EPISODE · Sep 1, 2023 · 2H 13M
شاهنامه خوانی در خانه ادب پارسی ۱۷۳-پادشاهی خسرو پرویز۵
from Shahpod. شاه پاد
چوپیدا شد آن چادر قیرگوندرفشان شد اختر بچرخ اندرونچو آواز دارندهٔ پاس خاستقلم خواست بهرام و قرطاس خواستبیامد دبیر خردمند و راددوات و قلم پیش دانا نهادبدو گفت عهدی ز ایرانیانبباید نوشتن برین پرنیانکه بهرام شاهست و پیروزبختسزاوار تاج است و زیبای تختنجوید جز از راستی درجهانچه در آشکار و چه اندر نهاننوشته شد آن شمع برداشتندشب تیره باندیشه بگذاشتندچو پنهان شد آن چادر لاژوردجهان شد ز دیدار خورشید زردبیامد یکی مرد پیروزبختنهاد اندر ایوان بهرام تختبرفتند ایوان شاهی چو عاجبیاویختند از برگاه تاجبرتخت زرین یکی زیرگاهنهادند و پس برگشادند راهنشست از بر تخت بهرامشاهبه سر برنهاد آن کیانی کلاهدبیرش بیاورد عهد کیاننوشته بران پربها پرنیانگوایی نوشتند یکسر مهانکه بهرام شد شهریار جهانبران نامه چون نام کردند یادبروبر یکی مهر زرین نهادچنین گفت کاین پادشاهی مراستبدین بر شما پاک یزدان گواستچنین هم بماناد سالی هزارکه از تخمهٔ من بود شهریارپسر بر پسر هم چنین ارجمندبماناد با تاج و تخت بلندبذر مه اندر بد و روز هورکه از شیر پر دخته شد پشت گورچنین گفت زان پس بایرانیانکه برخاست پرخاش و کین از میانکسی کوبرین نیست همداستاناگر کژ باشید اگر راستانبه ایران مباشید بیش از سه روزچهارم چو از چرخ گیتی فروزبر آید همه نزد خسرو شویدبرین بوم و بر بیش ازین مغنویدنه از دل برو خواندند آفرینکه پردخته از تو مبادا زمینهرآنکس که با شاه پیوسته بودبران پادشاهی دلش خسته بودبرفتند زان بوم تا مرز رومپراگنده گشتند ز آباد بوم
Embed this episode
What this episode covers
چوپیدا شد آن چادر قیرگوندرفشان شد اختر بچرخ اندرونچو آواز دارندهٔ پاس خاستقلم خواست بهرام و قرطاس خواستبیامد دبیر خردمند و راددوات و قلم پیش دانا نهادبدو گفت عهدی ز ایرانیانبباید نوشتن برین پرنیانکه بهرام شاهست و پیروزبختسزاوار تاج است و زیبای تختنجوید جز از راستی درجهانچه در آشکار و چه اندر نهاننوشته شد آن شمع برداشتندشب تیره باندیشه بگذاشتندچو پنهان شد آن چادر لاژوردجهان شد ز دیدار خورشید زردبیامد یکی مرد پیروزبختنهاد اندر ایوان بهرام تختبرفتند ایوان شاهی چو عاجبیاویختند از برگاه تاجبرتخت زرین یکی زیرگاهنهادند و پس برگشادند راهنشست از بر تخت بهرامشاهبه سر برنهاد آن کیانی کلاهدبیرش بیاورد عهد کیاننوشته بران پربها پرنیانگوایی نوشتند یکسر مهانکه بهرام شد شهریار جهانبران نامه چون نام کردند یادبروبر یکی مهر زرین نهادچنین گفت کاین پادشاهی مراستبدین بر شما پاک یزدان گواستچنین هم بماناد سالی هزارکه از تخمهٔ من بود شهریارپسر بر پسر هم چنین ارجمندبماناد با تاج و تخت بلندبذر مه اندر بد و روز هورکه از شیر پر دخته شد پشت گورچنین گفت زان پس بایرانیانکه برخاست پرخاش و کین از میانکسی کوبرین نیست همداستاناگر کژ باشید اگر راستانبه ایران مباشید بیش از سه روزچهارم چو از چرخ گیتی فروزبر آید همه نزد خسرو شویدبرین بوم و بر بیش ازین مغنویدنه از دل برو خواندند آفرینکه پردخته از تو مبادا زمینهرآنکس که با شاه پیوسته بودبران پادشاهی دلش خسته بودبرفتند زان بوم تا مرز رومپراگنده گشتند ز آباد بوم
NOW PLAYING
شاهنامه خوانی در خانه ادب پارسی ۱۷۳-پادشاهی خسرو پرویز۵
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.