EPISODE · Dec 31, 2022 · 1H 40M
یکصدو سومین نشست شاهنامه خوانی رستم وشغاد
from Shahpod. شاه پاد
یکی پیر بد نامش آزاد سروکه با احمد سهل بودی به مرودلی پر ز دانش سری پر سخنزبان پر ز گفتارهای کهنکجا نامهٔ خسروان داشتیتن و پیکر پهلوان داشتیبه سام نریمان کشیدی نژادبسی داشتی رزم رستم به یادبگویم کنون آنچ ازو یافتمسخن را یک اندر دگر بافتماگر مانم اندر سپنجی سرایروان و خرد باشدم رهنمایسرآرم من این نامهٔ باستانبه گیتی بمانم یکی داستانبه نام جهاندار محمود شاهابوالقاسم آن فر دیهیم و گاهخداوند ایران و نیران و هندز فرش جهان شد چو رومی پرندبه بخشش همی گنج بپراگندبه دانایی از گنج نام آگندبزرگست و چون سالیان بگذردازو گوید آنکس که دارد خردز رزم و ز بزم و ز بخش و شکارز دادش جهان شد چو خرم بهارخنک آنک بیند کلاه وراهمان بارگاه و سپاه ورادو گوش و دو پای من آهو گرفتتهی دستی و سال نیرو گرفتببستم برین گونه بدخواه بختبنالم ز بخت بد و سال سختشب و روز خوانم همی آفرینبران دادگر شهریار زمینهمه شهر با من بدین یاورندجز آنکس که بددین و بدگوهرندکه تا او به تخت کیی برنشستدر کین و دست بدی را ببستبپیچاند آن را که بیشی کندوگر چند بیشی ز پیشی کندببخشاید آن را که دارد خردز اندازهٔ روز برنگذردازو یادگاری کنم در جهانکه تا هست مردم نگردد نهانبدین نامهٔ شهریاران پیشبزرگان و جنگی سواران پیشهمه رزم و بزمست و رای و سخنگذشته بسی روزگار کهنهمان دانش و دین و پرهیز و رایهمان رهنمونی به دیگر سرایز چیزی کزیشان پسند آیدشهمین روز را سودمند آیدشکزان برتران یادگارش بودهمان مونس روزگارش بودهمی چشم دارم بدین روزگارکه دینار یابم من از شهریاردگر چشم دارم به دیگر سرایکه آمرزش آید مرا از خدایکه از من پس از مرگ ماند نشانز گنج شهنشاه گردنکشانکنون بازگردم به گفتار سروفروزندهٔ سهل ماهان به مرو
Embed this episode
What this episode covers
یکی پیر بد نامش آزاد سروکه با احمد سهل بودی به مرودلی پر ز دانش سری پر سخنزبان پر ز گفتارهای کهنکجا نامهٔ خسروان داشتیتن و پیکر پهلوان داشتیبه سام نریمان کشیدی نژادبسی داشتی رزم رستم به یادبگویم کنون آنچ ازو یافتمسخن را یک اندر دگر بافتماگر مانم اندر سپنجی سرایروان و خرد باشدم رهنمایسرآرم من این نامهٔ باستانبه گیتی بمانم یکی داستانبه نام جهاندار محمود شاهابوالقاسم آن فر دیهیم و گاهخداوند ایران و نیران و هندز فرش جهان شد چو رومی پرندبه بخشش همی گنج بپراگندبه دانایی از گنج نام آگندبزرگست و چون سالیان بگذردازو گوید آنکس که دارد خردز رزم و ز بزم و ز بخش و شکارز دادش جهان شد چو خرم بهارخنک آنک بیند کلاه وراهمان بارگاه و سپاه ورادو گوش و دو پای من آهو گرفتتهی دستی و سال نیرو گرفتببستم برین گونه بدخواه بختبنالم ز بخت بد و سال سختشب و روز خوانم همی آفرینبران دادگر شهریار زمینهمه شهر با من بدین یاورندجز آنکس که بددین و بدگوهرندکه تا او به تخت کیی برنشستدر کین و دست بدی را ببستبپیچاند آن را که بیشی کندوگر چند بیشی ز پیشی کندببخشاید آن را که دارد خردز اندازهٔ روز برنگذردازو یادگاری کنم در جهانکه تا هست مردم نگردد نهانبدین نامهٔ شهریاران پیشبزرگان و جنگی سواران پیشهمه رزم و بزمست و رای و سخنگذشته بسی روزگار کهنهمان دانش و دین و پرهیز و رایهمان رهنمونی به دیگر سرایز چیزی کزیشان پسند آیدشهمین روز را سودمند آیدشکزان برتران یادگارش بودهمان مونس روزگارش بودهمی چشم دارم بدین روزگارکه دینار یابم من از شهریاردگر چشم دارم به دیگر سرایکه آمرزش آید مرا از خدایکه از من پس از مرگ ماند نشانز گنج شهنشاه گردنکشانکنون بازگردم به گفتار سروفروزندهٔ سهل ماهان به مرو
NOW PLAYING
یکصدو سومین نشست شاهنامه خوانی رستم وشغاد
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.