اسماعیل خویی | از شعر گفتن episode artwork

EPISODE · Dec 25, 2025 · 8 MIN

اسماعیل خویی | از شعر گفتن

from شعر | با صدای شاعر

▨ نام شعر: از شعر گفتن▨ شاعر: اسماعیل خویی▨ با صدای: اسماعیل خویی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــبرای تو ای شعربرای تو گر کار‌ی‌ام هست با کار هر چیزور آزاری‌ام هست از آزار هر کسبرای تو گر می‌پرم آن‌سوی پَرزدن‌گاهِ شاهینوگر می‌نشینم بر این سفره از لاشِ کرکستویی تو که در هیچ‌زارِ نبودِ تو هر عشق و هر مرگبه هر روی و هر سو که باشدبه ارزانیِ پستِ پیشامدی روزمرهَ‌ستتویی کز تو مردابِ هر هستبه موجی روان‌میرکز افتادنِ ریگی از دستِ بازی‌سرشتِ تو لبخندوارش شکوفنده باشد به رخساره غرّهَ‌ستتو تیراژه را واژه سازیتو از واژه تیراژه سازیزبان از تو شکلِ جهان استجهان از تو شکلِ دهانی استخموش و سرایاو شکلِ تو فواره‌ی ناگهانی استگذاران و پایاجهان بی‌تو کوهی‌ستاز سنگیِ سرداز سردِ سنگیچو دیوارِ خارا عبوس و درنگیو هیچ از همه رخنه‌دارانِ خورشید و باراندر او در نکاریبر او بر نکاراجهان بی‌تو دیوارآریمن این متّه‌وار نگاه از تو دارمشکافا و کاواتو فریادِ فریادخاموشیِ خامُشییادِ یادیتو دیدارِ دیدارغمِ هرچه غمشادیِ هرچه شادیتو آوا، تو معنا، تو آوایی معنا، تو معنای آوا، تو معنایی معنا، تو آوای آواتو آهنگِ خاموشِ شبگیرتو موسیقیِ روشنِ ماهتوسکوتِ نتِ شبنمی بر کلیدِ سُلِ گلتو زیبایی هرچه زیباییآن‌گاهکه زیبایی گنگِ گویابدل می‌شود از بلندای فریادخواهِ نگاهمبه ژرفای خاموشی از آهتو گلبانگِ پژواکِ هرجا شکفتنتو پژواکِ گلبانگِ خاموش‌ماندن در آن‌سویِ گفتنسرودِ ستارهنواهای گمگشته‌ی کهکشانیتو نبضِ تپیدن درونِ دلِ جانتو آنی که گم کرده بودم تو را منتو جانجانِ جانجانِ جانِ جهانیتو آنی که گم کرده‌ام منتو آنی که گم می‌کنممنتو را هرچه پیداتری توتو آوای معناکه معنای بی‌هم‌زبانِ مراای تو معنای معنایم از هرچه آوا هم‌آواتری توتو جدّی‌ترین بازیِ جانتو «بازی» چو بازیتو تنها نیاز منیتوبه تنهاترین بی‌نیازیو در هرچه چشمهَ‌ست در طولِ راهمتویی عکسِ سیمینه‌ی ماهیِ ماه در آبمراییچو صیادِ جانِ من از دست توری کُنَد کودکانهمراییبه هرباره در مشتو هموارهَ‌م آن‌سویِ مشتیچو ماهی کِش از آب گیرند و بازش سپارند با آبچه بسیارها بارمرا داده‌ای زندگانی از آن پس که کُشتیتو پژواکِ گلبانگِ هرجا شکفتنچه در خوشه‌زارانِ چندان‌همه کهکشان‌های آن‌سوی جاوید و افلاکچه در کهکشان‌های چندین‌همه گلبنان از بهارانِ اکنون و این‌جا بر این خاکتو گلبانگِ پژواک ناگفته‌ترماندنِ واژه‌آراترین گفتنی‌ها پس از هرچه گفتنچه با واژگانِ خروشان و جوشانِ دریآسمان‌های هرجای آغازچه با ساز و آوازِ هر رازکه خیلِ نوازندگانِ بهارانـ همین بی‌قرارانِ چندین‌همه چشمه‌ساران و چندین‌همه آبشاران و چندین‌همه جویبارانز چندین‌همه سوهمه سویِ دریا گذاران ـبه تکرار گویند و خواهند گفتن بسی بازتو مضراب‌های وزیدن در آهنگِ آژنگبه سنتورِ رخسارِ هر رودباری در آن دورتو سیمِ نسیمیبه‌هنگامکه هر گاه بی‌گاه می‌گردد انگارو هر رودباری بدل می‌نُماید در آن دورسیمابِ سیمای خود را به سنتورو سیتارِ گیسوی بید است پیدا در آیینه‌ی اوو تنبورِ باران نوازد در آیینه‌ی سینه‌ی اوو در دسته‌ی ابرها تندران دف‌زنانندو در صفِّ نظّارگان برگ‌ها کف‌زنانندو پاریر و امسالی از هرچه سو در نوایند و در شورتو...پگاهِ توپروازگاهِ تو رامنپسینِ تومرگ‌آفرین تو رامی‌شناسمبرای تو خواهم به شکلِ تو در هم تنیدن گسل‌های بی‌شکلی ناگهان رابرای تو خواهم به شکلِ تو بازآفریدن جهان راتو ...تو ...شکلِ توپروازی از بامِ نارنجیِ پَرزدن تا به فرجامِ خونینِ پرپرزدنمنتو را می‌شناسمو خورشیدم از آفتابی شدن بی‌نیاز استبه بامِ توامابه بام تو بی‌چاره می‌مانماز سر زدنمن!▨ اسماعیل خوییاز مجموعه شعر بیدر کجا - ۱۳۷۹

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Dec 25, 2025

Embed this episode

▨ نام شعر: از شعر گفتن▨ شاعر: اسماعیل خویی▨ با صدای: اسماعیل خویی▨ پالایش و تنظیم: شهروزــــــــــــــــــــــــبرای تو ای شعربرای تو گر کار‌ی‌ام هست با کار هر چیزور آزاری‌ام هست از آزار هر کسبرای تو گر می‌پرم آن‌سوی پَرزدن‌گاهِ شاهینوگر می‌نشینم بر این سفره از لاشِ کرکستویی تو که در هیچ‌زارِ نبودِ تو هر عشق و هر مرگبه هر روی و هر سو که باشدبه ارزانیِ پستِ پیشامدی روزمرهَ‌ستتویی کز تو مردابِ هر هستبه موجی روان‌میرکز افتادنِ ریگی از دستِ بازی‌سرشتِ تو لبخندوارش شکوفنده باشد به رخساره غرّهَ‌ستتو تیراژه را واژه سازیتو از واژه تیراژه سازیزبان از تو شکلِ جهان استجهان از تو شکلِ دهانی استخموش و سرایاو شکلِ تو فواره‌ی ناگهانی استگذاران و پایاجهان بی‌تو کوهی‌ستاز سنگیِ سرداز سردِ سنگیچو دیوارِ خارا عبوس و درنگیو هیچ از همه رخنه‌دارانِ خورشید و باراندر او در نکاریبر او بر نکاراجهان بی‌تو دیوارآریمن این متّه‌وار نگاه از تو دارمشکافا و کاواتو فریادِ فریادخاموشیِ خامُشییادِ یادیتو دیدارِ دیدارغمِ هرچه غمشادیِ هرچه شادیتو آوا، تو معنا، تو آوایی معنا، تو معنای آوا، تو معنایی معنا، تو آوای آواتو آهنگِ خاموشِ شبگیرتو موسیقیِ روشنِ ماهتوسکوتِ نتِ شبنمی بر کلیدِ سُلِ گلتو زیبایی هرچه زیباییآن‌گاهکه زیبایی گنگِ گویابدل می‌شود از بلندای فریادخواهِ نگاهمبه ژرفای خاموشی از آهتو گلبانگِ پژواکِ هرجا شکفتنتو پژواکِ گلبانگِ خاموش‌ماندن در آن‌سویِ گفتنسرودِ ستارهنواهای گمگشته‌ی کهکشانیتو نبضِ تپیدن درونِ دلِ جانتو آنی که گم کرده بودم تو را منتو جانجانِ جانجانِ جانِ جهانیتو آنی که گم کرده‌ام منتو آنی که گم می‌کنممنتو را هرچه پیداتری توتو آوای معناکه معنای بی‌هم‌زبانِ مراای تو معنای معنایم از هرچه آوا هم‌آواتری توتو جدّی‌ترین بازیِ جانتو «بازی» چو بازیتو تنها نیاز منیتوبه تنهاترین بی‌نیازیو در هرچه چشمهَ‌ست در طولِ راهمتویی عکسِ سیمینه‌ی ماهیِ ماه در آبمراییچو صیادِ جانِ من از دست توری کُنَد کودکانهمراییبه هرباره در مشتو هموارهَ‌م آن‌سویِ مشتیچو ماهی کِش از آب گیرند و بازش سپارند با آبچه بسیارها بارمرا داده‌ای زندگانی از آن پس که کُشتیتو پژواکِ گلبانگِ هرجا شکفتنچه در خوشه‌زارانِ چندان‌همه کهکشان‌های آن‌سوی جاوید و افلاکچه در کهکشان‌های چندین‌همه گلبنان از بهارانِ اکنون و این‌جا بر این خاکتو گلبانگِ پژواک ناگفته‌ترماندنِ واژه‌آراترین گفتنی‌ها پس از هرچه گفتنچه با واژگانِ خروشان و جوشانِ دریآسمان‌های هرجای آغازچه با ساز و آوازِ هر رازکه خیلِ نوازندگانِ بهارانـ همین بی‌قرارانِ چندین‌همه چشمه‌ساران و چندین‌همه آبشاران و چندین‌همه جویبارانز چندین‌همه سوهمه سویِ دریا گذاران ـبه تکرار گویند و خواهند گفتن بسی بازتو مضراب‌های وزیدن در آهنگِ آژنگبه سنتورِ رخسارِ هر رودباری در آن دورتو سیمِ نسیمیبه‌هنگامکه هر گاه بی‌گاه می‌گردد انگارو هر رودباری بدل می‌نُماید در آن دورسیمابِ سیمای خود را به سنتورو سیتارِ گیسوی بید است پیدا در آیینه‌ی اوو تنبورِ باران نوازد در آیینه‌ی سینه‌ی اوو در دسته‌ی ابرها تندران دف‌زنانندو در صفِّ نظّارگان برگ‌ها کف‌زنانندو پاریر و امسالی از هرچه سو در نوایند و در شورتو...پگاهِ توپروازگاهِ تو رامنپسینِ تومرگ‌آفرین تو رامی‌شناسمبرای تو خواهم به شکلِ تو در هم تنیدن گسل‌های بی‌شکلی ناگهان رابرای تو خواهم به شکلِ تو بازآفریدن جهان راتو ...تو ...شکلِ توپروازی از بامِ نارنجیِ پَرزدن تا به فرجامِ خونینِ پرپرزدنمنتو را می‌شناسمو خورشیدم از آفتابی شدن بی‌نیاز استبه بامِ توامابه بام تو بی‌چاره می‌مانماز سر زدنمن!▨ اسماعیل خوییاز مجموعه شعر بیدر کجا - ۱۳۷۹

Distinct summary based on available episode metadata or transcript content.

NOW PLAYING

اسماعیل خویی | از شعر گفتن

0:00 8:21

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

No similar episodes found.

Ravi | پادکست فارسی راوی arash kaviani ما روایت گر قصه زندگی افرادی هستیم که یک چالشی توی زندگیشون باعث شده قصه زندگیشون شنیدنی تر بشه.قصه های هر اپیزود کاملا جدا از اپیزود های دیگه هستش مگر اینکه اپیزود سریالی باشه.پس با خیال راحت از هر قصه ای خواستید شروع کنید.#قصه زندگی#فارسی#قصه واقعی#زندگی واقعی#زندگی#ایرانی SBS Persian - اس بی اس فارسی Independent news and stories from SBS Audio, connecting you to life in Australia and Persian-speaking Australians. - ارائه مستقل اخبار و گزارش های گوناگون که شما را با زندگی در استرالیا و جامعه فارسی زبان استرالیا پیوند می دهد. Saate Sefr Podcast | پادکست ساعت صفر Amin Matin ساعت صفر روایتی پر از رمز و راز درباره زمانساعت صفر اولین و پرشنونده‌ترین پادکست داستانی فارسی‌زبان است؛ یک داستان سریالی هیجان‌انگیز، مرموز و شنیدنی که از سال ۱۳۹۸ منتشر شده و تاکنون بیش از ۴ میلیون بار دانلود شده است.این پادکست روایتی کاملاً اورجینال است که توسط تیم ساعت صفر نوشته و ساخته شده. داستان درباره شخصیت‌هایی است که به‌طور اتفاقی یا شاید هم به‌خواست سرنوشت، تجربه سفر در زمان را به دست می‌آورند. آن‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی، دنیاهای موازی، پیش از انقلاب، و حتی در سال‌های آینده با ماجراهای پیچیده‌ای روبه‌رو می‌شوند؛ جایی که مرز بین واقعیت و خیال به چالش کشیده می‌شود.ساعت صفر فقط یک داستان نیست؛ بلکه یک تجربه صوتی منحصر‌به‌فرد است که با روایت داستانی پرکشش، اتمسفرسازی قوی، و صداگذاری حرفه‌ای، شما را به سفری در دل اسرارآمیزترین رازهای زمان می‌برد.  کلیه حقوق آن در ایران متعلق به شرکت آیین مکث سیمرغ و در خارج از پادکست بوطیقا (شعر و ادبیات فارسی) Boutigha Podcast پادکستی برای معرفی بهترین‌های شعر، هنر و ادبیات فارسی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of شعر | با صدای شاعر?

This episode is 8 minutes long.

When was this شعر | با صدای شاعر episode published?

This episode was published on December 25, 2025.

Can I download this شعر | با صدای شاعر episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!