شاهنامه خوانی ۱۶۵-پادشاهی هرمزد ۶ بهرام چوبینه. episode artwork

EPISODE · Aug 4, 2023 · 1H 43M

شاهنامه خوانی ۱۶۵-پادشاهی هرمزد ۶ بهرام چوبینه.

from Shahpod. شاه پاد

ستاره شمر گفت بهرام راکه در چارشنبه مزن گام رااگر زین به پیچی گزند آیدتهمه کار ناسودمند آیدتیکی باغ بد در میان سپاهازین روی و زان روی بد رزم‌گاهبشد چارشنبه هم از بامدادبدان باغ کامروز باشیم شادببردند پرمایه گستردنیمی و رود و رامشگر و خوردنیبیامد بدان باغ و می درکشیدچوپاسی ز تیره شب اندر کشیدطلایه بیامد بپرموده گفتکه بهرام را جام و باغست جفتسپهدار ازان جنگیان شش هزارزلشکر گزین کرد گرد و سوارفرستاد تا گرد بر گرد باغبگیرند گردنکشان بی‌چراغچو بهرام آگه شد از کارشانزرای جهانجوی و بازارشانیلان سینه را گفت کای سرافرازبدیوار باغ اندرون رخنه سازپس آنگاه بهرام و ایزد گشسبنشستند با جنگجویان بر اسبازان رخنه باغ بیرون شدندکه دانست کان سرکشان چون شدندبرآمد ز در نالهٔ کرنایسپهبد باسب اندر آورد پایسبک رخنهٔ دیگر اندر زدندسپه را یکایک بهم بر زدندهم تاخت بهرام خشتی بدستچناچون بود مردم نیم مستنجستند گردان کس از دست اویبه خون گشت یازان سر شست اویبرآمد چکاچاک و بانگ سرانچو پولاد را پتک آهنگرانازان باغ تا جای پرموده شاهتن بی‌سران بد فگنده به راهچوآمد بلشکر گه خویش بازشبیخون سگالید گردن فرازچو نیمی زتیره شب اندر گذشتسپهدار جنگی برون شد به دشتسپهبد بران سوی لشکر کشیدزترکان طلایه کس او را ندیدچو آمد به نزدیک‌ی رزمگاهدم نای رویین برآمد ز راهچو آواز کوس آمد و کرنایبجستند ترکان جنگی ز جایزلشکر بران سان برآمد خروشکه شیر ژیان را بدرید گوشبه تاریکی اندر دهاده بخاستز دست چپ لشکر و دست راستیکی مر دگر را ندانست بازشب تیره و نیزه‌های درازبخنجر همی آتش افروختندزمین و هوا را همی‌سوختندز ترکان جنگی فراوان نماندز خون سنگها جز به مرجان نماندگریزان همی‌رفت مهتر چو گرددهن خشک و لبها شده لاجوردچنین تا سپیده‌دمان بردمیدشب تیره گون دامن اندر کشیدسپهدار ایران بترکان رسیدخروشی چوشیر ژیان برکشیدبپرموده گفت ای گریزنده مردتو گرد دلیران جنگی مگردنه مردی هنوز ای پسر کودکیروا باشد ار شیرمادر مکیبدو گفت شاه ای گراینده شیربه خون ریختن چند باشی دلیرزخون سران سیر شد روز جنگبخشکی پلنگ و بدریا نهنگنخواهی شد از خون مردم تو سیربرآنم که هستی تو درنده شیربریده سر ساوه شاه آنک مهربرو داشت تا بود گردان سپهرسپاهی بران گونه کردی تباهکه بخشایش آورد خورشید و ماهازان شاه جنگی منم یادگارمراهم چنان دان که کشتی بزارز ما در همه مرگ را زاده‌ایمار ای دون که ترکیم ار آزاده‌ایمگریزانم و تو پس اندر دماننیابی مرا تا نیاید زماناگر باز گردم سلیحی بچنگمگر من شوم کشته گر تو به جنگمکن تیز مغزی و آتش سرینه زین سان بود مهتر لشکریمن ایدون شوم سوی خرگاه خویشیکی بازجویم سر راه خویشنویسم یک نامه زی شهریارمگر زو شوم ایمن از روزگارگر ای دون که اندر پذیرد مراازین ساختن پس گزیرد مرامن آن بارگه رایکی بنده‌امدل از مهتری پاک برکنده‌امز سرکینه وجنگ را دورکنبخوبی منش بریکی سورکنچوبشنید بهرام زو بازگشتکه برساز شاهی خوش آواز گشتچو از جنگ آن لشکر آسوده شدبلشکر گه شاه پرموده شدهمی‌گشت بر گرد دشت نبردسرسرکشان را زتن دورکردچوبرهم نهاده بد انبوه گشتببالا و پهنا یکی کوه گشتمرآن جای را نامداران یلهمی هرکسی خواند بهرام تلسلیح سواران وچیزی که دیدبجایی که بد سوی آن تل کشیدیکی نامه بنوشت زی شهریارز پر موده و لشکر بی‌شماربگفت آنک ما را چه آمد برویز ترکان و آن شاه پرخاشجویکه از بیم تیغ او سوی چاره شدوزان جایگه شد خوار و آواره شدوزین روی خاقان در دز ببستبانبوه و اندیشه اندر نشستبگشتند گرد در دز بسیندانست سامان جنگش کسیچنین گفت زان پس که سامان جنگکنون نیست در کارکردن درنگیلان سینه راگفت تا سه هزارازان جنگیان برگزیند سوارچهار از یلان نیز آذرگشسبازان جنگیان برنشاند بر اسببفرمود تا هر که را یافتندبگردن زدن تیز بشتافتندمگر نامدار از دز آید برونچوبیند همه دشت را رود خونببد بر در دز ازین سان سه روزچهارم چو بفروخت گیتی فروز

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Aug 4, 2023

Embed this episode

ستاره شمر گفت بهرام راکه در چارشنبه مزن گام رااگر زین به پیچی گزند آیدتهمه کار ناسودمند آیدتیکی باغ بد در میان سپاهازین روی و زان روی بد رزم‌گاهبشد چارشنبه هم از بامدادبدان باغ کامروز باشیم شادببردند پرمایه گستردنیمی و رود و رامشگر و خوردنیبیامد بدان باغ و می درکشیدچوپاسی ز تیره شب اندر کشیدطلایه بیامد بپرموده گفتکه بهرام را جام و باغست جفتسپهدار ازان جنگیان شش هزارزلشکر گزین کرد گرد و سوارفرستاد تا گرد بر گرد باغبگیرند گردنکشان بی‌چراغچو بهرام آگه شد از کارشانزرای جهانجوی و بازارشانیلان سینه را گفت کای سرافرازبدیوار باغ اندرون رخنه سازپس آنگاه بهرام و ایزد گشسبنشستند با جنگجویان بر اسبازان رخنه باغ بیرون شدندکه دانست کان سرکشان چون شدندبرآمد ز در نالهٔ کرنایسپهبد باسب اندر آورد پایسبک رخنهٔ دیگر اندر زدندسپه را یکایک بهم بر زدندهم تاخت بهرام خشتی بدستچناچون بود مردم نیم مستنجستند گردان کس از دست اویبه خون گشت یازان سر شست اویبرآمد چکاچاک و بانگ سرانچو پولاد را پتک آهنگرانازان باغ تا جای پرموده شاهتن بی‌سران بد فگنده به راهچوآمد بلشکر گه خویش بازشبیخون سگالید گردن فرازچو نیمی زتیره شب اندر گذشتسپهدار جنگی برون شد به دشتسپهبد بران سوی لشکر کشیدزترکان طلایه کس او را ندیدچو آمد به نزدیک‌ی رزمگاهدم نای رویین برآمد ز راهچو آواز کوس آمد و کرنایبجستند ترکان جنگی ز جایزلشکر بران سان برآمد خروشکه شیر ژیان را بدرید گوشبه تاریکی اندر دهاده بخاستز دست چپ لشکر و دست راستیکی مر دگر را ندانست بازشب تیره و نیزه‌های درازبخنجر همی آتش افروختندزمین و هوا را همی‌سوختندز ترکان جنگی فراوان نماندز خون سنگها جز به مرجان نماندگریزان همی‌رفت مهتر چو گرددهن خشک و لبها شده لاجوردچنین تا سپیده‌دمان بردمیدشب تیره گون دامن اندر کشیدسپهدار ایران بترکان رسیدخروشی چوشیر ژیان برکشیدبپرموده گفت ای گریزنده مردتو گرد دلیران جنگی مگردنه مردی هنوز ای پسر کودکیروا باشد ار شیرمادر مکیبدو گفت شاه ای گراینده شیربه خون ریختن چند باشی دلیرزخون سران سیر شد روز جنگبخشکی پلنگ و بدریا نهنگنخواهی شد از خون مردم تو سیربرآنم که هستی تو درنده شیربریده سر ساوه شاه آنک مهربرو داشت تا بود گردان سپهرسپاهی بران گونه کردی تباهکه بخشایش آورد خورشید و ماهازان شاه جنگی منم یادگارمراهم چنان دان که کشتی بزارز ما در همه مرگ را زاده‌ایمار ای دون که ترکیم ار آزاده‌ایمگریزانم و تو پس اندر دماننیابی مرا تا نیاید زماناگر باز گردم سلیحی بچنگمگر من شوم کشته گر تو به جنگمکن تیز مغزی و آتش سرینه زین سان بود مهتر لشکریمن ایدون شوم سوی خرگاه خویشیکی بازجویم سر راه خویشنویسم یک نامه زی شهریارمگر زو شوم ایمن از روزگارگر ای دون که اندر پذیرد مراازین ساختن پس گزیرد مرامن آن بارگه رایکی بنده‌امدل از مهتری پاک برکنده‌امز سرکینه وجنگ را دورکنبخوبی منش بریکی سورکنچوبشنید بهرام زو بازگشتکه برساز شاهی خوش آواز گشتچو از جنگ آن لشکر آسوده شدبلشکر گه شاه پرموده شدهمی‌گشت بر گرد دشت نبردسرسرکشان را زتن دورکردچوبرهم نهاده بد انبوه گشتببالا و پهنا یکی کوه گشتمرآن جای را نامداران یلهمی هرکسی خواند بهرام تلسلیح سواران وچیزی که دیدبجایی که بد سوی آن تل کشیدیکی نامه بنوشت زی شهریارز پر موده و لشکر بی‌شماربگفت آنک ما را چه آمد برویز ترکان و آن شاه پرخاشجویکه از بیم تیغ او سوی چاره شدوزان جایگه شد خوار و آواره شدوزین روی خاقان در دز ببستبانبوه و اندیشه اندر نشستبگشتند گرد در دز بسیندانست سامان جنگش کسیچنین گفت زان پس که سامان جنگکنون نیست در کارکردن درنگیلان سینه راگفت تا سه هزارازان جنگیان برگزیند سوارچهار از یلان نیز آذرگشسبازان جنگیان برنشاند بر اسببفرمود تا هر که را یافتندبگردن زدن تیز بشتافتندمگر نامدار از دز آید برونچوبیند همه دشت را رود خونببد بر در دز ازین سان سه روزچهارم چو بفروخت گیتی فروز

Distinct summary based on available episode metadata or transcript content.

NOW PLAYING

شاهنامه خوانی ۱۶۵-پادشاهی هرمزد ۶ بهرام چوبینه.

0:00 1:43:32

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

قاب تاریخ Mohamad Nazemi تاریخ، روایت کارهای درست و اشتباه بشره که با مرورش شاید محکوم به تکرارش نباشیم. در قاب تاریخ، شخصیتهای مهم ملی معرفی میشن و برهه‌ای از زندگی و فعالیتهاشون مورد بررسی قرار می‌گیره.حمایت از پادکست : https://hamibash.com/ttarikhبعضی از شخصیتهای معرفی شده: محمدعلی فروغی - مهدی بازرگان - شیخ فضل الله نوری - رضا شاه - محمدرضا شاه - اکبر هاشمی رفسنجانی - سید حسن مدرس - عبدالحسین تیمورتاش - علی اکبر داور - اشرف پهلوی - فرح دیبا - فرخ‌رو پارسا - عبدالحسین هژیر - صادق خلخالی - تقی ارانی - مریم فیروز -حسینعلی منتظری - سید محمود طالقانی - شاپور بختیار - تیمور بختیار - فضل‌الله زاهدی - اردشیر زاهدی - حسین فردوست - حاجعلی رزم‌آرا - سید مجتبی نواب صفوی - ابوالحسن بنی صدر - ابراهیم یزدی - سید ابوالقاسم کاشانی - سید محمد بهشتی - علی امینی - مرتضی مطهری - نادر جهانبانی - مظفر بقایی و ... قاب تاریخ Mohamad Nazemi تاریخ، روایت کارهای درست و اشتباه بشره که با مرورش شاید محکوم به تکرارش نباشیم. در قاب تاریخ، شخصیتهای مهم ملی معرفی میشن و برهه‌ای از زندگی و فعالیتهاشون مورد بررسی قرار می‌گیره.بعضی از شخصیتهای معرفی شده: محمدعلی فروغی - مهدی بازرگان - شیخ فضل الله نوری - رضا شاه - محمدرضا شاه - اکبر هاشمی رفسنجانی - سید حسن مدرس - عبدالحسین تیمورتاش - علی اکبر داور - اشرف پهلوی - فرح دیبا - فرخ‌رو پارسا - عبدالحسین هژیر - صادق خلخالی - تقی ارانی - مریم فیروز -حسینعلی منتظری - سید محمود طالقانی - شاپور بختیار - تیمور بختیار - فضل‌الله زاهدی - اردشیر زاهدی - حسین فردوست - حاجعلی رزم‌آرا - سید مجتبی نواب صفوی - ابوالحسن بنی صدر - ابراهیم یزدی - سید ابوالقاسم کاشانی - سید محمد بهشتی - علی امینی - مرتضی مطهری - نادر جهانبانی - مظفر بقایی و ... دچار Dochar Podcast اسم این پادکست دچاره چون قراره به سراغ شخصیتهایی بریم که دچار یه وضعیت غیرعادی تو زندگیشون شدن. این وضعیت میتونه تراژیک، دلیرانه و یا حتی عاشقانه باشه. اون شخص هم ممکنه به سیاستش، هنرش، قلمش و یا صفتهای دیگه‌ای معروف باشه.شخصیتهای معرفی شده: ستارخان - قیصر امین پور - حسین فاطمی - سهراب سپهری - محمود حسابی - علی اکبر دهخدا - غلام‌رضا تختی - عارف قزوینی - شهریار - هوشنگ ابتهاج - کمال الملک - هوشنگ مرادی کرمانی - ابن سینا - علی شریعتی - درویش خان - مهدی اخوان ثالث - نادر ابراهیمی - لئو تولستوی - ابوالحسن صبا - حسین منزوی - ارنست همینگوی - صمد بهرنگی - فرهاد مهراد - حبیب سماعی - فئودور داستایفسکی - حکیم عمر خیام - راسپوتین - غلامحسین بنان - خسرو شکیبایی - فریدون مشیری - حسن صباح - ولفگانگ آمادئوس موتسارت - سیمین دانشور و جلال آل احمد - امیرکبیر - فرانتس کافکا - نیما یوشیج - عزت الله انتظامی - آنتوان سنت اگزوپری - ناصرالدین شاه - میرزاده عشقی - کلنل محمدتقی خان پسیان - صدام حسین - میخائیل بولگاکف - نظامی گنجوی - جبار باغچه بان - فدریکو گارسیا لورکا - شعبان جعفری - ویلیام شکسپیر - علی حاتمی دچار Dochar Podcast اسم این پادکست دچاره چون قراره به سراغ شخصیتهایی بریم که دچار یه وضعیت غیرعادی تو زندگیشون شدن. این وضعیت میتونه تراژیک، دلیرانه و یا حتی عاشقانه باشه. اون شخص هم ممکنه به سیاستش، هنرش، قلمش و یا صفتهای دیگه‌ای معروف باشه.شخصیتهای معرفی شده: ستارخان - قیصر امین پور - حسین فاطمی - سهراب سپهری - محمود حسابی - علی اکبر دهخدا - غلام‌رضا تختی - عارف قزوینی - شهریار - هوشنگ ابتهاج - کمال الملک - هوشنگ مرادی کرمانی - ابن سینا - علی شریعتی - درویش خان - مهدی اخوان ثالث - نادر ابراهیمی - لئو تولستوی - ابوالحسن صبا - حسین منزوی - ارنست همینگوی - صمد بهرنگی - فرهاد مهراد - حبیب سماعی - فئودور داستایفسکی - حکیم عمر خیام - راسپوتین - غلامحسین بنان - خسرو شکیبایی - فریدون مشیری - حسن صباح - ولفگانگ آمادئوس موتسارت - سیمین دانشور و جلال آل احمد - امیرکبیر - فرانتس کافکا - نیما یوشیج - عزت الله انتظامی - آنتوان سنت اگزوپری - ناصرالدین شاه - میرزاده عشقی - کلنل محمدتقی خان پسیان - صدام حسین - میخائیل بولگاکف - نظامی گنجوی - جبار باغچه بان - فدریکو گارسیا لورکا - شعبان جعفری - ویلیام شکسپیر - علی حاتمی

Frequently Asked Questions

How long is this episode of Shahpod. شاه پاد?

This episode is 1 hour and 43 minutes long.

When was this Shahpod. شاه پاد episode published?

This episode was published on August 4, 2023.

Can I download this Shahpod. شاه پاد episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!