PODCAST
رسانههای ملیِ همگانی بهمثابه شاخه چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊
رسانهای برای همرسانی مستقل و آزادِ اندیشه و خبر و نظر... عقل را با عقل یاری یار کن، امرهم شوری بخوان و کار کن
-
10
صدارت-تغییر معادلات قدرت با شکسته شدن خط قرمزی دیگر! حملهٌ ابتدایی به «ابرقدت منطقه» علیرغم پشتیبانی «ابرقدت دنیا» با «بزرگترین ارتش تاریخ بشریت»
دیشب قوای نظامی ایرانیان، خاک رژیم اسرائیل را مورد حمله قرار داد، در حالیکه ارتش رژیم اسرائیل بعد از آتشبس مورخ ۷ آوریل ۲۰۲۶ برابر با ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ به ایران حملهٌ اشکار و مستقیمی نکرده بود! واقعهای تاریخی بیسابقه در چندین دههٌ اخیر اتفاق افتاد که معادلات قدرت را در منطقه و دز دنیا تغییر میدهد! و حکایت از ریزش هیمنه و ابهت و هیبت دو «ابرقدرت» هستهای، رژیم اسرائیل و امریکا دارد! ترس از قدرت نابود کننده این دو ارتش، تا بهحال به هیچ کشوری این جرات را نمیداد که، بدون اینکه مورد حمله قرار گرفته باشد، مستقیما به خاک رژیم اشغالگر اسرائیل حمله کند! قدرتها، و مشخصا امریکا و بهخصوص رژیم اسرائیل، از شهامت ایرانیان غافلگیر و شگفتزده شدند! افکار عمومی دنیا دیدند که ایرانیان از رژیم اسرائیل و امریکا نمیترسد! هنوز بیش از چند ساعتی از شروع مجدد و افزایش درگیریها نگذشته ولی این باورِ افکار عمومی، در تحلیلهای بسیاری از متخصصان امور، حتی در امریکا و انگلیس و اروپا، و حتی در خود اسرائیل، از جمله کلیمیان، هم بازتاب واضحی داشته است. این عملیات، حتی اگر تخریب نظامیِ زیادی نداشته باشد، صدمات روانی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، و سیاسی آن غیرِقابل انکار است. هزینه سیاسی آن بهویژه برای نتانیاهو و شرکا، بسیار سنگین بوده است! از سوی دیگر، عملکرد ترامپ از هنگام باخبر شدن از تلافی ایرانیان، حکایت از پریشانی احوال او دارد، بهویژه در رابطه با قیمت بنزین/سوخت در امریکا، و نیز دغدغهٌ انتخابات میاندورهای در نوامبر ۲۰۲۶. ترامپ و شرکا با فشارهای افزایندهای از جانب افکار عمومی مواجه هستند. انتقادات به اینجا رسده که میگویند شعار مبارزات انتخاباتی ترامپ و شرکا حول محور «امریکا اول»(America First) بود، ولی الان در عمل ما شاهد شعار «اسرائیل اول» هستیم. خبر تماس تلفنی فحاشانه و پرخاشگرانه ترامپ با نتانیاهو، به طور کمسابقهای به رسانهها درز کرد... ...نظرات سه طرف درگیر جنگ در رابطه با مذاکرات و امضای توافق، جالبِ توجه است: ترامپ: خیلی نزدیکیم! بزودی! چهارشنبه، یا سهشنبه، شاید حتی دوشنبه! ایران: خیلی دوریم! معلوم نیست! پیشنیازها باید انجام شوند! نتانیاهو در علن: ما صلح میخواهیم، دشمن جنگ میخواهد!… نتانیاهو در عمل: صلح!!!؟؟؟؟ هرگز! هیچوقت! با هیچکس! افزایش دامنه جنگ، بله! پیش بهسوی سرزمین موعود برای قوم برگزیده، اسرائیل بزرک از نیل تا فرات! این در حالی است که در خبری که در شبکه الجزیره هم منتشر شد، یوآو گالانت، وزیر اسبق جنگ رژیم اسرائیل (همان کسی که مردم غزه را «حیوانات انساننما» خوانده بود)، گفت: «ما نتوانستهایم برنامه هستهای ایران را نابود کنیم! ما نخواهیم توانست رژیم ایران را تغییر دهیم، ایدهٌ ’رژیم چنج‘ با حملات هوایی، یک خوابوخیال و توهم بود! تنگهٌ هرمز هم موضوع مخاصمهٌ ما نیست و ایران در آن پیروز شده است»! به تکرار تاکید میشود که این قول گالانت و امثال او، و اعترافات آنها در رابطه با پیروزیهای ’ایران‘ مربوط به عملکرد اکثریتِ ایرانیان، بهخصوص ایرانیانِ ساکن مناطق مرزی ایران، بهویژه کوردستان بوده است که همگی با همدیگر نقشههای تکهپاره کردن میهن را خنثی کردیم. ما ایرانیان اهمیتِ حیاتیِ حقِ استقلال را درک کردهایم، و اینکه احقاقِ حقِ استقلال، وظیفهٌ حیاتیِ ملی، و اصلا وظیفهٌ حیاتیِ فردی همه ما است! وظیفهٌ حیاتیِ فردی هر کدام از ما به سهم خودمان و به نوبهٌ خودمان! و هر کدام از آن اکثریتِ ایرانیان، هر یک به سهم خود و به نوبهٌ خود! به تکرار تاکید میشود که حملهها و تجاوزها به ایران، در نتیجهٌ عملکرد اقلیتِ ایرانیان بوده است، بهخصوص آنها که در داخل به فراخوانهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ پهلوی پاسخِ مثبت دادند، و در خارج تصویرهای نتانیاهو و پهلوی و پرچمهای اسرائیل و ساواک را در خیابانها گرداندند، و نیز آنها که این خیانت را پذیرفتند که هموطنان گوردِ ما باید باز هم نیرویِ زمینیِ نیابتیِ اسرائیل و امریکا و انگلیس، و گوشتِ دمِ توپِ نتانیاهو و ترامپ و شرکا باشند! هر کدام از آنها به سهم خودشان و به نوبهٌ خودشان! و هر کدام از آن اقلیتِ ایرانیان، هر کدامشان به سهم خود و به نوبهٌ خود!...
-
9
صدارت: ریشه جنگ و درگیریهای امروز ایران. دعوا بر سر چیست؟
....در جنگ روانی، تلاش قدرتمداران این بوده که با روایتسازی و روایتپردازی، اولا نقطهٌ شروع این دشمنیها را به برههٌ مورد نظر خودشان ببرند و در آنجا محدود کنند، و ثانیا قلم تاریخنویسی را در انحصار خود قرار دهند و بررسیکننده و نویسندهٌ وقایع، فقط خودشان باشند! وقایعنویسیای پر از ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات! اینها همه، پیشنیاز سلطهسالاری، و زورمداری، و استعمارگری هستند! در رابطه با سلطهسالاری، در کنار نقشی که سلطهگران دارند، باید به نقش سلطهبران و سلطهپذیران هم پرداخته شود! برای موفقیت در سلطهگری، باید «تولید رضایت» و روانشناسی سلطهپذیری را در سلطهبران تلقین و القا کرد: ضروری است که هم در ذهنیت سلطهگران، و هم در ذهنیت سلطهبران، «برتر بودن سلطهگران»، و «پست بودن سلطهبران» جا افتاده باشد. با جنگ روانی، همراه با ایجاد توهم برتری/پستتری، انسانزدایی، و توهین و تحقیر، ایجاد عقده حقارت، و پذیرش انواع تبعیض و ضوابط دوگانه، و تجاوزها به حقوق، خشونتگستری و عادیسازی خشونت، افزایشِ تدریجی و پیوستهٌ ابعاد کیفی و کمیِ خشونتها، افزایش سطح تحمل تجاوزها به حقوق، و… به عنوان یک روش معمول زندگی، پذیرفته میشود!... ...استعمار کهن: تسلط مستقیم و آشکار با اشغال و حکومتداری استعماری. مثال بارز استعمار استیطانی، مربوط به چند قرن پیش میشود، امریکا است. نوعی از استعمار که کمکم منسوخ گردید، به غیر از یک مورد، که آن هم رژیم اسرائیل است. ۳- استعمار نو: تسلط غیرمستقیم از راه وابستگی اقتصادی و سیاسی، بدون حکومت مستقیم. نتانیاهو و شرکا حتی به استعمار نو هم رضایت نمیدهند!!!....
-
8
صدارت- سیاست آیندهگرا: درس از گذشته، و عمل در حال، و تدبیر امور و زندگی در آینده، وسیله و روشِ زندگی در هدف!
بعد از جلسهُ بحثِ هفتهٌ پیش، سوالات و ابراز نظرهایی ارسال شدند، که مطرح نمودن بحث امروز، ضروری مینماید.... ... زمانمندی برای تدبیر امور در سیاست آیندهگرا، تولید کننده و زایا و خلاق است. «زمانمندی زایا» از شاخصهای سیاست آیندهگرا است. به این شکل که نباید منتظر ماند تا شاهزادهای بر اسبِ سفید بالداری از راه برسد و ایران را دوباره به «عصر زرین پهلوی» و به آن «کشور گل و بلبل» بازگرداند! یا بهجای اینکه مرتب تکرار کنم که «…اوضاع خیلی خراب است، ’مردم باید یک کاری بکنند‘ تا وضع عوض شود…»، خودم از همین الان منقلب شوم و بپذیرم که این «من» هستم که آن «مردم» را تشکیل میدهم! این «من» هستم که باید منقلبتر شوم و یک کاری بکنم! خودم باید با بهکار بردن روشهای خشونتزدا انقلاب کنم، به سهم خودم و به نوبهٌ خودم! در سیاست آیندهگرا، و با زندگی در «زمانمندی مولد»، انسان با زمان دوگانگی و تضاد ندارد، و زمان را یک پدیده بیرونی و خطی نمیداند. بلکه به عکس، زمان را بخشی از خویش، و درونِ خودِ عمل و فعالیتهای انسانی نهفته میبیند بهطوری که تغییرات در طی زمان تولید میشوند. بدین ترتیب، در سیاست آیندهگرا از خود میپرسم که چگونه از زمانِ گذشته درس بگیرم، در زمانِ حال عمل کنم، و در زمانِ آینده زندگی میکنم. در این صورت «زمان» یک بستر ثابت و مکانیکی نیست، بلکه یک محیط حیاتمند و فعال و سیال و پویا است، که در آن جریان آفرینش و هستی و رویدادها، توسط اجزاء هستی شکل میگیرد. در نظام مردمسالاریِ مستقیمِ مشاورتیِ حقوقمدارِ مشارکتی، محلی برای تبعیض نیست! زن و مرد در حقوق با هم کاملا برابرند، مردسالاری یا زنسالاری و حتی فمینیسم جای خود را به انسانمداری میدهد. «نژاد» و «ژن برتر» و «شاه زاده» و «آخوند زاده» و… و «قوم» و «اتنیک» و… و همچنین عقاید دینی و دنیوی، هیچکدام شامل هیچگونه تبعیض مثبت یا منفی نمیشود! اگر هدف، این نظام مردمسالاری است، وسیلهها و ابزارها و روشهای رسیدن به آن هدف، در همین زندگیِ همین امروزِ تکتکِ ما باید با آن هدف خوانایی داشته باشد. اگر به بهانهٌ رسیدن به دموکراسی، امروز لائیسیته را دینستیزی میبینی و تبلیغ میکنی، قطعا فردا به دیکتاتوری «ایدئولژیک» و حتی «تئولژیک» از نوعی دیگر خواهی رسید! بهبود وضعیت موجود، از «من» شروع میشود: ساختن سرنوشت خوب و خوبتر، از من شروع میشود! از تو شروع میشود! هر کدام به سهم خود و به نوبهُ خود! انسان یک موجود نسبی و فعال است، نه مطلق! و نه منفعل! هر فرد میتواند بهتر شود، حقوقمدارتر شود، مردمسالارتر شود! سعی و تلاشی پیوسته برای سبک جدیدی از زیستن و تعامل با دیگری و دیگران، و با طبیعت و زیستبوم، و حتی با خود. حیات در چنین کوششی پیوسته، زندگیِ شخصیِ بسیار لذتبخشی است، صرف نظر از این که بقیه چه میکنند و چگونه زیستنی را انتخاب میکنند. زندگی در عشق به انسان و تمام هستی، آتشی در دل روشن میکند که همچو شمعی فروزان راهِ زندگی خوب و خوشوقت را فروزان میگرداند: اگر آتش است یارت، تو برو در او همیسوز!—به شب فراق، سوزان، تو چو شمع باش تا روز! تو مخالفت همی کش، تو موافقت همی کن!—چو لباس تو درانند، تو لباس وصل میدوز! تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید!—تو یکی نهای، هزاری، تو چراغ خود برافروز! که یکی چراغ روشن، ز هزار مرده بهتر!—که به است یک قد خوش ز هزار قامتِ کوز!
-
7
صدارت-دور میز مذاکرات چه خبر است؟ اگر مسئولیت مذاکرات با تو بود، چه میکردی؟نیاز به تغییر پارادایم.
...فوقالعاد جالب و بسیار عجیب است که اکنون احساسی را که «پنحاهوهفتیها» در سالهای انقلاب نسبت به محمدرضا پهلوی داشتند را در این زمان، و بعد از گذشت ۴۷ سال، نسبت به رضا پهلوی شاهد هستیم، آن هم در جوانانی که زندگی در «عصر طلایی پهلوی» و «کشور شاهنشاهی گل و بلبل» را در تجربه شخصی خود ندارند! تا این زمان به علت مقاومت ایرانیان، ایران در مذاکرات دست بالا را دارد. ولی آیا رژیم ایران، باز این بحران را هم با باجدهی و تسلیم و شکست به پایان خواهد رساند؟ آیا جام زهر دیگری در انتظار مردم است؟ آیا اندیشهٌ راهنمای حاکم بر مذاکرهکنندگان ایرانی سلطهسالاری است (به این معنا که فقط در گزینه ممکن است! یا باید سلطهگر باشی، و یا باید سلطهپذیر و سلطهبر!)؟... ...مصدق و بنیصدر و پهلوی و خمینی و خامنهای و پرویز ثابتی و خلخالی و لاجوردی و… چه کارها کردند و چه کارها نکردند که آن انسانها شدند؟ من الان چه بکنم و چه نکنم که اگر خود در زمان و مکان مناسب قرار بگیرم، کدامیک از این انسانها خواهم شد؟ اگر هم زندگی معمول خود را ادامه دهم و در آن زمان و مکان مناسب قرار نگیرم، کدام روش زندگی منجر به خوشوقتی و خوشبختی خود و خانوده و بستگانم، و نیز دیگران خواهد شد؟... مشارکت در ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر، به نوعی عضویت در ’دولت موازی‘ است، که مدتهاست در جامعه سیاسی، و مشخصا در حزب اپوزیسیون حکومت وقت موجود است. ولی منظور از مطرح کردن این مطلب برای ایرانیان، بیشتر از جامعه سیاسی، عضویت در ’دولت موازی‘ در جامعه مدنی ایرانیان است. به این معنا که، هر کدام از ما، به سهم خود و به نوبه خود و در حد توان خود، از رویدادها و سیاستهای دولت، خود را باخبر و آگاه نگاه میداریم (احقاقِ حقِ آگاهییابی)، آنها را مورد بررسی و نقد قرار میدهیم، با دیگران به اشتراک میگذاریم (احقاقِ حقِ آگاهیرسانی) و بدون تکیه بر قدرتهای داخلی و خارجی و کاملا آزادانه و مستقلانه (احقاقِ حقِ آزادی و استقلال) و با روشهای خشونتزدا (احقاقِ حقِ صلح) مطالبات خود را در خیابانهای مجازی و حقیقی مطرح میکنیم! برای غنای وژدان عمومی، به خود یادآور میشوم که قدرتها همیشه لازم دارند هر چه تعداد بیشتری از ما مردم را از جنس خود بکنند. کوشش پیوستهای لازم است که من و ما مردم، مقاومت کنیم، و خود از جنس قدرتها نشویم! لازمهٌ این مهم، شناخت حقوق و آگاهی از آنها، تلاش برای احقاقِ حقوق، نفی هرگونه تبعیض است! تبعیض و سلطه، لازم و ملزوم یکدیگر هستند! و این دو بدون خشونت نمیشود! سلطهسالاری چیست؟ آیا باید مورد نفی قرار بگیرد؟ یا مورد تایید؟ آیا هدف، وسیله و روش را توجیه میکند؟ آیا زندانی کردن خود در زندان «انتخاب» بین بد و بدتر، و پذیرش بد از ترس بدتر نتایج مثبتی داشته است؟ آیا باز هم برای فرار از بدتر(خامنهای)، بد(پهلوی) را انتخاب میکنیم؟ نتیجهٌ این زندانی کردن خود در زندان بد و بدتر در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۲ و در سال ۱۴۰۴چه بوده است؟ آیا بدون ’انتخاب‘ پهلوی و ابراز تمایل و پشتیبانی از دخالت قدرتها و فرقهٌ ولایت پهلوی، اصلا امکان داشت رژیم اسرائیل و امریکا به میهن ما تجاوز کنند، و تازه کشورهای منطقه که بدون همراهی آنها این تجاوز امکان نداشت، از ایرانیان طلبکار هم باشند؟ بررسی این تکهها و جزئیات پارادایم، و تغییر آنها است که تصمیمهای ما را در سطح یک فرد، و در سطح ملی تعیین میکند! جنبشهای مطالبات بر حق ایران، به شهریور ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴ منحصر نیست و با آنها به اتمام نرسید! جنبش بعدی کی و چه خواهد بود و با درس عبرت از تجربیات اخیر، آیا باز هم عدهای دست به دامان قدرتها خواهند شد تا آن جنبش را هم خنثی و طول زمان رسیدن به سقوط فیزیکی رژیم را طولانیتر کنند؟ آیا من، آیا ما، باید منفعلانه در مقابل قدرت داخلی و تجاوزها به حقوق ساکت بنشینیم؟ آیا واقعا از دست من، ما، کاری بر نمیآید و باید همیشه برای کمک از قدرتها کاسهٌ گدایی را دور دنیا بچرخانیم، و برای یک ’دخالت بشردوستانه‘ دیگر، از جنایتکاران علیه بشریت به دریوزگی بیفتیم؟ کدامیک از ’دخالتهای بشردوستانه‘ رژیم اسرائیل و امریکا تجاوزهای آشکار به حقوق دیگران نبوده است؟.......
-
6
صدارت- خاموشی جنبش۱۴۰۱، کشتار دی۱۴۰۴، تجاوزهای نظامی۱۴۰۴: ترجمانِ «تجاوز به حق استقلال» در عمل
...شکست اعتراضات ایرانیان یک دلیل عمده داشته است، و آن وارد کردن قدرتها در مطالبات حقطلبانه خود بوده است: در سال ۱۳۸۸ قدرت داخلی وارد ماجرا شد، و قرار بود که با وارد کردن مهرههایی از قدرت داخلی، مانند رفسنجانی و میرحسین موسوی و کروبی، رژیم را به اصلاحاتی مجبور کنند. سرکوب و کشتار مردم، آتش آن جنبش خودجوش را زیر خاکستر کرد! در سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، قدرت خارجی وارد ماجرا شد، و قرار بود با وارد کردن مهرههایی که خود را و ایران و ایرانیان را به قدرتهای خارجی فروختهاند، تغییر رژیم را تحمیل کنند. این بار اضافه بر سرکوب و کشتار مردم توسط رژیم، سرکوب و کشتار مردم توسط بمب و موشک و قشون قدرتهای خارجی را هم شاهد بودیم. علاوه بر آنها، پدیده جدید و باور نکردنی در این ماجرا که سرکوب و کشتار مردم را به ابعادی فاجعهبار مبدل کرد، جاسوسان مسلح قدرتهای خارجی در خیابانهای ایران بودند. امید است که ما ایرانیان، از همه این تجربههای عواقبِ تلخِ مراجعه به قدرتهای داخلی و خارجی، درسهای لازم را گرفته باشیم و بعد از پایان جنگ و رفع تهدیدهای دشمنان خارجی، با روشهای مردمسالارنه و حقوقمدارانه و خشونتزدا، دشمنان داخلی را مجبور به یک گذار خشونتزدا از استبداد، به دموکراسی بکنیم.
-
5
صدارت- لازمهٌ سلطهگری: سلطهپذیریِ سلطهبران، افزایش سطح تحمل تحقیر و تجاوز به حقوق، ترویج خودتخریبی
...ویژگیهای حقوق را باید به خود یادآور شویم: حقوق همهمکانی، و همهزمانی، و همهکسانی هستند، بدون هیچ تبعیضی! در این صورت است که شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» نقد میشود و بهجای آن شعار «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران» پیشنهاد میگردد. باید پرسید، کسانی که «تازیستیز» و «اسلامستیز» شدند و شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را با خشونت سر دادند، هیچ میتوانستند تصور کنند که روزی کارشان به این خیانت میرسد که عکس پهلوی را در کنار تصاویر «عمو نتانیاهو» و «دایی ترامپ» را بههمراه پرچم رژیم اسرائیل، در خیابانهای لوسآنجلس و لندن و تورنتو و… بچرخانند و در واقع شعار را در عمل به اینجا برسانند: «نه غزه، نه لبنان، نه ایران، جانم فدای اسرائیل و امریکا» آن هم در همان روزهایی که این اجنبیان به میهن ما تجاوز کرده و فقط در همان روز اول نزدیک به ۸۰ دانشاموز خردسال دبستانی را تکهتکه کردند؟ شعارهای ضدِ حقوقی و تبعیضآمیزی مانند «نه غزه، نه لبنان» نمونههای از انفعال و شکست در جنگ روانی قدرتها علیه مردم، و در واقع نشانگرِ ناتوانی در درک حقوق بشر به عنوان یک مفهوم فراگیر هستند. حقوق بشر، مفهومی همهمکانی، همهزمانی و همهکسانی است. اگر ما در برابر نقض حقوق دیگران سکوت کنیم یا از آن استقبال کنیم، در واقع مشروعیت اعتراض به نقض حقوق خودمان را از دست میدهیم. انفعال در برابر ظلم به دیگران، روزی دامنگیر خود ما نیز خواهد شد. در این مورد بهخصوص، بالا بردن تصاویر ترامپ و نتانیاهو و پرچم اسرائیل در کشورهای خارجی نزد شهروندان آن کشورها، حالتی بهجز انزجار نسبت به ایرانیان خائن به وطن خویش را نداشته است! یک امریکایی در لوسآنجلس با تعجب و نفرت میپرسید: اسرائیل به ایران حمله نظامی کرده! آیا این ایرانیان میدانند که اگر این کار را یک امریکایی بکند، محکومیت جرم خیانت به وطن در همین امریکا میتواند اعدام باشد!؟ تکیه بر حقوق، و تلاش برای خشونتزدایی، و نفی سلطهسالاری، و اجتناب از سلطهپذیری، و مردود دانستن و محکوم کردن انواع تبعیضها و ضوابط دوگانه، همه از لوازم ابتدایی زندگی روزانهٌ یک انسان دموکرات، برای ساحتن یک جامعه دموکراتیک است، هم در زندگی شخصی، و هم در زندگی اجتماعی و حرفهای. با این توجه، برای افرادی که اکنون در مقام تصمیمگیری و تدبیر امور کلان کشور هستند، یک فرصت طلایی پیش آمده است که در کنار مردم ایران بایستند و نه در مقابل آنها. تنها در این صورت است که مذاکرات با اجنبیان متجاوز به حقوق ایران و ایرانیان، حتما نتیجه مطلوب و پایداری را برای ما به ارمغان خواهد آورد، و از جنگ و تجاوزهای آینده به ایران، پیشگیری خواهد کرد.
-
4
صدارت- روز کارگر، روز معلم، و روز آزادی رسانهها، مناسبتی برای تمرین مردمسالاری
... میهن ما ایران، در آستانهٌ تغییر و تحولات عظیمی است. این تغییر و تحولات محتوم، میتواند در جهت بد و بدتر شدن اوضاع، و یا در جهت خوب و خوبتر شدن سرنوشت ما بشود. بر سر این دو راهی، انتخاب کنندهٌ راه، ما مردم هستیم، هر کدام از تکتک ما مردم، هر یک به سهم خود و به نوبه خود!... ...این روزها مصادف است با روز کارگر، روز معلم، و روز جهانی آزادی رسانهها شایسته و بایسته است که همه ۳۶۵ روز سال را روزهای مردمی، روزهای انسان، روزهای حقوق بدانیم. باشد که یادآوری و هشداری باشد برای برونرفت از بحرانهای عظیمی که نه تنها ایران و منطقه ما، بلکه دنیا را فراگرفته و مردم، همه انسانها و نیز طبیعت را در خود غرق میکند.... - .....بدین ترتیب شد که کارگران و معلمان، بعد از انقلاب هم دوباره وضعیت قبل از انقلاب را پیدا کردند، و حالا وضعیتی بسیار بدتر!...... ... ساختار «ولایت مطلقهٌ سرمایه داری» هم همان وضعیت را دارد! «توازن قوا» و تضاد و تقابل و تبعیض و تجاوزها به حقوق!.... ... در این سالروز معلم و کارگر، و در هیچ روز دیگری، لازم نیست با دیکتاتوری، پرولتاریا و کارگر را در مقابل قدرت سرمایهدار و کارفرما قرار داد، و در مبارزه با آنها، از جنس همانها و از آنها هم بدتر شد!... ...لازمه مبارزه با قدرتها (قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای دولتی و غیردولتی، قدرتهای غربی و شرقی) خشونتزدایی و پیشبرد فرهنگ مردمسالاری است، هم بهعنوان هدف است و هم بهعنوان وسیله، و هم بهعنوان روش رسیدن به آن هدف! برای مبارزه با سلطهگریِ قدرتها (قدرتهای داخلی و خارجی، قدرتهای دولتی و غیردولتی، قدرتهای غربی و شرقی) حقوقمداری و خشونتزدایی ضرورتی ابتدایی است. لازمهٌ این ضرورت ابتدایی، در هم آمیختن افکار عمومی است. بدون رسانههای آزاد و مستقل، در هم آمیختن افکار عمومی غیرِممکن است! غیرِممکنی بدیهی!... - ...برای برپایی و پویایی و پیشبرد دموکراسی، برخی مفاهیم کلیدی که طرح و بحث میطلبند، از جمله از این قرار هستند:............
-
3
صدارت- قدرت و خشونت، در مقابل مردم و حقوق
...ما مردم ایران در کوردستان و سایر مناطق پیرامونی و مرزی کشور، به افراد و احزاب تجزیهطلب و مسلح، مجال خشونتگستری و تکهپاره شدن ایران را ندادیم! ما مردم ایران در بدنهٌ نیروهای نظامی، با موفقیت در مقابل دو «ابرقدرت» مسلح به انواع سلاحهای پیچیده و مدرن نظامی و اطلاعاتی، و البته سلاحهای هستهای ایستادگی کردیم و از مام وطن دفاع کردیم! ما مردم ایران نقشههای شوم دشمنان ایران را برای جنگ داخلی در پی ترور مقامات کشور در ۲۳خرداد و ۹اسفند ۱۴۰۴، خنثی کردیم! ما مردم ایران در کمک به آسیبدیدگان تجاوزهای اجنبیان، با جان و دل کوشیدیم! ما مردم ایران با پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر، باز هم در جنگ پیروز هستیم! ما مردم ایران با ادامهٌ پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، کاملا توانا هستیم برای بعد از پایان جنگ و دفع شر قدرتهای خارجی، بر تلاشهای خود برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر بیافزاییم! ❊ ❊❊❊افرادی که سیاستگذاریهای کشور را در دست دارید، هشدار!❊❊❊ بدون شک قدرتها مجبور خواهند بود که در مذاکرات به ایران و ایرانیان امتیازات بیشتری بدهند، ولی فقط در صورتیکه پشتیبانی مردم ایران ادامه یابد! ❊❊❊افرادی که سیاستگذاریهای کشور را در دست دارید، هشدار!❊❊❊ در این زمان برای شما یک فرصت طلایی فراهم شده که به آغوش باز مردم بیایید! در کنار مردم بایستید و به اعتبار و مشروعیت ادامه پشتیبانی ایرانیان، از ایران دفع شر کنید! کژراهههای گذشته را تکرار نکنید! خواستههای بهحقِ هموطنان خود را با سرکوب و خفقان پاسخ ندهید! هر چه زودتر همه زندانیان سیاسی را آزاد کنید! قوای اطلاعاتی و امنیتی را در سرکوب هموطنان دردمند خود تلف نکنید، بلکه این نیروها را مردمی کنید و آنها را صرف مقابله با جاسوسان واقعی کنید! ایرانیانی که در بدنه قوای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی-امنیتی هستید، به این مطالب مطرح شده بیاندیشید! نسبت به فرماندهان، برای شما راحتتر است که به آغوش باز مردم بیایید! به مافوقهای خود فشار بیاورید، و آنها را از تجاوزها به حقوق بازدارید! آنها را مجبور به احقاق حقوق حقهٌ ایران و ایرانیان کنید! ❊❊❊هشدار! ایرانیانی که از فرقه ولایت پهلوی حمایت کردهاید، و از اجنبی برای تجارز به مام وطن دعوت کردید! اجنبیان نمیتوانستند بدون مهرههای وابستهای چون پهلوی و شرکا به میهن ما تجاوز کنند و ایران ما را تکهپاره و تجزیه، و گرفتار جنگ داخلی و جنگهای بیپایان کنند! پهلوی از خود هیچ ندارد! هیچ نیست! یک موجود مجازی است که ساخته و پرداختهٌ ایراناینترنشنال و دیگر رسانههای وابسته و سایر جبهههای جنگ روانی صهیونیسم است! ولی بدون حمایت شما، همین موجود مجازی هم نمیتوانست ساخته شود! همه این جنگ و خشونتهای اجنبیان علیه وطن و هموطنان ما، بدون حمایت شما از پهلوی و شرکا، امکان نداشت واقع شود. تا دیر نشده به آغوش باز مردم ایران باز گردید، دوستِ ایران و ایرانیان بشوید!
-
2
صدارت- خشونتمداری یا حقوقمداری؟ کدام راه به مردمسالاری میرسد؟
عبور از بحرانهای فعلی مستلزم یک تحول فکری در فضای سیاسی است: گذار از «قدرتمداری» به «حقمداری».... ...نقطه آغازین این بحث، محکومیت صریح هرگونه عمل خشونتآمیز در فضای سیاسی است. خشونت به هر شکلی و علیه هر کسی، چه در جایگاه قدرت باشد و چه دز اپوزیسیون، محکوم است. خشونت تنها به برخوردهای فیزیکی محدود نمیشود؛ بلکه خشونت کلامی در رسانهها، توهین به باورها و مقدسات مخالفان و تهدید فیزیکی، همگی مصادیقی از یک چرخه مخرب هستند که مانع از استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری میشوند. خشونت و خشونتگستری، نه تنها سودی ندارد، بلکه نتایج عکس به بار آورده و اجازه میدهند افراد با ایفای نقش «قربانی»، افکار عمومی را از مسائل اصلی منحرف کنند. وابستگی، خود یک خشونت است، یک تجاوز به حقوق است، تجاوز به حق استقلال! وابستکی محکوم است! وابستگان محکوم هستند! تنها راه رهایی از وضعیت موجود، خشونتزدایی و حقوقمداری، بهخصوص احقاق حقِ استقلال! استقلال از قدرتها و تکیه بر توان ملی است!... ...یکی از موضوعات کلیدی، برای ساختار سیاسی آینده ایران، بازتعریف جایگاه رسانهها است. با توجه به نقش حیاتی رسانهها و افکار عمومی، شایسته است در قانون اساسی آینده، رسانههای ملی به عنوان «شاخه چهارم دولت» (در کنار قوههای مجریه، مقننه و قضاییه) تعریف شوند تا بتوانند جایگاه لازم در تمدن قرن ۲۱ را پیدا کنند. تفاوت بنیادین این الگو با دموکراسیهای فعلی در این است که گردانندگان رسانههایی که با بودجه ملی اداره میشوند، نباید منصوبِ قوای دیگر باشند؛ بلکه باید مستقیما توسط مردم و برای دورهای محدود انتخاب شوند تا مستقیماً به جامعه پاسخگو بوده و از انحصار قدرت خارج گردند... ...احقاق حقوق استقلال و آزادی، بدون تکیه بر افکار عمومی و درآمیختن افکار با همدیگر، غیرِ ممکن است، و این خود بدون استفاده بهینه از رسانهها غیرِ ممکن!
-
1
صدارت- «توازن قوا» یا «عدم توازن ضعفها» با افزایش تبعیضها
نقش ژئوپلیتیک، استراتژیک، نظامی، و…، و اقتصادیِ تنگه هرمز، دیگر از حدس و تثوری و تخمین عبور کرده، و واقعیتهایی در اثر ایستادگی و پیروزی ایرانیان در مقابل دو «ابرقدرت» منطقه و دنیا، در عمل نمایان شدند! ادامهٌ درگیریها منجر به برملا شدن ضعف و ناتواناییها «ابرقدرتها»، و نمایش تواناییهای ایران کردیده است. کشورهای منطقه که با عدم اعتماد به نفس ملی، برای حفظ امنیت خویش، دست تمنا به سوی دو «ابرقدرت» منطقه و دنیا درازز کرده بودند، نتایج خطای فاجعهآمیز خود را در «توازن قوا» دیدند! بیشتر از حاکمان بر این کشورها، مردم منطقه دیدند که در «توازن قوا»، نه توازنی موجود است، و نزد قدرتهای داخلی و خارجی، نه قوه و قوای ادعایی!... ...استقلال یک حق ذاتی است. حاکمیت مطلق بر منابع و قلمرو ملی، از جمله تنگه هرمز، راه موثری است که میتواند اسلحه را در دست قدرتهای سلطهگر بیاثر کند و آنها را از تروریسم اقتصادی بازدارد، خشونتهایی که نزدیک به نیم قرن بر ایران و ایرانیان اِعمل کردهاند! بدین ترتیب است که میتوان امنیت پایدار را به منطقه بازگرداند.
-
0
صدارت- پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، جهت ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر برای بعد از جنگ
...ما بدون تکیه بر قشون خارجی، در مقابل ابرقدرتهای هستهای ایستادهایم و نشان دادیم که برای بازدارندگی، نیازی به سلاح هستهای و بمب اتم نداریم. چرا که با خشونتزدایی و تکیه بر حق حاکمیت ملی - از جمله بر تنگه هرمز - تواتنا هستیم نقشههای شوم قدرتها را خنثی کرد... سوالی که لازم است هر کس برای خود مطرح کند و برای آن پاسخی داشته باشد این است که: آیا من در ساختن سرنوشت، نقشی دارم، یا نه؟ اگر پاسخ مخاطب گرامی منفی است، بهتر است که وقت خود را برای بقیه این مطلب تلف نکند! ولی اگر پاسخ مثبت است، و مخاطب گرامی معتقد است هر کسی به سهم خود و به نوبه خود، نه تنها میتواند، بلکه وظیفه دارد و باید در ساختن سرنوشت مشارکت کند، قطعا با کمک همدیگر میتوانیم با پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق، وظیفه خود را برای ساختن سرنوشتهای خوب و خوبتر انجام دهیم. پاسخ ایرانیان با این پرسش در مقاطعی حیاتی، مثبت بود. از جمله آن مقاطع، سال ۱۳۵۷، و نیز در دفاع از میهن در مقابل تجاوز صدام که با پشتیبانی بسیاری از کشورهای منطقه و دنیا، بود... ... متجاوزان این خیال خام را داشتند که با حملاتی بسیار گستردهتر از آنچه در عراق انجام دادند و با هدف قرار دادن «رهبر» و مقامات بالای کشوری و لشکری، شیرازه وطن ما از هم میپاشد. آنها میلیاردها دلار صرف دستگاههای اطلاعاتی و نظامی خود کردند تا نقشهٌ قدیمیِ جنگ داخلی و تجزیه و تکهپاره کردن ایران را از طریق جنگ داخلی و ورود گروههای تجزیهطلب وابسته اجرا کنند. صهیونیستها از ابتدا سودای «اسرائیل بزرگ» را در سر داشتهاند. صهیونیسم سوسیالیست در ابتدا گفتمان غالب را در اختیار داشت، و رهبر تاریخی آنها، دیوید بن گوریون، با وجود اینکه مردی کاملآ ناباور به دین بود، در سال ۱۹۳۷ اعلام میکند: «کتاب مقدس فرمان ماست». با تکیه بر کتاب مقدس به عنوان راهنما، مرزهای «ارض اسرائیل» بر حسب شرایط و فتوحات، ناپایدار و تغییر پذیر میشود. بیش از نیم قرن است که صهیونیستها ایران را مانع اصلی رسیدن به توهم «اسرائیل بزرگ» میبینند! پس باید ایران را بیثبات، تجزیه و تکهپاره، و گرفتار در خشونتها و حتی جنگهای داخلی کرد اما چرا شکست خوردند؟ پاسخ در پایداری در همبستگی ملی و اتحاد حول محور حقوق نهفته است. این پایداری و همبستگی و اتحاد و حقوقمداری را در جامعه مدنی، و در بدنه قوای مسلح شاهد بودیم که به اتفاق، دفاع از وطن را ممکن ساختند! دنیا امروز با تحسین به مقاومت جانانه ملت ایران مینگرد. این پیروزی نه فقط به خاطر بمب و موشک، بلکه بیشتر به دلیل ایستادگی بدنه نیروهای مسلح، در کنار ایران و ایرانیان بوده است. همانگونه که در سال ۱۳۵۷، بدنه ارتش شاهنشاهی در مقابل دستور تیر فرماندهان ایستاد و به ملت پیوست. امروز نیز فرزندان این مرز و بوم با اتحاد و ایستادگی در کنار هم، اجازه ندادند نقشههای شوم برای «ویرانی تمدن ایران» و «بردن به عصر حجر» به نتیجه برسد... ... حاکمیت بر تنگه هرمز که قسمتی از محدوده میهن مت است، ایران را توانا ساخته تا در مصاف با «ابرقدرت»های اقتصادی و نظامی و رسانهای دنیا، پیروز باشد، و آنها را به استیصال و عقبنشینی و حتی تسلیم وادارد. اهمیت اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز، گرچه قبلا جنبه نظری و تئوریک داشت، ولی الان در عمل میبینیم که برای احقاق حقوق ایران و ایرانیان، بسیار موثر و مفیدتر از خوشبینانهترین تحلیلها شده است. حاکمیت ملی ایران بر تنگه هرمز، حربهای بسیار موثرتر از سلاح هستهای برای بازدارندگی دشمنان، از تجاوزات به میهن است!...
-
-1
صدارت- برندهٌ جنگ: ایرانیانِ مدافعِ حقِ استقلال، بازنده: سلطهسالاران
برندهٌ واقعی در جنگ و تجاوزها به ایران، ایرانیانی بوده و هستند که به استقلال باور داشتهاند، و در احقاقِ حقِ استقلال کوشیدهاند. ایران ماندنِ ایران، و پابرجا ماندن وطن خود را مدیون این ایرانیان هستیم! ولی در بین مردم، متاسفانه همه این حقوقمداری را از خود نشان ندادند. شوربختانه عدهای در عمل ثابت کردند که خودشان هم از جنس رژیم هستند، و متجاوز به حقوق! در بین مردم، عدهای به علت شکست خوردگی در جنگ روانی، از فرقهٌ ولایت پهلوی جانبداری کردند و از اجنبیان برای تجاوز به مام وطن دعوت کردند! در تجاوزات ۱۲روزهٌ ۲۳خرداد تا ۳تیرماه ۱۴۰۴ و نیز در تجاوزهایی که در تاریخ ۹اسفند۱۴۰۴ با به قتل رسانده حداقل ۷۶دختربچه دانشآموز بیگناه در میناب شروع شد، و امروز روز سیوهشتم آن است، نقشهٌ امریکا از جمله «رژیم چنج» و «گرفتن نفت ایران» بود، و نقشهٌ رژیم اسرائیل جنگ داخلی و حمله احزاب «اتنیکی» مسلح و تکهپاره کردن و تجزیهٌ ایران بود. ایستادگی و استقامت بسیاری از ایرانیان بود که این نقشههای شوم دشمنان ایران، عملی نشد! این استقامت و ایستادگی که ایرانیان از خود نشان دادند، وجههای از ایرانیان در قلب بسیاری از مردم منطقه و مردم دنیا مصور کرده است که مشابه همان تصویری است که افکار عمومی در باره ایرانیان در سال ۱۳۵۷ داشتند. هموطن بودن با این ایرانیان مستقل و آزاده، این برندگان واقعی جنگ در مقابل دو «ابر قدرت» مسلح به سلاح اتمی، افتخارآمیز است! تمدن ۷هزار سالهُ ایران، در قلب و روح ایرانیان نقش بسته، و از نسلی به نسل بعد منتقل شده است. این در فهم امثال ترامپ و نتانیاهو و شرکا نمیگنجد. حیف و هیهات که برخی ایرانیان هم قدر و ارزش این گوهر را ندانستند و به وابستگان و دریوزگان متمایل شدند!... ... طبق قوانین بینالمللی، تهران کاملاً حق دارد تنگه هرمز را به روی کشورهایی که با آنها در درگیری مسلحانه است، ببندد. دو نکته حیاتی: ۱) کشورهایی که اجازه حمله به ایران از حریم [زمینی، دریایی، و هوایی] خود را میدهند، میتوانند مسدود شوند و ۲) ایران میتواند از تجارت کشتیهای بیطرف با کشورهایی که با آنها در مناقشه است، جلوگیری کند... ... ترامپ، تنگه هرمز را «تنگهٌ ترامپ» خواند! ترامپ در مورد اخذ عوارض عبور کشتیها از تنگه هرمز گفت: «چرا ما [امریکا] عوارض نگیریم؟ ترجیح میدهم ما [امریکا] این کار را بکنیم تا اینکه بگذاریم آنها [ایران] بگیرند.»... ... ترامپ، تنگه هرمز را «تنگهٌ ترامپ» خواند! ترامپ در مورد اخذ عوارض عبور کشتیها از تنگه هرمز گفت: «چرا ما [امریکا] عوارض نگیریم؟ ترجیح میدهم ما [امریکا] این کار را بکنیم تا اینکه بگذاریم آنها [ایران] بگیرند.»... ❊❊سوالی که من در این شرایط باید از خود بپرسم این است: من چکار میتوانم انجام دهم؟ پاسخ آسان است: تمرکز بر استقلال، و افزایش تلاشها برای احقاقِ حقِ استقلال! شناسایی و افشاگری و محکوم کردن وابستگان و وابستگی! شناسایی و افشاگری و محکوم کردن نقش وابستگان و وابستگی در از جوشش انداختن جنبشهای قبلی، از جمله جنبش ۱۴۰۱! تلاش برای صلح و دوستی و همبستگیِ ملی، و رفتار خشونتزدا با افرادی که راه حل را در وابستگی، و حمایت از وابستگان دیدند، و حتی کسانی که از تجاوز اجنبیان طرفداری کردند، و تلاش برای جذب آنها در آغوش باز هموطنانی که بر استقلال، پافشاری و استقامت کردند! ❊❊به خود یادآور شویم که جنگ و تجاوز به ایران، بدون سرسپردگی و فرمانبرداریِ یک عده «ایرانی» وابسته به اجنبیان، با هدفِ گماشتگی آنها بهقدرت دستنشانده، کاملا غیرِممکن است! ماموریت این وابستگان، حفظ و نگهداری ساختار استبدادی، و: در مناطق پیرامونی و مرزی میهن: تجزیه و تکهپاره کردن ایران، و به قدرت رساندن دستنشاندههای خود در آن تکهها! در مرکز: به قدرت رساندن دستنشاندههای خود برای ادامه ولایت مطلقه در شکل و شمایل بازگشت بهقدرت رژیم ولایت مطلقه پهلوی! تفرقهافکنی میان همهٌ اینها و بیثباتی و جنگهای بیپایان مابین مستبدان وابسته!
-
-2
صدارت- ساعتشمار آخرالزمان: ششونیم ساعت!
بدون توجه و بررسی وقایع تاریخ معاصر، نمیتوان واقعیتها در رابطه با دلایل و مقصران واقعی بحران موجود را شناسایی کرد. به این مهم، از جمله در جلسه هفته پیش هم پرداخته شد. در این روز سیوهشتم تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به وطن، در ابتدا با افتخار یادآوری گنیم از: ۱-مردم ایران، که بر خلاف محاسبات قدرتها، میهن خود را تسلیم انیرانیان نکردند! ۲-مردم ایران در مناطق پیرامونی و مرزی میهن، که بر خلاف محاسبات قدرتها، همدست افراد و احزاب خودفروخته نشدند، و از تجزیه ایران و از تکهپاره شدن وطن توسط دشمنان ایران، جلوگیری کردند! ۳-مردم ایران در بدنهٌ قوای مسلح، که بر خلاف محاسبات قدرتها، با از خودگذشتگی، و با وجود تحریمهای ۴۷ساله و با کمترین امکانات، از وطن و از هموطنان خود دفاعی جانانه کردند! ...جالب این است که از یک طرف خودِ امریکاییها به دنبال برکناری ترامپ از راه بیکفایتی و اختلال مشاعر و متمم ۲۵، و یا از راه رایگیری در کنگرهٌ بعد از انتخابات میاندورهای برای عزل او هستند، ولی از یک طرف دیگر طرفداران فرقهٌ ولایت پهلوی با انجام رقص مضحک ترامپ، با حقارت او را «دایی ترامپ» و «عمو ترامپ» خطاب میکنند، و از او تقاضا میکنند به وطن ما بیشتر تجاوز کند!... تهدید به آخرالزمان از سلاحهای متداول در جبهههای جنگ روانی بوده است. ولی هم تاریخ و ساعت آخرالزمان، و هم اهداف آخرالزمان از امروز به فردا تغییر کرده است! ترامپ اکنون فقط چند ساعت وقت دارد که برای عدم توانایی «بزرگترین ارتش ابرقدرت دنیا» برای محو و نابود کردن ایران، بهانه و دروغ دیگری را سرِ هم کند!... ...قدرتهای مغرور به ابرقدرتیِ خود، تهدیدهای ایران مبنی بر بستن تنگه هرمز را جدی نگرفتند. هیچ فکر نمیکردند ایرانیان جرات و یا توانایی بستن و کنترل کامل آنرا داشته باشند! ترامپ مدعی است که امریکا بزرگترین قدرت نظامی تاریخ بشر است، و این او بوده است که در دور اول ریاست جمهوری خویش این ارتش را ساخته است! فرمانده کل قوای این ارتش، علنا به ناتوانی خود برای باز کردن تنگه هرمز قرار کرد، و از قوای ناتو و سایر کشورها تقاضای کمک کرد. ساعاتی پیش، ترامپ در گفتگو با خبرنگاران باری دیگر از اینکه همه به تقاضای او پاسخ منفی دادند، شکایت کرد و گفت: «…حتی کره جنوبی هم تقاضای کمک ما را رد کرد…» ترامپ چند بار هم به اشکال مختلف گفته است که ما تنگه هرمز را لازم نداریم، هر کشوری لازم دارد خودش برود و بازش کند! ❊ در همینجا هم به تکرار عارضم که برای احقاق حقوق ایرانیان، اعمال حاکمیت ایرانیان بر تنگه هرمز در خلیج همیشه فارس، یک وسیلهایست که میتواند با خشونتزدایی، حتی بیشتر از هزارها بمب اتمی هم موثرتر باشد! ❊
-
-3
صدارت- امتحان نهایی برای هموطنانِ کوردستان
برای اینکه ما خود را ایرانی بدانیم، باید یک ایران موجود باشد! و یک کشور با این اسم باقی مانده باشد. در این سیویکمین روز تجاوز رژیم اسرائیل و امریکا به میهن، بیش از هر چیز حس افتخار و سربلندی در ما زنده میسود. ما بهعنوان یک ملت، از آزمونی سخت عبور کردیم که میتوان آن را «امتحان نهایی» نامید! آزمونی که در آن اسطوره عبور از آتش و جزغاله نشدن، برای ایرانیان به واقعیتی درخشان بدل شد. نقشهٌ توهمآمیز رژیم اسرائیل و امریکا این بود که با تجاوز به وطن ما، و فراخوان دادن به مردم ایران برای آمدن به خیابانها و تسخیر اماکن دولتی، رژیم فرو بپاشد، و احزاب سرسپرده با قوای مسلح خود، به عنوان پیاده نظام اجنبیان، به مناطق پیرامونی میهن حمله کنند، و با جنگ داخلی، هر کدام قسمتی از خاک وطن ما را به عنوان غنیمت جنگی، تکهپاره کنند. ایرانیان در تمام ایران، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ قدرتهای خارجی را بر خود برای اینکه اجنبیان برای ما رژیم را براندازند را نپذیرفتند! ایرانیان در سراسر میهن، مانعِ از بین رفتن ایران شدند! هموطنان ایرانی در مناطق مرزیِ میهن، تحقیرِ ولایت مطلقهٌ احزاب خشونتگستر «اتنیکی» را بر خود نپذیرفتند! ایرانیان در مناطق مرزی میهن، مانعِ تکهپاره شدن ایران شدند! ما این امتحان سخت را با نمرهای بسیاز بالا پشت سر گذاشتیم و در این میان، هموطنان مناطق مرزی ایران شاگرد اولهای این امتحان، با کارنامهای درخشان بودند! بین همه استانهای پیرامونی و مرزی ایران، هموطنانِ کوردستان کارنامهای چشمگیر را از آنِ خود کردند... ...تنها ضامن سعادت و آزادی تمام ایرانیان، ایران یکپارچه، بهویژه در مناطق مرزی است. ما ثابت کردیم که هیچ تحمیلی را از قدرت خارجی نمیپذیریم و با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، حقوقمداری و صلحطلبی، سرنوشت خود را خودمان، و با دستهای خودمان رقم میزنیم. ما میتوانیم، چون با اعتماد بهنفس فردی و با اعتماد بهنفس ملی به تواناییهای ایرانیان ایمان داریم! امروز نه تنها هموطنان ما، بلکه مردم منطقه نیز دریافتهاند که امنیت واقعی در نزدیک شدن به قدرتها، بهخصوص به رژیم اسرائیل و آمریکا نیست، چرا که این قدرتها از مردم منطقه تنها به عنوان «سپر انسانی» برای محافظت از منافع خود استفاده میکنند. در این تجاوزات اخیر هم ذر خرداد و اسفند ۱۴۰۴، رژیم اسرائیل و آمریکا انتظار داشتند که باز هم «پیشمرگه» نقش پیاده نظام آنها را بازی کند، و در واقع «گوشتِ دمِ توپ» آنها بشوند! خیال خام رژیم اسرائیل و آمریکا فروپاشی و تکهپاره شدن ایران بود. آنها انتظار داشتند که مردم با پشتیبانی قشون اجنبی، در شهرهای مختلف به خیابانها بیایند و برای منافع آنها رژیم را تغییر دهند! زهی خیال باطل! ایرانیان با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی را برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند! آنها انتظار داشتند که »اتنیک»های کورد و سایر ایرانیان مناطق مرزی، با پشتیبانی قشون اجنبی، وطن ما را، ایران ما را برای منافع آنها تکهپاره کنند! زهی خیال باطل! ایرانیان ساکن در مناطق مرزی میهن، با ایستادگی در احقاقِ حقِ استقلال، دخالت اجنبی برای تحمیل سرنوشت به ایرانیان را، با صدای بلند محکوم کردند!
-
-4
صدارت- پشیمانی و ریزش چشمگیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان! به آغوش باز ایراندوستان خوش آمدید!
...سوال مهم این است که این همه خشونتهای عظیمِِ نظامی-امنیتی-اطلاعاتی، و اقتصادی، و سیاسی، و فرهنگی علیه ایران طی نزدیک به پنج دههی گذشته، ریشه در کجا دارد؟ تا وقتی که این به این ریشهیابی، نگرشی عمیق نشود، فکر انسان در بمباران خبرهای متناقض و ضدِاطلاعات و سوءاطلاعات، ابتدا گیج، و سپس مستاصل و منفعل میشود. بدیهی است که در نتیجه و در چنین شرایطی، قدرتها منتفع خواهند شد و ابعاد خشونتگستری را افزایش خواهند داد، و چه بسا که بسیاری از مردم مستاصل و منفعل شده را تبدیل به پیادهنظام خود کرده، و از آنها به عنوانِ گوشتِ دمِ توپ استفادهٌ ابزاری میکنند! بهطور بسیار خلاصه، صهیونیسفر با عاملیتِ میدانیِ رژیم اسرائیل، در تلاش است که «اسرائیل بزرگ» را در جغرافیای وسیعی در منطقهٌ ما را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برتر» با اعتبار و مشروعیتِ سند مالکیت و قبالهای که در متون قدیم دینی کلیمی آمده است، مورد تصرف قرار دهد. آنها ایرانیان را مانع بزرگی برای رسیدن به این هدف آخرالزمانی خود میبینند، که باید به هر قیمتی که شده از سر راه این «هدف مقدس» برداشته شود! تلاشهای آنها در این ۴۷ سال گذشته به نتیجه نرسید و خود را ناچار دیدند که با تجاوز به میهن ما، بر تلاشهای خشونتهای فیزیکی بیافزایند. برای تخریب و تکهپاره کردن ایران، ۱۲ روز جنگ خرداد ۱۴۰۴ کافی نبود، و حالا یک ماهی است که با افزایش شدید کمی و کیفی جنگ و خشونت و خونریزی، قصد نابود کردن ایران و ایرانیان را دارند! در اوایل دهه ۱۳۳۰، ایرانیان به همراه مصدق و فاطمی توانستند در مقابل امپراطوری بریتانیا بایستند. در انقلابی بودن و مقاومت در مقابل سلطهگری و استعمار، ایران همیشه پیشرو و سرمشق بودن است. در همان سالهای ملی شدن صنعت نفت در ایران، مقاومتهای مصر در مقابل استعمار بریتانیا و سلطه بر کانال سوئز را شاهد بودیم که حتی به بسته شدن پنج ماههٌ سوئز بین اکتبر ۱۹۵۶ تا مارچ ۱۹۵۷ منجر شد. گفته شد چرچیل به جمال عبدالناصر هشدار داد که با دمِ شیر بازی نکن! ناصر گفت وقتی از دمِ شیر به سرِ شیر نگریستیم، دیدیم که سر شیر قبلا توسط ایرانیها از بدن جدا شده! سرانجام مصر توانست حاکمیت ملی خود بر سوئز را تثبیت کند، که عوارض عبور و مرور از آنجا، منبع درآمد بسیار مهمی برای مصر شده است... ...اکنون خوشبختانه شاهد پشیمانی و ریزش چشمگیر و افزاینده طرفداران جنگ و وابستگان هستیم. مشاهده چهره کریه جنگ، نمیتواند بر قلب و روح انسانها اثرهای عمیق نگذارد! مردم ایران، با آغوش باز برای پذیرفتن آنها، آماده هستند. باید همه در کنار هم بایستیم و از نیرو و توانایی و استعدادهای همدیگر برای صلح و دوستی، و حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی میهن، و برای بازسازی وطن، همکاری و همیاری کنیم. ما توانا هستیم که با جلوگیری از دخالتهای قدرتها، خود برای خویش سرنوشتهای خوب و خوبتری بسازیم.
-
-5
صدارت- نوروز! ملت ایران باز هم توانایی خود برای بیاثر کردن اسلحه در دست سرکوبگر را ثابت کرد!
نقشه تجاوز به ایران و تکهپاره کردن میهن ما، از همان اوان انقلاب ۱۳۵۷ در مخیلهٌ بیمار رژیم اسرائیل، و به خصوص نتانیاهو و شرکا بوده است. این توهم بالاخره در ۲۳خرداد۱۴۰۴ عملی شد. ولی به علت مقاومت ما مردم ایران متجاوزان به اهداف مطلوب خود نرسیدند! ما ملت ایران توانستیم آتشبس را به متجاوزان تحمیل کنیم، که در ۳تیرماه ۱۴۰۴ اعلام شد. تحلیلگران دستگاههای اطلاعاتی-امنیتیِ متجاوزان، با میلیاردها دلار بودجه و امکانات بی حد و حصر، گفتند که دلیل شکستشان در آن تجاوز دوازده روزه این بود که راس رژیم زده نشد و بهقتل رساندن آن تعداد از سران نظامی کافی نبود. با این تحلیل توهمآمیز، باری دیگر در ۹اسفند۱۴۰۴به میهن ما تجاوز کردند و این بار اصلا تجاوزات را با کشتن خامنهای و تعداد دیگری از سران رژیم (به قول ترامپ فاز اول، و فاز دوم، و نیز قسمتی از فاز سوم رهبری و فرماندهی) شروع کردند. ولی باز هم به علت ایستادگی و استقامت افتخارآمیز ما مردمِ ایران و بدنهٌ نیروهای نظامی، باز هم وطن ما فرو نپاشید. ایران هنوز ایران است، و نه آنچه نقشهٌ متجاوزان بود یعنی چند جمهوری در مناطق مرزی ایران، و یک منطقه شاهنشاهی هم در وسط آن چند جمهوری، با نام «پرشیا» با به قدرت رساندن و تحمیل مجدد پهلوی! ...باید واقعیت را یادآور شد! این بیاثر بودن اسلحه در دست سلطهسالاران متجاوز به وطن ما، علیرغم صدبرابر بیشتر بودن بودجه نظامی فقط یکی از آنها نسبت به ایران، در نتیجه این بوده است که با احقاقِ حقِ استقلال، ما ایرانیان توانا بودهایم که اجنبیان را در ساختن بدیل وابسته، علیل و ذلیل بکنیم. اگر بودجه نظامی رژیم اسرائیل و رژیمهای دستنشانده منطقه که با ایران در جنگ بودهاند را هم به بودچه نظامی امریکا بیافزایم، نابرابری موازنهٌ قدرت نظامی و اسلحه واضحتر مورد بررسی قرار میگیرد. ...بر عکس تصور اجنبیان، احزاب و گروههای جداییطلب و فدرالیست و تجزیهطلب هم نتوانستند در تکهپاره کردن ایران، برای خود سهمگیری کنند و هر کدام، تکهای از خاک میهن را به عنوان غنیمت جنگی، به مالکیت خود درآورند. این هم به علت ایستادگی ما ایرانیان در مناطق پیرامونی و مرزی ایران است که یکپارچگی وطن ما حفظ شد. ایران هنوز ایران است! با حفظ و حراست ایران، بعد از دفع متجاوزان خارجی، این خود ما ایرانیان هستیم که با خشونتزدایی، تکلیف متجاوزان داخلی را هم روشن خواهیم کرد. ولی یک ایرانی باید باقی بماند که خودِ ما مردم ایران بتوانیم نظام دموکراتیک مطلوب را در کشورمان مستقر کنیم. نپذیرفتن بدیل وابستهی تحمیلی در کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، و بهتدریج منقلبتر و منقلبتر شدن، و سرانجام مدیریت انقلاب ۲۲بهمن۱۳۵۷ را در یک جنبش خودجوش و مستقل و خودانگیخته، به عهده گرفتن، ریشه در فرهنگ چند هزار سالهی ما ایرانیان دارد. آیا اصلا میتوان انتظار داشت که پندار زورمدار ترامپ و نتانیاهو و شرکا کمترین توانایی برای درک این واقعیت را داشته با شد؟ گفت: تو که چراغ نبینی، با چراغ چه بینی!!؟ ...عملکرد پهلوی و شرکا، آنها را بهتدریج از رجوی و شرکا هم منفورتر کرده و خواهد کرد، ولی در این شرایط خطیر، هنوز باید بیشتر کار کنیم و فعال شویم! و فعالتر در احقاقِ حقِ آگاهییابی، و احقاقِ حقِ آگاهیرسانی!... به علت استقامت ما ایرانیان در تلاش برای احقاقِ حقِ استقلال، ایران تکهپاره نمیشود! ایران همیشه ایران خواهد ماند! هر کدام از ما به سهم خود و به نوبهٌ خود، با پرکاری و همکاری، میتوانیم در احقاق حق استقلال بکوشیم و استفاده قدرتها از دریوزگان و وابستگان داخلی را ناممکن کنیم. با این روش میتوانیم:......
-
-6
صدارت- “من توی دهن دولتها میزنم”!؟
ترامپ در عمل میگوید «من توی دهن دولتها میزنم!» علیرغم اینکه وی اعلام کرد که به کشورهای دوست، «دستور داده» و «فرمان داده» قوای خود را برای پیشگیری از شکست امریکا و اسرائیل به منطقه بیاورند، و ادعا کرد که « هماکنون تعداد بیشماری از آن ها در راه هستند»! ولی واقعیت این است که امروز بیش از پیش، بسیاری از بنگاههای رسانهای خبر میدهند که اتحادیه اروپا، بریتانیا، کانادا، چین، ژاپن، و… از راههای علنی و رسمی و غیرِرسمی اعلام کردهاند که خود را وارد تجاوز آشکار اسرائیل و امریکا به ایران نمیکنند. چرا که نمیخواهند که گناه این تجاوز و شکست به حساب آنها هم نوشته شود. یک امپراطور، امپراطوری لازم دارد! امپراطور باید پیوسته بر ابعاد این امپراطوری بیافزاید تا بتواند به سلطهگری ادامه دهد. یک امپریالیست باید یک قلمرویی داشته باشد که بر آن فرمانرایی کند، و آن را گسترش دهد، و منابع آن را چپاول کند. ولی امپراطورهای عصر ما، نه تنها نتوانستهاند قلمروهای گذشته را حفظ کنند، بلکه آن قلمروهای داشته را هم کمکم از دست داده و میدهند. رابطهُ بریتانیا و فرانسه و سایر کشورهای استعمارگر را، با مستعمرات خود، در چند سال اخیر شاهد بودهایم. ولی حالا نوبت امپراطوریای که امریکا و اسرائیل به خشونتگستری و سلطهگری مشغول هستند... ...نتانیاهو و ترامپ اصلا تصور نمیکردند که مردم ایران، علیرغم مخالفتهای عمیق و به حق با رژیم، در دفاع از میهن خود، مقاومتی قهرمانانه را به دنیا نشان دهند. آنها با این توهم به ایران حمله کردند که با اولین جرقههای جنگ، مردم به خیابانها میریزند و برای دستنشانده امریکا و اسرائیل فرش قرمز پهن میکنند. آنها با سوءاستفاده از نارضایتی مردم از رژیم و جنبشهای مردمی، سعی کردند «پهلوی» را به عنوان یک بدیل وابسته به ملت تحمیل کنند، اما نفهمیدند که برای ایرانیان، حق ذاتی استقلال و یک ارزشی متعالی است که در فرهنگ تاریخی چند هزار سالهُ آنها نهادینه شده. مردم ایران، علیرغم تمام انتقادات بهحق به ساختار قدرت داخلی، هرگز نمیپذیرند که یک افسر خارجی یا یک مهرهی وابسته که دههها و فرسنگها دور از درد این مردم، با پولهای دزدیده شده از این مردم، خوشگذرانی کرده، بر آنها حاکم شود... ...حقیقت این است که در طول ۴۷ سال تحریمهای بیسابقه، این مهندسان و دانشمندان و جوانان وطندوست ایرانی بوده و هستند که زیرساختهای دفاعی کشور را ساختهاند. تواناییهای ما امروز نه صرفاً در موشکها، بلکه در بدنه نیروهای نظامی است، که برخلاف برخی سران فاسد، با عشق به ایران و ایرانیان، با عرق ملی و برای حفظ تمامیت ارضی میجنگند. یعنی همان تجربهای که ایرانیان در جنگ با صدام، از خود در تاریخ ثبت کردند و اجازه نداند وجبی از خاک وطن کم شود. ...حقیقت این است که در طول ۴۷ سال تحریمهای بیسابقه، این مهندسان و دانشمندان و جوانان وطندوست ایرانی بوده و هستند که زیرساختهای دفاعی کشور را ساختهاند. تواناییهای ما امروز نه صرفاً در موشکها، بلکه در بدنه نیروهای نظامی است، که برخلاف برخی سران فاسد، با عشق به ایران و ایرانیان، با عرق ملی و برای حفظ تمامیت ارضی میجنگند. یعنی همان تجربهای که ایرانیان در جنگ با صدام، از خود در تاریخ ثبت کردند و اجازه نداند وجبی از خاک وطن کم شود. ما در دورانی پر از التهاب برای گذار از سرنوشت فاجعهآمیز فعلی، به وضعیتی خوب و خوبترهستیم! راه حل عملی برای رهایی از بحرانهای فعلی، فعالتر شدن در ساختن ایرانی دموکراتیک، با حقوقمداری و خشونتزدایی است. راه حل فقط و فقط در «من» و «تو» و «ما» است! این فعالتر شدن ما، نباید به زمان آینده موکول شود! باید الان، و هرچه زودتر عمل کرد! عمل کردن مستقلانه با روشهای خشونتزدا و حقوقمدار! باید هر چه زودتر و هر چه بیشتر در نفی و محکوم کردن مراجعه به قدرتها بکوشیم تا بعد از جنگ و در جنبش بعدی، قدرتها باز هم با وارد کردن مهرههای خود، جنبشهای اعتراضی ما را از جوشش نیاندازند و خنثی نکنند. راه رهایی ما نه در دستان ترامپ و نتانیاهو است، و نه در گروی بازگشت به استبداد وابستهی گذشته توسط وابستگان و دریوزگان، و نه در اختیار رژیم حاکم بر میهن, بلکه درست بر عکس، منشا همه خشونتها از قدرتها بوده و هستند و خواهد بود! ایرانِ امروز، علیرغم زخمهای ناشی از بمباران و تحریم، همچنان ایستاده است. وظیفه ما در این لحظات حساس، حفظ بافت اجتماعی، کمک به آسیبدیدگان و پافشاری بر حق تعیین سرنوشت بدون دخالت قدرتها است. ما توانا هستیم، به شرط آنکه به توانایی لایزال ملت و حقوق ذاتی خود باور داشته باشیم.
-
-7
صدارت- من توی دهن این ملت میزنم!؟ من دولت تعیین میکنم!؟
... ولی باید از قدرتهایی که برای تعیین سرنوشت ایران و ایرانیان، توی دهن ملت میزنند و دست به هر تجاوزی میزنند، و یا به قدرتهایی که مانند صدر اعظم آلمان از رژیم اسرائیل برای اینکه «کارهای کثیف» آنها را برایشان انجام میدهد، قدردان هستند، پرسید: تمام این تجاوزها به حقوق، و خشونتگستریها، و هزینههای مالی و جانی آیا برای این بود که مجتبی را بهجای علی خامنهای بنشیند؟ نتیجهٌ عملی این تجاوز، از جمله این شد که مرگ قریبالوقوع خامنهای ۸۷ سالهٌ مبتلا به سرطان، مبدل به مرگی سریع و بیرنج برای او و به «مقام شهادت» رسیدن وی شد! ترامپ و نتانیاهو این آرزوی خامنهای، و نیز آرزوی خامنهای برای رهبر شدن را برآورده کردند! آری! این است نتیجهٌ وابستگی و نوکری نتانیاهو و تجاوز به حق استقلال و دریوزگی از قدرتها و دعوت از اجنبی برای تجاوز به میهن برای «رژیم چنج»!! جنگ و خشونت و جنایت و تجاوز، هیچوقت برای مردم خیری نداشته است! در دادگاههای نورنبرگ (۱۹۴۵–۱۹۴۶)، جنایت تجاوز (crime of aggression) به عنوان «بزرگترین جنایت بینالمللی» تعریف شد که شامل برنامهریزی، آمادهسازی، آغاز یا انجام جنگی تجاوزکارانه بود. در منشور نورنبرگ، این جرم با عنوان «جنایات علیه صلح» شناخته شد و رهبران فردی را به خاطر اقدامات در سطح دولت از نظر کیفری مسئول دانست. این مفهوم، آغاز شکلگیری حقوق کیفری بینالمللی مدرن بهشمار میآید. آیا ’ایرانیانی‘ که با دعوت از پهلوی و نتانیاهو و ترامپ به حمله به ایران، با شادی و رقص این تجاوز را به سهم خود باعث شدند میدانند که شریک جرم «بزرگترین جنایت بینالمللی» علیه وطن هستند؟ آیا اکنون با دیدن چهرهٌ کریه جنگ و فجایعی که برای ایران و ایرانیان ببار آورده، برای جبران خطای خود تلاش میکنند؟ و یا آیا نمیدانند که توسط فرزندان خود و نسلهای آینده مورد سرزنش و مواخذه قرار خواهند گرفت و باید تا دیر نشده از خیانت به وطن خود دست بردارند؟.......
We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
ABOUT THIS SHOW
رسانهای برای همرسانی مستقل و آزادِ اندیشه و خبر و نظر... عقل را با عقل یاری یار کن، امرهم شوری بخوان و کار کن
Loading similar podcasts...