PODCAST · arts
قهوهسرد
by Babak Dalivand
در ساعت ۰۵:۰۱ عصر یک روز زمستانی قصه ای شروع شد.لذتش مزه ی مربای انجیر مامان میداد،کم ولیعالی و رنجش به برندگی سوز زمستانی ساعت ۰۵:۰۱ عصر بی شال و دستکش بود .
Episodes
-
درخت بوسه ها -بابک دلیوند
عزیزم، تو در انتهای تمام راهها ایستادهبودی. اگر اسبی بودم در صحاری سبز قزاقها یا بوتهی گونی در عربستان یا کلاغی در توچال، باز هم به تو میرسیدم تا انکارم کنی و از تنهاییت حرف بزنی و من به این فکر کنم چرا دستهایم به قدر کافی برای لمس تو گرم نیستند تا انجماد کلماتت را با نوازش پوست کمرت به...
-
بابک دلیوند - می ترسم
میترسم که باز تو پیدات شه دل ساده باز محو چشمات شه بازم ساده بازی بگیری منو دل کور من خام حرفات شه ﻣﻴﺘﺮﺳﻢ دﻟﺖ ﭼﻬﺎر ﻓﺼﻠو واﺳﻢ زﻣﺴﺘﻮن ﻛﻨﻪ! دﻟﻢ رو ﺑﺪزده ﺑﺨﻮاد ﺧﻮن ﻛﻨه ﺑﺎزم ﺣﺎﻟﻤﻮ ﺣﺎل ﻣﺠﻨﻮن ﻛﻨﻪ! ﻳﻪ آﺑﺎدی ﺷﻬﺮو وﻳﺮون ﻛﻨه ﻳﻪ ﺗﺼﻮﻳﺮی ﺷﻪ ﺗﻮی ﻗﻠﺒﻢ ﻳﻬﻮ. ﺗﻪ ﻗﻠﺒﻤﻮ ﺗﺎ اﺑﺪ ﺧﻮن ﻛﻨﻪ!...
-
وای اگر - بابک دلیوند
وای اگر آنچه شنیدم راست باشد چه کنم آنکه رفته واقعا میخواست باشد چه کنم وای اگر بازنگردد فرصت دیدارش هی نگویید به من او تنهاست باشد چه کنم وای اگر عشق مرا وارونه تعبیر کند در جوانی غم او سخت مرا پیر کند مرز ویرانی و دیوانگی ام نزدیک است وای اگر دیر کند دیر کند دیر کند ای رفیقان چه نشستید به...
-
بوسه بر آتش
مثل بوسیدن آتش، "خواستن" مادر رنج هاست. خواستن، پریشانی دل است و بیتابی، مثل حال کودکی فقیر پشت پنجره اسباب بازی فروشی که می بیند مادر دخترک موطلایی دارد همان عروسکی را برایش می خرد که قرار بود او اگر همه فالهایش را خریدند بخرد. خواستن، رقص شبانه باد است در گندمزاری دچار حریق، زیبا و مرگبار....
-
از یاد نبردمت - بابک دلیوند
از یاد نبر که از یاد نبردمت، از یاد نبر که باران شدم تو را و باریدم، از یاد نبر که شهر را به عطر تو عادت دادم بس که شال در خانه ام جامانده ات را در هوا رقصاندم به نیت شفای تهران غمگین. از یاد نبر که پشت به همه جهان ایستادم و رو به تو، و هر که هر تیغی داشت فرو کرد به صحرای پهناور اطراف فقراتم، و…
more -
انقراض در تنهایی- بابک دلی
بی که دستهایت بیتاب نوازش کردن کسی می شوند، یک نفس قبل از دل باختن و دیوانه وار رقصیدن، در انزوای غار تاریکت با خودت مرور می کنی و می بینی درهمه عمر خالق رنج بوده ای برای هر کسی که دوستت داشته، ناتوان از ساختن امنیتی دلخواه و لبخندی ساده. دستهایت، دستهای جلادهای دربارند، گناهکار و ناپاک. پنهان می...
-
دکلمه اسم تو - بابک دلیوند
گفت تنها یا دلتنگ؟ گفتم چه فرقی داره؟ کاغذ گذاشت جلوم، گفت فرق داره، بنویس. نوشتم دلتنگ. گفت حالا بنویس وقتی دلتنگی، دلتنگ چی میشی. نوشتم دلتنگ آدمی که کنار تو بودم، اون آدم زنده که باکی نداشت به خیابان بره و به اولین عابر بگه من امروز بوسیدهشدم. گفت مگه بوسیدمت؟ گفتم حالا که گذشته رو فراموش…
more -
خواب نویس- شعبده باز دوره گرد
#خواب_نویس - شعبده باز دوره گرد- #بابک_دلیوند خواب میبینم بارون میباره، میخوره روی شیروونی خونهباغ. صدا میپیچه تو اتاق. خوابیدی روی تخت، برهنه، همونجور که دوست داری. صدای بارون زیاده ولی تو انگار خوابت سنگینه. یه مردی که نمیشناسم میاد توی اتاقت و وایمیسه کنار تخت و نگاهت میکنه. آروم…
more -
خواب نویس4 - بابک دلیوند
لینک مشاهده ویدئو خواب میبینم وایسادم روی پل و میگم اگه یکی من رو ببوسه، نمیپرم. یه زن صورت نداره، دستش رو میذاره روی کمرم و هلم میده. پرت میشم پایین و میفتم تو حیاط خونه منیریه. برف اومده، تا لب بشکهی نفت برفه. بابا وایساده زیر درخت خرمالو و به کلاغی نگاه می کنه که روی شاخه یخ زده. غصه...
-
دکلمه - اگر مرا بوسیده بودی - بابک دلیوند
باید از تو میپرسیدم آیا هرگز کسی را چنان بوسیدهای که جهانت تقسیم شدهباشد به قبل و بعد آن بوسه؟ و اگر میگفتی نه، قانعت میکردم مرا در ازدحام مردم اخموی ترمینال غرب ببوسی، پیش از آنکه اسب بزرگ آهنی تو را بدزدد و ببرد تا جهان دور چشم رنگیها. یا لااقل باید از تو میپرسیدم آیا کسی را تا به حال...
-
خواب نویس 2 - برای نیکا و عرفان -
خواب میبینم گلوله از پیشونیت رد میشه و میخوره به قاب عکست روی دیوار. شیشه میشکنه و تو از توی قاب پرواز میکنی میری کنار پنجره میشینی. میگم پیشونیت زخم شده بچه. میخندی. میگم اونجا جای نشستنه؟ عرفان بیا بازی رئال داره شروع میشه. میگی من دیگه مُردم دیوونه. میگم تو بچهای، بچهها که نمیمیرن. خون…
more -
خواب نویس 3 - بابک دلیوند
برای معشوقی که رفت آزادی بیاورد، پیراهن خونینش برگشت. #زن_زندگی_آزادی خواب میبینم روی مبل طوسی خوابت برده و دارم نوازشت میکنم. یه گرگ جوون داره وسط خونه سیگار میکشه. یواش میگم ببخشید میشه بری دم پنجره؟ این بچه میگرن داره. گرگ میره. نگات میکنم که مث گنجیشک همیشه سردته. دستم رو مهرههای کمرت…
more -
دکلمه فکرهای تکراری - بابک دلیوند
لمس آن تن را به یاد میسپاری. بیتابی را، نفسهای تند خواستن را. طعم طردشدن از جهان قواعد و کشف لهجهی نمناک علاقه را. آن بوسههای طولانی را. در هم تنیدهشدن را. آن لحظهها را به یاد میسپاری تا در جهان ملال و تکرار طاقت بیاوری. بله؛ بهتر است در آتش تصاحب بدنی دلخواه بسوزی تا در آتش فکرهای تکراری...
-
دکلمه مرا به یاد خواهی داشت - بابک دلیوند
میدانم وقتی تو را ببوسد، در آن صدم ثانیهی انتظار، پیش از رسیدن لبانش به لبان سرد تو، وقتی چشمهایت را بستهای، گرمای تند را که در رگهای صورتت حس میکنی، بدنت که آتش میگیرد، شوق تنانگی که در تو بیدار میشود، نور که از تو به دنیای اطرافت سرایت میکند، بدون این که بدانی، بدون این که بفهمی، مرا به...
-
دکلمه خواب نویس -بابک دلیوند "Dream Writer "
خواب میبینم روی تخت من خوابت برده و موهات ریخته دورت. برهنه خوابیدی و لبات میخنده. نور از پنجره افتاده روی پاهات. بعد از سالن یه صدایی میاد و از خواب میپری. میخوای پاشی، جون نداری. پات رو به زور میذاری زمین، یهو مثل دونههای شن از هم میپاشی. میریزی کنار تخت، کنار پیراهن چارخونهی من. اتاق…
more -
دکلمه : لذت ابتلا " کافر"- بابک دلیوند
برای دیدن ویدئو این دکلمه به لینک زیر مراجعه کنید : https://youtu.be/k5TbmQEkkbI جهت مشاهده کلیپ ها کانال یوتیوب را سابسکرایب کنید https://www.youtube.com/c/BabakBd linktr.ee/Babak.dalivand سر ظهر بود که مرد را در میدان شهر آتش زدند، گفتند کافر است. صبح اول وقت مرد رفته بود ایستاده بود روی تپه…
more -
I wanted be your Wale - میخواستم نهنگ تو باشم
گفتم میشه نهنگ تو باشم؟ گفت باز شروع کردی؟ تکون نخور اینقدر، دارم نقاشی میکشم مثلا. گفتم نهنگ نمیخوای؟ گفت نه. گفتم نهنگ نمیخوای یا نمیخوای من نهنگت باشم؟ گفت جفتش. دیگه تکون نخوردم. خوابش که برد، رفتم یواشکی نگاهش کردم. لبخند، مهربون، با مروارید دندان و گندم پوست و اصلا اونقدر قشنگ بود که…
more -
Swear قسم - بابک دلیوند
قسم به گرمی نفسهایت زمانی که در آغوشم آرام گرفتی Swear to the warmth of your breaths When you laid peacefully in my arms قسم به نگاهت وقتی تمنای خواستنم را میدید Swear to your look When it saw my desire of wanting you قسم به انگشتانی که ردش لای موهایم عجیب سفید شده Swear to those fingers which...
-
تو - دکلمه ای زیبا از بابک دلیوند
تو دکلمه ای از متن زیبای حمید سلیمی ⭐ کانال یوتیوب من را سابسکرایب کنید https://bit.ly/3s7he19 ⭐ کانال یوتیوب قهوه سرد را سابسکرایب کنید https://www.youtube.com/channel/UCNGXlw42QCWh4qUsaf5Va2Q ⭐ دکلمه ها https://bit.ly/3xCcqC7 ⭐ پادکست بابک https://bit.ly/3lQ6rY8 ⭐ اپل پادکست...
-
هراس از دوست داشته شدن -بابک دلیوند
ترس از دوست داشته شدن
-
به تو فکر نمی کنم ـ بابک دلیوند
به انحناهای تنت به تند شدن نفسهات. به بوسیدن گردنت ، چهارانگشت پایین تر از لاله گوش. به دستهایم که گم شوند بین زوایای پنهان تنت فکر نمی کنم. به غرق شدن لای گیسوان نمدارت ، به بوسیدن کتف برهنه ات ، به نوازش کردن پوست نرم گندمیت ، به آغوشت ، به نی لبک مهره های کمرت ،) به نوشیدنت فکر نمی کنم. به…
more -
دلتنگی - بابک دلیوند
...آویختهام خود را از بلندای گیسوان تو، در ارتفاعی چنان هولناک که مردم شهر تنم را ببینند که آونگ سرگردان تنهاست، و از گناه علاقه بپرهیزند اگر جان مردن ندارند. این سرگذشت مردی است که میخواست گنجشکی کف دستهای تو باشد، و حالا کرگدن سرگردان صحاری دور است. چرا دوستم نداشتی؟... "خوند و بعد نگاهم کرد…
more -
شب ها - بابک دلیوند
شب ها هر چقدر بدرد خواب نمی خورد در عوض وقت خوبیست برای فکر کردن مثلا فکر کردن به هوای لعنتی اتاقت.که تو را در اغوش دارد که تو در ان نفس میکشی حسادت کردن به ایینه ای که هر روز تو را میبیند و شاید اصلا نمیداند خوشبخت ترین اییته دنیاست به افتاب افتاب وقیح که حق دارد تو را ببوسد، من ندارم. شب ها وقت...
-
با من حرف بزن - بابک دلیوند
بگو کدام خون در رگان توست ، که بازگشتنت شبیه رفتن است ؟ بگو خورشید منجمد آسمان سربی . بگو کدام لب چنين مسموم تو را بوسیده که زهر تراوش می کند . از هر کلمه که با صدای تو می شنوم صدایی که هنوز و همیشه مستم میکند ، بگو کدام یار را از دست داده ای که چنین دور ایستاده ای از حروف علاقه با من حرف بزن ،...
-
دوست داشتم پروانه شوم - بابک دلیوند
دوست داشتم پروانه شوم . . پر بکشم و بنشینم گوشه موهایت .... که نشد ..... 'دلبر و سیبش' 🎙#بابک_دلیوند 🎧 با هدفون/هندزفری گوش کنید . instagram: @BabakDalivand @BabakDub Coldcaffee
-
در تو نگریستن - بابک دلیوند
دیرزمانی در تو نگریستن، صبحدم، پیش از بیدارشدنت. در تو نگریستن، و کشف زیبایی خطوط پشت پلک چپت، که تمامروز پنهان است. مست تو شدن، که پر از زیباییهای پنهانی. به توتفرنگی لبهای تو از نزدیک فکر کردن. از شبانهروز، و از عمر، تنها همین را خواستن. تماشاکردنت، زمانی که تنت را نوازش میکند آفتاب…
more -
مرا ببخش اگر دوستت دارم - بابک دلیوند
دکلمه :بابک #دلبر_و_سیبش دلبرانه
We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
Loading similar podcasts...