از ساختار فعلی جهان چه کسانی بیشترین سود رو می‌برن؟ episode artwork

EPISODE · Sep 13, 2026 · 31 MIN

از ساختار فعلی جهان چه کسانی بیشترین سود رو می‌برن؟

from پادکستِ سیالکتیک · host NewshaCast UG

اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز.لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:رادیو سیتکام.لینک رسیدن به پادکست سیالکتیکپادکست سیالکتیک.درباره این قسمت:.اگر بخواهم بر اساس اقتصاد سیاسی، تاریخ سرمایه‌داری و وضعیت ۲۰۲۶ طبقه‌بندی کنم، تقریباً این شکلی است: ۱. صاحبان سرمایه؛ برنده شماره یک مهم‌ترین تمایز جهان امروز این است: کسی که درآمدش عمدتاً از کار می‌آید، و کسی که درآمدش عمدتاً از مالکیت می‌آید، در دو بازی متفاوت زندگی می‌کنند. اگر خانه، زمین، سهام، شرکت، حق مالکیت فکری، منابع طبیعی یا دارایی مالی داشته باشی، رشد اقتصاد می‌تواند بدون افزایش ساعات کار تو ثروتت را بالا ببرد. در مقابل، کارگر عمدتاً باید دوباره و دوباره زمانش را بفروشد. این همان چیزی است که باعث می‌شود مسئله صرفاً «ثروتمند بودن» نباشد؛ مالکیت روی جریان‌های آینده درآمد است. ثروت میلیاردرها در ۲۰۲۵ به حدود ۱۸.۳ تریلیون دلار رسید و تعداد میلیاردرها از ۳۰۰۰ نفر عبور کرد. البته این داده Oxfam است و روش‌شناسی و تفسیر سیاسی خودش را دارد، بنابراین نباید آن را به‌عنوان حقیقت نهایی تلقی کرد؛ اما روند تمرکز مالکیت را منابع متعدد تأیید می‌کنند. ۲. صاحبان گلوگاه‌ها این گروه از میلیاردرها حتی مهم‌تر است. در هر سیستم پیچیده، کسی که گلوگاه را کنترل می‌کند، قدرت غیرعادی دارد. مثلاً:تراشه‌های پیشرفتهسیستم‌عامل‌هاCloudموتورهای جست‌وجوشبکه‌های اجتماعیفروشگاه‌های اپلیکیشنسیستم‌های پرداختبانکداریانرژیبنادرکشتیرانیمواد معدنی استراتژیکزیرساخت‌های ارتباطیدادهپتنت‌هامثلاً در اقتصاد دیجیتال تمرکز بسیار شدیدی ایجاد شده. UNCTAD گزارش کرده که پنج شرکت دیجیتال چندملیتی بزرگ، حدود ۴۸٪ فروش جهانی این بخش را در اختیار دارند؛ درحالی‌که این سهم در ۲۰۱۷ حدود ۲۱٪ بود. این یعنی در بعضی حوزه‌ها دیگر مسئله فقط این نیست که: «چه کسی محصول بهتری می‌سازد؟» بلکه: چه کسی دروازه ورود به بازار را کنترل می‌کند؟ این تفاوت بسیار بزرگی است. ۳. کسانی که از «اثر مرکب سرمایه» استفاده می‌کنند این گروه کمتر دیده می‌شود. فرض کن دو نفر هر دو سالی ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارند. یکی تقریباً همه‌اش را خرج می‌کند. دیگری ۳۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری می‌کند. بعد از چند دهه، این دو دیگر در یک طبقه اقتصادی نیستند. چون سرمایه فقط درآمد ایجاد نمی‌کند؛ سرمایه جدید تولید می‌کند. و سرمایه جدید دوباره سرمایه تولید می‌کند. بنابراین سیستم برای کسی که از قبل دارایی دارد، یک موتور بسیار قدرتمند می‌شود. برای همین سؤال مهم‌تر از: «چه کسی پول زیادی درمی‌آورد؟» این است: «چه کسی مالک چیزی است که پول تولید می‌کند؟» ۴. نظام مالی و کسانی که در مرکز آن قرار دارند این قسمت خیلی جالب است. جهان مدرن به‌شدت مالی شده. بانک‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، بیمه‌ها، بازار اوراق، private equity، hedge funds، بازارهای مشتقه و شبکه پرداخت، عملاً لایه‌ای از اقتصاد را تشکیل داده‌اند که روی اقتصاد واقعی نشسته است. UNCTAD در ۲۰۲۵ حتی تأکید کرد که بیش از ۹۰٪ تجارت جهانی به نحوی به تأمین مالی وابسته است. ولی اینجا باید یک اشتباه رایج را اصلاح کنیم: بانکدار ≠ برنده مطلق جهان. بانک‌ها هم در بحران‌ها می‌توانند ورشکست شوند. صندوق‌ها هم ضرر می‌کنند. بورس هم سقوط می‌کند. اما کسانی که در مرکز شبکه مالی قرار دارند، معمولاً به اطلاعات، اعتبار، نقدینگی و ابزارهای مدیریت ریسک دسترسی دارند که فرد عادی ندارد. ۵. کشورهای ثروتمند، اما نه صرفاً دولت‌هایشان این قسمت معمولاً در بحث‌های «استثمار جهانی» گم می‌شود. یک فرد طبقه متوسط در آلمان، فرانسه، هلند، آمریکا یا ژاپن ممکن است خودش میلیاردر نباشد، اما از جایگاه کشورش در سیستم جهانی سود می‌برد. چگونه؟ از طریق:دسترسی به سرمایهزیرساختفناوریدانشگاهامنیتپول باثباتبازارهای جهانیشرکت‌های چندملیتیزنجیره‌های تأمینقدرت چانه‌زنی کشورمالکیت فکریاستانداردگذارییعنی یک شهروند عادی یک کشور ثروتمند می‌تواند بدون اینکه شخصاً استثمارگر باشد، سهمی از مزایای جایگاه کشورش دریافت کند. این یکی از مهم‌ترین نکاتی است که تحلیل‌های صرفاً «۱٪ علیه ۹۹٪» نمی‌بینند. ۶. کشورهایی که پول و قواعد بین‌المللی را کنترل می‌کنند اینجا وارد لایه ژئوپلیتیک می‌شویم. United States یک مثال بسیار مهم است. نه فقط به دلیل اندازه اقتصادش. بلکه به دلیل ترکیب: دلار + بازار مالی + فناوری + ارتش + متحدان + دانشگاه‌ها + شرکت‌های جهانی + نظام حقوقی + شبکه‌های پرداخت + نقش مرکزی در نهادهای بین‌المللی. BIS در ۲۰۲۵ همچنان نظام پولی و مالی بین‌المللی را اساساً دلارمحور توصیف کرد و تأکید کرد که آمریکا با وجود پایان برتون وودز همچنان مرکزیت خود را حفظ کرده است. این قدرت فوق‌العاده‌ای است. چون اگر پول تو بخش مهمی از زیرساخت اقتصاد جهان باشد، دیگر فقط «واحد پول» نیست؛ تبدیل می‌شود به ابزار ژئوپلیتیک. ۷. شرکت‌های چندملیتی اینجا یک لایه بسیار جذاب وجود دارد. شرکت چندملیتی می‌تواند:تولید را در یک کشور انجام دهدمالکیت فکری را در کشور دیگری ثبت کندشرکت مادر را جای دیگری قرار دهددرآمد را از کشور دیگری دریافت کندمالیات را در حوزه‌ای با نرخ پایین‌تر کاهش دهدسرمایه را در بازار جهانی جابه‌جا کند.OECD سال‌هاست شواهد مربوط به profit shifting شرکت‌های چندملیتی را بررسی می‌کند و تخمین‌های مطالعاتش نشان داده‌اند که انتقال سود به حوزه‌های کم‌مالیات می‌تواند ۴ تا ۱۰ درصد درآمد جهانی مالیات بر شرکت‌ها را تحت تأثیر قرار دهد. البته اینجا هم باید دقیق بود: همه کاهش مالیات = فرار مالیاتی نیست. بخشی از آن کاملاً قانونی و بخشی خلاف قانون است؛ مرز این دو در نظام‌های مالیاتی بسیار پیچیده است. ۸. کسانی که مالک «توجه انسان» هستند این یکی را من حتی بالاتر از بعضی دارایی‌های سنتی قرار می‌دهم. در قرن بیستم: نفت = منبع استراتژیک در قرن بیست‌ویکم: توجه + داده + محاسبه = منابع استراتژیک اگر شرکتی بتواند روزانه چند ساعت از توجه میلیاردها نفر را کنترل کند، چیزی بسیار عجیب به دست آورده: توانایی شکل دادن به انتخاب‌های انسان‌ها. نه الزاماً به معنای «کنترل ذهن». بلکه:چه چیزی دیده شود؟چه چیزی دیده نشود؟چه چیزی ترند شود؟چه چیزی فراموش شود؟چه چیزی تبلیغ شود؟چه کسی مخاطب پیدا کند؟این قدرت اقتصادی است، ولی به‌تدریج می‌تواند قدرت فرهنگی و سیاسی هم بشود. ۹. صاحبان داده و زیرساخت AI این احتمالاً مهم‌ترین تغییر ساختاری دهه آینده است. در AI یک مسئله اساسی وجود دارد: مدل هوش مصنوعی به تنهایی کافی نیست. لازم است:GPUبرقدیتاسنترشبکهدادهمدلسرمایهپژوهشگرCloudتوزیعداشته باشی. پس احتمالاً یکی از مهم‌ترین برندگان ساختار آینده، کسی نیست که صرفاً «AI بلد است». بلکه کسی است که زیرساخت AI را کنترل می‌کند. این تفاوتی شبیه تفاوت: برنامه‌نویس اینترنت و مالک شبکه اینترنت است. ۱۰. صنایع دفاعی و امنیتی یک استثنای مهم اینجاست: جنگ برای همه سرمایه‌داران خوب نیست. این را باید صریح گفت. جنگ می‌تواند اقتصاد کشور را نابود کند، سرمایه را فراری دهد، زنجیره تأمین را قطع کند و میلیون‌ها انسان را فقیر کند. اما در عین حال، افزایش دائمی نگرانی امنیتی برای برخی صنایع درآمد عظیمی ایجاد می‌کند. هزینه نظامی جهان در ۲۰۲۵ به حدود ۲.۹ تریلیون دلار رسید؛ یازدهمین سال متوالی افزایش. آمریکا به‌تنهایی ۹۵۴ میلیارد دلار هزینه کرد و ۱۵ کشور بزرگ حدود ۸۰٪ هزینه نظامی جهان را تشکیل دادند. پس: جنگ ≠ سود برای همه ولی: امنیتی‌شدن دائمی سیاست جهانی = بازار بسیار بزرگی برای برخی بازیگران. ۱۱. مالکان زمین و مسکن در شهرهای موفق یک برنده بسیار قدیمی که هنوز زنده است: Landlord. زمین چیزی است که تولید نمی‌شود. اگر جمعیت، درآمد و سرمایه به یک شهر سرازیر شود، قیمت زمین می‌تواند افزایش پیدا کند بدون اینکه مالک آن هیچ ارزش تولیدی جدیدی ایجاد کرده باشد. اینجاست که اقتصاددانانی مثل Henry George هنوز عجیب مدرن به نظر می‌رسند. مسئله فقط «سرمایه‌داری» نیست. زمین یک منبع محدود با رفتار متفاوت از سرمایه تولیدی است. ۱۲. دولت‌های قدرتمند و بوروکراسی‌های آنها این گروه را هم نباید فراموش کرد. دولت فقط «نوکر سرمایه‌دار» نیست. این روایت بیش از حد ساده است. دولت:قانون می‌سازدمالیات می‌گیردپول ایجاد می‌کندارتش داردمرز تعیین می‌کندقرارداد را enforce می‌کندزیرساخت می‌سازدبحران بانکی را مدیریت می‌کندمالکیت را تعریف می‌کند.بنابراین یکی از بزرگ‌ترین برندگان ساختار موجود، خودِ دولت‌های دارای ظرفیت نهادی بالا هستند. اما دولت‌ها با هم رقابت می‌کنند. و اینجاست که جهان از یک «سیستم سرمایه‌داری واحد» بسیار پیچیده‌تر می‌شود. اما یک لایه حتی عمیق‌تر وجود دارد اگر بخواهم کل ماجرا را در یک فرمول خلاصه کنم: قدرت در جهان مدرن تقریباً تابع این پنج چیز است: مالکیت × مقیاس × گلوگاه ×

Episode metadata supplied by the publisher feed · Published Sep 13, 2026

Embed this episode

اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید: پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز . لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام: رادیو سیتکام . لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک پادکست سیالکتیک . درباره این قسمت: . اگر بخواهم بر اساس اقتصاد سیاسی، تاریخ سرمایه‌داری و وضعیت ۲۰۲۶ طبقه‌بندی کنم، تقریباً این شکلی است: ۱. صاحبان سرمایه؛ برنده شماره یک مهم‌ترین تمایز جهان امروز این است: کسی که درآمدش عمدتاً از کار می‌آید، و کسی که درآمدش عمدتاً از مالکیت می‌آید، در دو بازی متفاوت زندگی می‌کنند. اگر خانه، زمین، سهام، شرکت، حق مالکیت فکری، منابع طبیعی یا دارایی مالی داشته باشی، رشد اقتصاد می‌تواند بدون افزایش ساعات کار تو ثروتت را بالا ببرد. در مقابل، کارگر عمدتاً باید دوباره و دوباره زمانش را بفروشد. این همان چیزی است که باعث می‌شود مسئله صرفاً «ثروتمند بودن» نباشد؛ مالکیت روی جریان‌های آینده درآمد است. ثروت میلیاردرها در ۲۰۲۵ به حدود ۱۸.۳ تریلیون دلار رسید و تعداد میلیاردرها از ۳۰۰۰ نفر عبور کرد. البته این داده Oxfam است و روش‌شناسی و تفسیر سیاسی خودش را دارد، بنابراین نباید آن را به‌عنوان حقیقت نهایی تلقی کرد؛ اما روند تمرکز مالکیت را منابع متعدد تأیید می‌کنند. ۲. صاحبان گلوگاه‌ها این گروه از میلیاردرها حتی مهم‌تر است. در هر سیستم پیچیده، کسی که گلوگاه را کنترل می‌کند، قدرت غیرعادی دارد. مثلاً: تراشه‌های پیشرفته سیستم‌عامل‌ها Cloud موتورهای جست‌وجو شبکه‌های اجتماعی فروشگاه‌های اپلیکیشن سیستم‌های پرداخت بانکداری انرژی بنادر کشتیرانی مواد معدنی استراتژیک زیرساخت‌های ارتباطی داده پتنت‌ها مثلاً در اقتصاد دیجیتال تمرکز بسیار شدیدی ایجاد شده. UNCTAD گزارش کرده که پنج شرکت دیجیتال چندملیتی بزرگ، حدود ۴۸٪ فروش جهانی این بخش را در اختیار دارند؛ درحالی‌که این سهم در ۲۰۱۷ حدود ۲۱٪ بود. این یعنی در بعضی حوزه‌ها دیگر مسئله فقط این نیست که: «چه کسی محصول بهتری می‌سازد؟» بلکه: چه کسی دروازه ورود به بازار را کنترل می‌کند؟ این تفاوت بسیار بزرگی است. ۳. کسانی که از «اثر مرکب سرمایه» استفاده می‌کنند این گروه کمتر دیده می‌شود. فرض کن دو نفر هر دو سالی ۱۰۰ هزار دلار درآمد دارند. یکی تقریباً همه‌اش را خرج می‌کند. دیگری ۳۰ هزار دلار سرمایه‌گذاری می‌کند. بعد از چند دهه، این دو دیگر در یک طبقه اقتصادی نیستند. چون سرمایه فقط درآمد ایجاد نمی‌کند؛ سرمایه جدید تولید می‌کند. و سرمایه جدید دوباره سرمایه تولید می‌کند. بنابراین سیستم برای کسی که از قبل دارایی دارد، یک موتور بسیار قدرتمند می‌شود. برای همین سؤال مهم‌تر از: «چه کسی پول زیادی درمی‌آورد؟» این است: «چه کسی مالک چیزی است که پول تولید می‌کند؟» ۴. نظام مالی و کسانی که در مرکز آن قرار دارند این قسمت خیلی جالب است. جهان مدرن به‌شدت مالی شده. بانک‌ها، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، بیمه‌ها، بازار اوراق، private equity، hedge funds، بازارهای مشتقه و شبکه پرداخت، عملاً لایه‌ای از اقتصاد را تشکیل داده‌اند که روی اقتصاد واقعی نشسته است. UNCTAD در ۲۰۲۵ حتی تأکید کرد که بیش از ۹۰٪ تجارت جهانی به نحوی به تأمین مالی وابسته است. ولی اینجا باید یک اشتباه رایج را اصلاح کنیم: بانکدار ≠ برنده مطلق جهان. بانک‌ها هم در بحران‌ها می‌توانند ورشکست شوند. صندوق‌ها هم ضرر می‌کنند. بورس هم سقوط می‌کند. اما کسانی که در مرکز شبکه مالی قرار دارند، معمولاً به اطلاعات، اعتبار، نقدینگی و ابزارهای مدیریت ریسک دسترسی دارند که فرد عادی ندارد. ۵. کشورهای ثروتمند، اما نه صرفاً دولت‌هایشان این قسمت معمولاً در بحث‌های «استثمار جهانی» گم می‌شود. یک فرد طبقه متوسط در آلمان، فرانسه، هلند، آمریکا یا ژاپن ممکن است خودش میلیاردر نباشد، اما از جایگاه کشورش در سیستم جهانی سود می‌برد. چگونه؟ از طریق: دسترسی به سرمایه زیرساخت فناوری دانشگاه امنیت پول باثبات بازارهای جهانی شرکت‌های چندملیتی زنجیره‌های تأمین قدرت چانه‌زنی کشور مالکیت فکری استانداردگذاری یعنی یک شهروند عادی...

Distinct summary based on available episode metadata or transcript content.

Ready to play

از ساختار فعلی جهان چه کسانی بیشترین سود رو می‌برن؟

0:00 31:14

No transcript for this episode yet

We transcribe on demand. Request one and we'll notify you when it's ready — usually under 10 minutes.

Frequently Asked Questions

How long is this episode of پادکستِ سیالکتیک?

This episode is 31 minutes long.

When was this پادکستِ سیالکتیک episode published?

This episode was published on September 13, 2026.

Can I download this پادکستِ سیالکتیک episode?

Yes. Use the download control on the episode player to save the publisher-provided media file.
URL copied to clipboard!