درباره وی دعا کردند، احنف یکی از افراد با عقل و هوش بود. قبیله او در بصره ساکن بودند. وی در میان قبیلهاش بسیار محبوب و مورد توجه بود، بطوری که همه از وی تبعیت میکردند. احنف در جنگ جمل شرکت نکرد و خود را کنار کشید، اما در جنگ صفین در کنار حضرت علی (علیهالسّلام) بود و با معاویه جنگید، او بعد از شهادت علی (علیهالسّلام) هم چنان در بصره زندگی میکرد و خود را از مسائل روز کنار کشیده بود، او در کوفه در سال ۶۷ هجری درگذشت، اما برای خاکسپاری به بصره منتقل گشته و در آنجا دفن شد. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
What this episode covers
🌙شب شصت و دومادامه حکایت "ملک نعمان و فرزندان او شرکان و ضوءالمکان"موسیقی: آلبوم سایه روشن، داریوش طلاییچون شب شصت و دوم برآمدگفت: ای ملک جوانبخت، احنف گفت که: غسل جمعه کفاره گناهان ایام هفته است. معاویه پرسید که: رای تو چیست هرگاه با کسی از قوم خود ملاقات کنی؟ گفت: از شرم سر به زیر افکنم و بر سلام مبادرت کنم و آنچه را که به من سود ندارد واگذارم و سخن کم گویم. معاویه گفت: رای تو چیست اگر با امثال خود ملاقات کنی؟ احنف گفت: اگر سخن گوید، به گوش دارم و اگر بر من جولان کند من جولان نکنم. معاویه گفت: رای تو چیست اگر با امرا ملاقات کنی؟ احنف گفت: سلام کنم و منتظر اجابت شوم. اگر به نزدیکم بخوانند نزدیک روم و اگر دورم بکنند دور شوم. معاویه گفت: با زنت چگونه؟ احنف گفت: ای خلیفه، مرا از جواب این معاف بدار. معاویه گفت: سوگندت همیدهم بازگو. احنف گفت:خلق را نیکو کنم و با ایشان مهربانی ظاهر سازم و نفقه فراوانش دهم که زن را از پهلوی کج آفریده اند. معاویه گفت: رای تو در جماع چگونه است؟ گفت: با او سخن گویم تا به سر میل بیاید و مغازله کنم تا به طربش بیفزاید. آنگاه مجامعت کنم. اگر نطفه در مشیمه اش قرار گیرد بگویم:اللهم اجعله مبارکا ولاتجعله شقیا و صورها احسن تصویرا»(= خداوندا او را فرخنده ساز و سنگدل مساز و به زیباترین صورت، صورت بخش).پس از آن برخاسته وضو بگیرم. پس از آن دستها بشویم و آب بر تن خود بریزم. پس از آن نعمتهای خدا را شکر گویم. معاویه گفت: نیکو جواب گفتی. حاجت خود از من بخواه. احنف گفت: حاجت من از تو این است که از خدا بترسی و در میان رعیت عدالت کنی. پس از آن احنف از مجلس معاویه برخاست و برفت. معاویه گفت: اگر در عراق جز این مرد دانشمندی نباشد همین بس خواهد بود.پس نزهت الزمان گفت: این شمه ای بود از باب ادب.چون قصه بدینجا رسید بامداد شد و شهرزاد لب از داستان فرو بست.*جولان کردن: تندی کردن*مغازله: عشق بازی *مجامعت: آمیزشاَحْنَف بْن قِیْس، ابو بحر صخر بن قیس بن معاویة بن حصین (در ۶۷ ق /۶۸۶ م)، از رجال معروف صدر اسلام که در فتح ایران و وقایع مهم عصر خلافت امام علی (علیهالسلام) و آغاز دولت اموی نقشی بس مهم داشت.درباره زندگی شخصی احنف بن قیس در منابع مطالب زیادی وجود ندارد و گزارشهای وارده بیشتر پیرامون حضور وی در جنگها و فتوحات و مسایل سیاسی آن روز است، اما در عین حال باید گفت او یکی از بزرگان عصر خود بود و نامش ضحاک و گفته شده نام او صخر است و احنف لقب او میباشد. در کتب حالات صحابه آمده، وی حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را درک کرد و حضرت درباره وی دعا کردند، احنف یکی از افراد با عقل و هوش بود. قبیله او در بصره ساکن بودند. وی در میان قبیلهاش بسیار محبوب و مورد توجه بود، بطوری که همه از وی تبعیت میکردند. احنف در جنگ جمل شرکت نکرد و خود را کنار کشید، اما در جنگ صفین در کنار حضرت علی (علیهالسّلام) بود و با معاویه جنگید، او بعد از شهادت علی (علیهالسّلام) هم چنان در بصره زندگی میکرد و خود را از مسائل روز کنار کشیده بود، او در کوفه در سال ۶۷ هجری درگذشت، اما برای خاکسپاری به بصره منتقل گشته و در آنجا دفن شد. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
NOW PLAYING
شب شصت و دوم
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jun 27, 2026 ·35m
Jun 17, 2026 ·86m
Jun 11, 2026 ·121m
Jun 7, 2026 ·84m
Feb 25, 2026 ·28m
Feb 23, 2026 ·50m