EPISODE · Aug 6, 2021 · 26 MIN
شکایت
from کتابخانه گلها
#یک_شاخه_گلبرنامه شماره 459#ایرج#سعدی#اوحدی_مراغه_ای#عفت_قاجار#علاالدوله_سمنانی#بزرگ_لشگری#کمره_ای_فراهانی#احمد_عبادی#فیروزه_امیرمعزهست در شهر محبت تازه هادر کتاب دوستی شیرازه هاغیر عشقم هیچ در تقریر نهدل ز یاد عشق هرگز سیر نهتشنگان را نیست لذت جز در آبخستگان را نیست راحت جز به خواباین ذوق و سماع ما مجازی نبوداین وجد که حال ماست بازی نبودبا بی خردان بگو که ای بی خبرانبیهوده سخن به این درازی نبودبه غیر ذکر تو من دم زنم، خدا نکندز آستان توام حق، دمی جدا نکندلب تو عهدی دارد که بوسه ام ندهدبه عهد خویش لب لعل تو وفا نکنداگر به غیر تو چیز دگر دلم خواهدخدای در دو جهان حاجتش روا نکندعلاالدوله در این عالم و در آن عالمز دست دامن عشق تورا رها نکندصد خانه اگر به طاعت آباد کنیبه زان نبود که خاطری شاد کنیگر بنده کنی به لطف آزادی رابهتر که هزار بنده آزاد کنیبگذار تا مقابل روی تو بگذریمدزدیده در شمایل خوب تو بنگریمشوق است در جدایی و جور است در نظرهم جور به که طاقت شوقت نیاوریماز دشمنان برند شکایت به دوستانچون دوست دشمن است شکایت کجا بریمآمد نهفته در برم از جان نهفته ترروی هزار مرتبه از گل شکفته ترامشب چراغ بزم که بودی که بوده ایاز چشم شب نخفته ی من شب نخفته ترمکن آزار من ای شوخ سمتکار مکنرحم کن رحم خدا را مکن این کار مکنمانده از قافله بیمار غم و جان بر لبساربانا نفسی صبر کن و بار مکنرفته بودم که کشم دامن و ترک تو کنمعشق در دامنم آویخت که زنهار مکنآن سیه چرده که خلقی نگرانند او راخوبرویان جهان بنده به جانند او رادامنش پاک ز عار است و تنش پاک ز عیبپاکبازان جهان بنده از آنند او رانیست بی مصلحتی دوری او از سر منبرمیدم ز برش تا نرمانند او راقیمت قامت او را من بی دل دانمورنه این یک دو سه افسرده چه دانند او راای که گشت اوحدی از بهر تو بدنام جهانبنده ی توست به هر نام که خوانند او را
What this episode covers
#یک_شاخه_گلبرنامه شماره 459#ایرج#سعدی#اوحدی_مراغه_ای#عفت_قاجار#علاالدوله_سمنانی#بزرگ_لشگری#کمره_ای_فراهانی#احمد_عبادی#فیروزه_امیرمعزهست در شهر محبت تازه هادر کتاب دوستی شیرازه هاغیر عشقم هیچ در تقریر نهدل ز یاد عشق هرگز سیر نهتشنگان را نیست لذت جز در آبخستگان را نیست راحت جز به خواباین ذوق و سماع ما مجازی نبوداین وجد که حال ماست بازی نبودبا بی خردان بگو که ای بی خبرانبیهوده سخن به این درازی نبودبه غیر ذکر تو من دم زنم، خدا نکندز آستان توام حق، دمی جدا نکندلب تو عهدی دارد که بوسه ام ندهدبه عهد خویش لب لعل تو وفا نکنداگر به غیر تو چیز دگر دلم خواهدخدای در دو جهان حاجتش روا نکندعلاالدوله در این عالم و در آن عالمز دست دامن عشق تورا رها نکندصد خانه اگر به طاعت آباد کنیبه زان نبود که خاطری شاد کنیگر بنده کنی به لطف آزادی رابهتر که هزار بنده آزاد کنیبگذار تا مقابل روی تو بگذریمدزدیده در شمایل خوب تو بنگریمشوق است در جدایی و جور است در نظرهم جور به که طاقت شوقت نیاوریماز دشمنان برند شکایت به دوستانچون دوست دشمن است شکایت کجا بریمآمد نهفته در برم از جان نهفته ترروی هزار مرتبه از گل شکفته ترامشب چراغ بزم که بودی که بوده ایاز چشم شب نخفته ی من شب نخفته ترمکن آزار من ای شوخ سمتکار مکنرحم کن رحم خدا را مکن این کار مکنمانده از قافله بیمار غم و جان بر لبساربانا نفسی صبر کن و بار مکنرفته بودم که کشم دامن و ترک تو کنمعشق در دامنم آویخت که زنهار مکنآن سیه چرده که خلقی نگرانند او راخوبرویان جهان بنده به جانند او رادامنش پاک ز عار است و تنش پاک ز عیبپاکبازان جهان بنده از آنند او رانیست بی مصلحتی دوری او از سر منبرمیدم ز برش تا نرمانند او راقیمت قامت او را من بی دل دانمورنه این یک دو سه افسرده چه دانند او راای که گشت اوحدی از بهر تو بدنام جهانبنده ی توست به هر نام که خوانند او را
NOW PLAYING
شکایت
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Jul 19, 2026 ·12m
Jul 19, 2026 ·9m
Jul 19, 2026 ·17m
Jul 18, 2026 ·20m
Jul 18, 2026 ·19m
Jul 18, 2026 ·9m