Skip to content
گروه نمایشی بهاران podcast artwork

PODCAST · fiction

گروه نمایشی بهاران

by گروه نمایشی بهاران

داستان خانه خالی

Publisher-supplied feed metadata · PodParley refreshed Sep 2, 2022 · Source feed

Episodes

  1. بلبل حلبی

    داستان " بلبل حلبی " را از مجموعه داستانی با همین عنوان نوشته‌ی محمد کشاورز انتخاب کرده‌ایم، نویسنده‌ای که جوایز ادبی متعددی در حوزه داستان کوتاه کسب کرده است. این پنجمین داستان کوتاه از ایشان است که افتخار پخش آن را داریم.

  2. مادر نمونه‌ی من

    علی اشرف درویشیان را همچنان که مهدی قریب می‌گوید،می‌بایست آموزگاری دردآشنا به مشکلات اجتماعی دانست تا نویسنده‌ای پای‌بند به اصول و قواعد داستان نویسی. دور از باور نیست انشایی که در داستان"مادر نمونه‌ی من" خوانده می‌شود هم سرگذشت حقیقی یکی از دانش‌آموزان او باشد.

  3. پرنده باز

    پرنده باز نوشته‌ی آقای محمد کشاورز داستانی‌ست طنزآمیز «گونه» از دیدار پدر و مادری با دختر و دامادشان بعد از سه سال ازدواج‌ آن‌ دو. پدر عروس هنوز کینه‌ قدیمی به دل دارد از پدر دامادش که زمانی دوست و همکارش بوده و سال‌هاست از دنیا رفته است. این کینه‌ در گذر زمان از بین نرفته که هیچ، بلکه ریشه هم...

  4. عقد

    فصیح در داستان «عقد» ما را به دنیایی از واقعیات و اوهام می‌برد. لحظاتی هست که برای ما آشناست،گویی ما خود آن دنیای اوهام را تجربه کرده‌ایم. داستان عقد قصه‌ی سوررئالیستی‌ست. مجلس عروسی و مهمانان مجموعه‌ای از آدمهای نزدیک به او هستند که مدتهاست مرده‌اند. آنها مهملاتی می‌گویند در باره تولد، ازدواج و...

  5. زخم شیر

    «زخم شیر» نوشته صمد طاهری در مجموعه داستانی با همین عنوان، روایتی از روزگار صف های ‌نان در زمان جنگ است؛ جایی که حتی نانوایی هم امن نبود و بمب، مرز میان جبهه و زندگی روزمره را درهم می‌ریخت. زمانی که دل کندن از خیلی چیزها که نمی‌توانی با خودت ببری؛ حتی آن بز حنایی را، یعنی پشت‌پا زدن به بخشی از...

  6. نقش‌باز

    «نقش‌باز» را از مجموعه‌ی شیراز، یک شهر، سی‌ویک داستان انتخاب کردیم؛ کتابی که داستان‌های آن با محوریت شهر شیراز نوشته شده‌اند و به کوشش آقای محمد کشاورز گردآوری شده است. افتخار داشتیم که از داستان‌های کوتاه ایشان در پادکست‌هایمان بهره ببریم. «نقش‌باز» داستانی تلخ است که آقای حسین دهقان آن را...

  7. جامعه شناس

    مدتهاست که بازار یکی بنویسد و یکی نوشته اولی را بدزد و پزش را بدهد رایج است. از پایان‌نامه گرفته تا ارائه‌های گوناگون و سخنرانی‌های مدیران بالارتبه و وزیران این وزارتخانه و آن وزارتخانه که توسط دیگران نوشته می‌شود و آنها ژستش را می‌گیرند. البته آنها که مزدی به نویسنده واقعی می‌دهند انسان‌های…

    more
  8. همه‌ی افق

    راستی چه میشود که در مراسم عزاداری گاه سخنی ولو بی‌معنی و لوس همه را به خنده وا می‌دارد. خانم فریبا وفی چنین رویدادی را در داستان کوتاه «همه‌ی افق » از کتاب خود با همین عنوان برای ما روایت کردند. این شما و این پنجاه و چهارمین نمایش رادیویی ما.

  9. مرگ دیکتاتور

    گروه نمایشی بهاران این بار...........با هم گوش کنیم به « مرگ دیکتاتور » و دیگر هیچ.

  10. سیب زمینی ایرانی

    در نمایش سیب زمینی ایرانی فریبا وفی در ترسیم تفاوت های فرهنگی و به زبان آوردن خواسته‌های زنانه در فرنگ و حتی در سنین بالا بسیار موفق بوده است. با هم گوش می‌کنیم به نمایش سیب زمینی ایرانی و در می‌یابیم که حتی در دل سرزمین فرایزها همچنان مزه سیب زمینی خودمان چیز دیگریست.

  11. اصطبل تشریفات

    اصطبل تشریفات، داستان کوتاه زیبای دیگریست از آقای محمد کشاورز که ماهرانه فضای پادگان را برای ما توصیف می‌کند. در این داستان پتوهای طوسی، پوتین‌های سربازی، جوانانی که زیبا و زشت در آن لباس‌ها با آن سرهای تراشیده همه گویی یک شکل داشتند و از همه مهمتر تیمسار مین باشیان اسمی که با خاطره‌ی پادگان ها…

    more
  12. آواره و آزاد

    زنی با بچه‌ای در بغل و بچه‌ای در دست با شوهری غایب ، همراه با مادر شوهرش به منزلی جدید اسباب‌کشی می‌کند. زنِ ساده‌ و آواره که در برابر کاری که شوهرش کرده سرپوش می‌گذارد. زنی که شوهرش معتقد است که او باید خودش مشکلاتش را از هر نوع که باشد حل و فصل کند. قصه، قصه‌ای زنانه نیست، مردان هم در آن تقش...

  13. آخرین روز

    کتاب دو دنیای خانم گلی ترقی، دو داستان بسیار تاثر‌انگیز دارد؛ یکی" اولین روز "که در دهم اکتبر تقدیمتان کردیم و دیگری "آخرین روز" که امروز به سمع‌تان خواهد رسید. هر دو داستان در یک کلینیک درمانی در پاریس می‌گذرد . آخرین روز، آخرین داستان از مجموعه کتاب دو دنیا، آخرین جمله‌ای دارد که شایسته است آن…

    more
  14. اولین روز

    گروه نمایشی بهاران، داستانی دیگر از خانم گلی ترقی را تقدیم شما می‌کند به اسم؛ اولین روز. اولین روز در یک کلینیک روانی در فرانسه. و چه شگفت‌انگیز که نویسنده محبوب ما، اکنون در چنین کلینیکی بسر می‌برد. صمیمانه برای ایشان بهترین آرزوها را داریم و امیدواریم که هر چه سریع‌تر قلم به دست بگیرند و برای…

    more
  15. انتخاب

    گروه نمایشی بهاران پیش از این به کارهای خانم گلی ترقی پرداخته است و حال که خانم ترقی در گوشه‌ی عزلت سکنا دارند، بر آن شدیم تا با اجرای داستان‌هایی دیگر از او قدردان حضورشان در عرصه‌ی داستان فارسی باشیم. امید آن‌که از نوشتن دست نشویند و داستان‌های آمیخته به طعم خاطراتی دیگر را به خوانندگان خویش…

    more
  16. از کجا آورده ای؟

    به راستی از کجا آورده‌اید؟ گوش بسپاریم به نمایش رادیویی "از کجا آورده‌ای؟ " از نویسنده، شاعر، طنز نویس ارزنده ترک با ترجمه سعید منیری.

  17. سبیل نازنین من

    نمی‌‌توان از طنز گفت و از خسرو شاهانی نام نبرد. طنزنویس، داستان‌‌نویس و ژورنالیست موفقی که با نشریات توفیق، فکاهیون و گل‌‌آقا همکاری داشت و داستان‌ها و پاورقی‌‌های سراسر طنز‌ش در آن مجلات به چاپ می‌‌رسید. شاهانی بهترین طنز را در مورد تاریخ تولدش گفته که دهم دی‌ماه بوده است: " اینکه می‌‌بینید مردم...

  18. مردن به روایت مهرو

    مهرو گفت :"هیچ کس باور نمیکنه، ولی من معشوقه ی صادق هدایت بودم." در این پادکست به داستان "مردن به روایت مهرو" نوشته دلنشین محمد کشاورز گوش می سپاریم . به نظر شما داستان عشق و عاشقی صادق هدایت و مهرو حقیقت دارد یا مهرو دچار توهم عاشقانه ای است؟

  19. خانه فیروزه ای

    براى مادران خرمشهر و براى خوزستان چه سخت بود خانه و كاشانه را رها كردن و تن به آوارگى سپردن و انگ ( جنگ زده ) به دوش كشيدن . براى همه آنهايى كه ماندند و همه آنهايى رفتند .

  20. نام...شهرت...شماره شناسنامه

    نام...شهرت...شماره شناسنامه نامِ داستان کوتاهی‌ست نوشته خانم مهشید امیرشاهی. داستانی گزارش گونه که با شکایتی در پاسگاه آغاز می‌شود؛ رضا از خانه‌ای که در آن نوکر بوده دزدی و فرار کرده است. اما به همین قانع نشده و دوباره به آن خانه باز می‌گردد و این بار با چاقویی در دست به قصد کشتن دختر کوچک خانم...

  21. آقا رجب

    گروه نمایشی بهاران، اول فروردین سال ۱۴۰۰ اولین کار خود را تقدیم شما دوستداران نمایش‌های رادیویی کرد. خوشحالیم که امسال هم در شروع سال نو چهل و یکمین پادکست نمایشی را تقدیم شما می‌کنیم. نمایشی فکاهی از عزیز نسین برای شروع سالی بهتر از همه‌ی سال‌های گذشته. شاد و سرافراز باشید. هر روزتان نوروز،...

  22. غیر منتظر

    تورج رهنما می گوید:"بهرام صادقی (۱۳۶۳-۱۳۱۵) داستان‌های خود را بین ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۵ نوشت و پس از آن تا هنگام مرگ خاموشی گزید." چه حیف. بهرام صادقی از تک ستاره‌های درخشان طنز فارسی‌ست. و گهگاه چه طنز گزنده‌ای. محمد علی سپانلو به حق گفته است که او فراموش نشدنی‌ست. با هم به قصه‌ی نامنتِظر و یا نا منتَظر…

    more
  23. فکاهیات و هزلیات

    " اصغر فیلو" را از مجله ی سیاسی، فکاهی، کاریکاتوری امید برگزیده ایم. "برای بچه ها" از مجله ی بابا شمل که طبق معمول به سراغ وکلای مجلس رفته به داد و ستد بیرونی مجلسیان اشاره میکند و همینطور "آفتاب مهتاب چه رنگه؟" که گزینه ی فولکلر زیبایی است و شاعر در مجالی کوتاه میخواهد به همه جا سرک بکشد؛ از نان...

  24. کلاهی که پس معرکه‌ ماند

    مسیو ساموئل قاراپت و قلب عاشق اش،شمعون و عروس اش سینما مهتاب، اصغر آپاراتچی و مارچلو والنسیا، و سیلویا عشق مسیو قاراپت و ناصر آراسته با شناسنامه ی متولد شیراز اش همه در "کلاهی که پس معرکه ماند" نوشته محمد کشاورز؛ داستانی شیرین و شنیدنی که ارمغان ماست برای شب یلدای شما.

  25. اجاره خانه

    با داستان اجاره‌ خانه به سراغ بزرگ علوی نویسنده‌ای که او را هم‌پای صادق هدایت می‌دانند می‌رویم. یکی از بزرگترین داستان نویسانی که تبحری خاص در پرداخت داستان کوتاه دارد. نویسنده‌ای که چون هدایت از رئالیسم انتقادی پیروی می‌کرد. علوی در اجاره خانه از واقعیتی تلخ در جامعه به نام "فقر" سخن می‌گوید....

  26. کتاب اول شاعر

    خوشحالیم برای روز جهانی نمایش رادیویی، نمایش کتاب اول شاعر نوشته ی آقای محمد کشاورز را تقدیم تان می‌کنیم.

  27. انار بانو

    اناربانو، داستان مادری‌ست که دو پسرش به خارج از کشور پناه برد‌ه‌اند. او که فقط ده خود و درنهایت اطراف یزد را دیده، حالا راهی سوئد است برای دیدار دو فرزندش. نه زبان بلد است و نه تا به‌حال با هواپیما سفر کرده. با او همراه شویم و بعد از شنیدن این داستان، وقتی با اناربانوهای نازنین وطن همسفر می‌شویم…

    more
  28. کی‌کی خانم

    خسرو شاهانی از طنز نویسان پرکار بود که همزمان با داستان نویسی و خبرنگاری با نشریات توفیق، فکاهیون و گل آقا هم همکاری داشت. از او بیش از ۱۹ مجموعه طنز به چاپ رسیده است که در این پادکست داستان کوتاه "کی‌کی خانم" از این نویسنده را به شما عرضه می‌داریم.

  29. بانو خانم

    این پادکست بدون توضیحی اضافی تقدیم می‌شود به تمام دانش‌آموزان دبیرستان انوشیروان دادگر و به خسرو فراش خوب مدرسه.

  30. لکه ها

    عزیزان شنونده پادکست‌های گروه نمایشی بهاران، در اول سپتامبر ۲۰۲۲ مقارن با ۱۰ شهریور ۱۴۰۲ این گروه آخرین نمایش رادیویی خود را پخش کرد. با آغاز خیزش زن زندگی آزادی و پس از آن دست و دلمان دیگر به کار نرفت تا در تاریخ دوم آپریل ۲.۲۳ مقارن با ۱۳ فروردین ۱۴۰۲ که پادکست ویژه خیزش با همین عنوان تقدیم‌تان...

  31. خیزش

    گروه نمایشی بهاران که با شروع خیزش جوانان ایران پادکست های نمایشی خود را قطع کرده بود، پادکستی ویژه این جنبش به شما عزیزان تقدیم می دارد با این امید که سال جدید را با سرود فتح آغاز کنیم،. از دوست عزیزمان علیرضا که با نوای زیبای تارش ما را همراهی کرده است و آیدای عزیز که همراهمان بود صمیمانه...

  32. باران آمد اینطور شد

    در استانبول اگر باران بیاید؛ آب بند می آید، رادیو پارازیت می دهد، گاز قطع می شود، تلفن ها اتصالی پیدا می کنند، روزنامه ها دیر به دست می رسند، اتوبوس ها تاخیر دارند، و... در عوض ادعا دارند که کشورشان در مقابل هر گونه حملات اتمی آمادگی دارد.

  33. میز یک کارمند

    "سوء نیت آقا، اختلاس ...رشوه...مفت خوری...دزدی...در همه جا رایج شده...ریشه کن کردن این همه فساد کاری نداره، چهار پنج نفر را دار بزنند همه چیز درست میشه..." شما فکر نمی کنید عزیز نسین اینها را همین امروز نوشته باشد؟

  34. قصه ای و غصه ای

    "چی میگی دلم توی این خونه پوسید؟ مگه دل آدم چوب بیده که بپوسه؟ عهد مادر من زن ها حموم به حموم رنگ کوچه رو می دیدند. حالا سرشون رو می زنی توی کوچه و بازارند...." این دیالوگی ست از داستان قصه ای و غصه ای نوشته ی آقای محمود کیانوش. با ما همراه باشید تا کشمکش های این مرد و همسرش را بشنویم در پادکستی...

  35. زن بهانهگیر

    باز به سراغ نویسنده و طنز پرداز ارزشمند عزیز نسین رفتیم. در این نمایش شاهد بگو و مگو زن و شوهری هستیم که با هم به هیچ توافقی نمی رسند. نویسنده در نهایت طرف مرد را می گیرد؟ شما چطور؟

  36. اتاق نقاشی

    اتاق نقاشی داستان کوتاه زیبایی ست از مجموعه داستان های کتاب کلاهی که پس معرکه ماند به قلم دوست و نویسنده عزیز محمد کشاورز. پیش از این از ایشان نمایش شاپریون را به اجرا در آورده بودیم که بسیار مورد توجه قرار گرفت.

  37. مرگ در می زند

    هیس! مرگ در می زند.

  38. حروف الفبا

    یک مسیر طولانی با قطار، همراه با چند مسافر در کوپه ­ی قطار، گپ و گفتگو با همسفران و احتمالاٌ یافتن دوست. چه بهتر از این! اما وای به وقتی که یکی از آن ها با انبوهی روزنامه برای سرگرمی خودش، مخل آسایش دیگران شود، چرا که عشق به حل جدول دارد اما نادان نمی داند که حروف الفبا با الف شروع می­شود.

  39. در جزیرهٔ کیش به حجرهٔ خویش

    آقای پزشکزاد در این داستان ، بازرگانی را میزبان شیخ اجل سعدی.... انسی خانم (همسر بازرگان) - اوا خاک به گورم اجل هم شد اسم؟ به من راوی مهلت بدهید... بله آقای بازرگان ما میزبان شیخ سعدی هستند. گروه نمایشی بهاران شما را هم در شروع فصل بهار به این مهمانی دعوت می کند. باشد که به شما خوش بگذرد.

  40. شاپریون (قسمت دوم)

    "باید وقت و بی وقت دوربرش بگردی. بهش توجه کنی. ببینی چه موسیقی چه آوازی دوست داره. وقت براش بذاری. حالشو بفهمی وقتی شاده وقتی غمگینه. دل و حوصله ی این کارا را داری؟" این قسمتی از داستان شاپریون نوشته ی آقای محمد کشاورز است. سپاسگزار ایشان هستیم برای لطف فراوانی که به این برنامه دارند.

  41. شاپریون (قسمت اول)

    "باید وقت و بی وقت دوربرش بگردی. بهش توجه کنی. ببینی چه موسیقی چه آوازی دوست داره. وقت براش بذاری. حالشو بفهمی وقتی شاده وقتی غمگینه. دل و حوصله ی این کارا را داری؟" این قسمتی از داستان شاپریون نوشته ی آقای محمد کشاورز است. سپاسگزار ایشان هستیم برای لطف فراوانی که به این برنامه دارند.

  42. قلب های بی تپش (قسمت دوم)

    این بار به سراغ داستانی عاشقانه و پلیسی رفتیم. نویسنده خوب این داستان می گوید: 《قصد ندارم از قهرمان داستان یک مامور 007 بسازم. در عین حال اهل داستان های معمایی و کلاسیک هم نیستم. قهرمان داستانم مثل همه ی ما در تهران یک زندگی معمولی دارد...》 با هم نمایش قلب های بی تپش از نویسنده خوب مان مهرداد…

    more
  43. قلب های بی تپش (قسمت اول)

    این بار به سراغ داستانی عاشقانه و پلیسی رفتیم. نویسنده خوب این داستان می گوید: 《قصد ندارم از قهرمان داستان یک مامور 007 بسازم. در عین حال اهل داستان های معمایی و کلاسیک هم نیستم. قهرمان داستانم مثل همه ی ما در تهران یک زندگی معمولی دارد...》 با هم نمایش قلب های بی تپش از نویسنده خوب مان مهرداد…

    more
  44. ننگ بی پولی

    طبق برنامه جدید، قرار بود نمایش رادیویی بعدی ما روز ۲۷ ژانویه آماده پخش شود. تدوینگر ما پنج کار در دست داشت. دیروز با پیغامی به من اطلاع داد که "ننگ بی پولی" نوشته ی آقای پزشکزاد را دست گرفته و کمی بعد اولین خروجی کار را برایم فرستاد. از عجله اش تعجب کردم ولی او من را هم به عجله واداشت. کار را…

    more
  45. مرگا مرگ

    احمد آرام نویسنده این داستان خود چنین می گوید: داستان مرگامرگ در برزخ اتفاق می افتد .چیزی معین ، مشخص و معلوم که بتوان آن را ثابت کرد ، در این داستان ، وجود ندارد .فضا عبث گونه است . زمان و مکان در همدیگر گره خورده اند .آنچه که زمان هست ،مکان نیز هست .آدم ها شاید به ظاهر ، با داشتن اسم ها و شغل…

    more
  46. فرصت دوباره

    پنجمین پرستار شبیه مردها بود. فاطمه خانم، چاق و مقتدر. چشم های سیاه داشت و هنگام حرف زدن دست هایش را به کمرش می زد. با خودم گفتم:《این یکی دیونه ست. می تونه بلندم کنه و از پنجره پرتم کنه بیرون...》

  47. کابوس شناور

    《می خوام بگم مرده شور این وابستگی رو ببره که وقتی یکی درد داره اون یکی هم داره. یکی بدبختی داره اون یکی حتی بدبخت تره و آب خوش از گلوش پایین نمی ره. کابوس شما، کابوس منم هست. دیوانگی تون مال من هم هست. چطور می تونم بخوابم؟》

  48. بی باد و بی پارو

    حمام زنانه محل قرارى است كه چند دوست انتخاب می کنند تا باهمكلاسى كه سالها از ايران دور بوده ملاقات كنند. ديدارى كه با خنده و قهقهه هاى آهنگ (حمومى آى حمومى لنگ و قديفه ام ام رو بردن ) شروع مى شود و با اندوه ترانه ی ( پرستويى شدى پرپر زنان رفتى ) به آخر مى رسد.

  49. صعود

    هر شب روغن الاغ و شتر و کوسه و حیوانات دیگر رو به پاهایش می مالد اما فایده ندارد. بعد فحش می دهد به فلان زن فامیل که سنش از او بیشتر است ولی چه قبراق است، مثل فرفره می چرخد...

  50. زن بگیر حرفه ای

    دبیرکل اداره متصرفات رو می شناسی؟ آدم بی دست و پا و آسمان جلی بود. من براش زن گرفتم حالا شده دبیر کل. مشاور وزارت خارجه رو چطور؟ یه خل بیشتر نبود. براش زن گرفتم حالا بیا و دم و دستگاهش رو ببین... و همینطور این لیست ادامه دارد تا نوبت به شخصیت نمایش این هفته ما؛ یوسف می رسد که تا به حال چندین…

    more

Type above to search every episode's transcript for a word or phrase. Matches are scoped to this podcast.

Searching…

We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.

No matches for "" in this podcast's transcripts.

Showing of matches

No topics indexed yet for this podcast.

Loading reviews...

ABOUT THIS SHOW

داستان خانه خالی

HOSTED BY

گروه نمایشی بهاران

CATEGORIES

Frequently Asked Questions

How many episodes does گروه نمایشی بهاران have?

گروه نمایشی بهاران currently has 50 episodes available on PodParley. New episodes are automatically indexed when they're published to the podcast feed.

What is گروه نمایشی بهاران about?

داستان خانه خالی

How often does گروه نمایشی بهاران release new episodes?

گروه نمایشی بهاران has 50 episodes. Check the episode list to see recent publication dates and frequency.

Where can I listen to گروه نمایشی بهاران?

You can listen to گروه نمایشی بهاران on PodParley by clicking any episode. We provide an embedded audio player for direct listening, and you can also subscribe via your preferred podcast app using the RSS feed.

Who hosts گروه نمایشی بهاران?

گروه نمایشی بهاران is created and hosted by گروه نمایشی بهاران.
URL copied to clipboard!