EPISODE · Jun 20, 2026 · 9 MIN
Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۴۸|
from Iran 1400 Podcast · host Iran 1400 Project
سواد رسانهای | قبیلهگراییچرا گاهی افراد حتی وقتی با شواهد جدید روبهرو میشوند، نظرشان را تغییر نمیدهند؟ و چرا بعضی بحثهای سیاسی، بیش از آنکه به فهمیدن کمک کنند، به جدایی، خشم و سوءتفاهم منجر میشوند؟در اپیزودهای پیشین سواد رسانهای، دربارهٔ توهم و تعصب، اتاقهای پژواک، الگوریتمها و تأثیر رسانهها بر شکلگیری باورهامون صحبت کردیم. اما امروز میخواهیم به پدیدهای بپردازیم که در خیلی از جوامع، و بهویژه در فضای سیاسی و رسانهای، بیش از پیش دیده میشود: قبیلهگرایی سیاسی.وقتی از قبیلهگرایی سیاسی حرف میزنیم، منظورمان چیست؟منظور این نیست که افراد نباید دیدگاه سیاسی داشته باشند. یا نباید از ارزشها و باورهای خودشون دفاع کنند. مسئله، داشتن عقیده نیست. مسئله، زمانی آغاز میشود که هویت سیاسی، مهمتر از حقیقت شود. وقتی هویت گوینده، مهمتر از محتوای سخن او شود. وقتی به جای بررسی حقیقت یک استدلال، به اردوگاهی نگاه میکنیم که از آن آمده است. در چنین شرایطی، افراد کمتر به محتوا توجه میکنند و بیشتر به اردوگاهها.اگر یک خبر، تحلیل، یا ایده از سوی گروه مورد علاقهٔ ما مطرح شود، احتمال بیشتری دارد که آن را بپذیریم. و اگر همان حرف از سوی گروهی دیگر مطرح شود، احتمال بیشتری دارد که آن را رد کنیم. حتی اگر محتوای هر دو یکسان باشد.روانشناسان سالهاست به این پدیده توجه کردهاند. گاهی انسانها از یک باور دفاع نمیکنند چون حتماً شواهد قویتری برای آن دارند. بلکه چون آن باور، یا اگر بشه گفت تعصب، به بخشی از هویت گروهی آنها تبدیل شده است. در چنین شرایطی، پذیرفتن یک واقعیت جدید فقط تغییر فکر یا نظر نیست. به نوعی فاصله گرفتن از گروه، قبیله، یا اون هویت سیاسی احساس میشود.شبکههای اجتماعی این روند را تقویت کردهاند. مردم بیشتر کسانی را دنبال میکنند که شبیه خودشان فکر میکنند. بیشتر مطالبی را میبینند که با باورهای قبلی آنها هماهنگ است. و بیشتر در معرض روایتهایی قرار میگیرند که مواضع گروه خودشان یا قبیله خودشون را تأیید میکند. کمکم فضایی شکل میگیرد که در آن هر گروه، واقعیت را از دریچهٔ خود میبیند.در چنین فضایی، اختلاف نظر بهتدریج به اختلاف هویت تبدیل میشود. افراد دیگر فقط با یک ایده مخالفت نمیکنند. با یک گروه، یک هویت، یا یک اردوگاه مخالفت میکنند. و اینجاست که گفتوگو دشوارتر میشود.شاید یکی از مهمترین پیامدهای قبیلهگرایی سیاسی، همین باشد. اینکه بهجای شنیدن، برچسب میزنیم. بهجای فهمیدن، طبقهبندی میکنیم. و بهجای بررسی استدلالها، به گوینده نگاه میکنیم و قضاوت میکنیم. در نتیجه، کمکم فضای گفتوگو تنگتر و تاریکتر میشود.این مسئله فقط یک مسئله کشوری، حزبی، گروهی، یا مسئله یک جریان خاص نیست. قبیلهگرایی پدیدهای است که هر جا هویت گروهی، مهمتر از حقیقت بشه، گفتوگو جای خودش را به صفبندی بدهد، و حقیقت، قربانی هواداری و وفاداری گروهی بشه.یکی دیگر از پیامدهای این وضعیت، کاهش اعتماد اجتماعی است. وقتی افراد جامعه را صرفاً به دو گروه تقسیم کنند، «ما» و «آنها»، کمکم همکاری دشوارتر میشود. و جامعه، بهجای آنکه شبکهای از شهروندان باشد، به مجموعهای از اردوگاههای رقیب تبدیل میشود.در این میان، رسانهها مسئولیت مهمی بر عهده دارند. رسانه، فقط بازتابدهندهٔ اختلافها نیست. میتواند آنها را تشدید کند یا به فهم بهتر آنها کمک کند. وقتی رسانهها افراد را صرفاً در قالب برچسبها، اردوگاهها، و دوگانههای ساده نمایش میدهند، فضای گفتوگو رو تنگتر و کوچکتر میکنند. اما وقتی پیچیدگیها را نشان بدن، صداهای متفاوت را بشنوند و میان نقد و تخریب تفاوت قائل بشن، میتوانند به تقویت گفتوگو، اعتماد، و درک متقابل کمک کنند. شاید یکی از مهمترین مسئولیتهای رسانه، نه فقط اطلاعرسانی، بلکه کمک به حفظ فضایی مشترک باشد که در آن شهروندان بتوانند با وجود اختلافها، همچنان یکدیگر را بشنوند.داشتن عقیده، اشتباه نیست. فعالیت سیاسی، اشتباه نیست. اختلاف نظر، اشتباه نیست. جامعهٔ سالم، به دیدگاههای متنوع نیاز دارد. اما زمانی که هویت سیاسی تمام هویت فرد شود، ما در سراشیبی مسیری پر خطر و پر ضرر میافتیم. ما بیش از آنکه عضو یک جناح، گروه، حزب، یا جریان خاصی باشیم، شهروند، همسایه، همکار، دوست، عضو خانواده، و بخشی از یک جامعهایم. یا به زبان بیداری مدنی، پیش از هر چیز، یک شهروندیم.شاید یکی از نشانههای بلوغ رسانهای و بلوغ مدنی این باشد که بتوانیم حرفی را صرفنظر از اینکه چه کسی آن را گفته، بررسی کنیم. بتوانیم با کسی که از هر نظر حتی از نظر سیاسی با ما اختلاف دارد، گفتوگو کنیم. و بتوانیم میان نقد یک ایده و حذف یک انسان تفاوت قائل شویم.
What this episode covers
سواد رسانهای | قبیلهگراییچرا گاهی افراد حتی وقتی با شواهد جدید روبهرو میشوند، نظرشان را تغییر نمیدهند؟ و چرا بعضی بحثهای سیاسی، بیش از آنکه به فهمیدن کمک کنند، به جدایی، خشم و سوءتفاهم منجر میشوند؟در اپیزودهای پیشین سواد رسانهای، دربارهٔ توهم و تعصب، اتاقهای پژواک، الگوریتمها و تأثیر رسانهها بر شکلگیری باورهامون صحبت کردیم. اما امروز میخواهیم به پدیدهای بپردازیم که در خیلی از جوامع، و بهویژه در فضای سیاسی و رسانهای، بیش از پیش دیده میشود: قبیلهگرایی سیاسی.وقتی از قبیلهگرایی سیاسی حرف میزنیم، منظورمان چیست؟منظور این نیست که افراد نباید دیدگاه سیاسی داشته باشند. یا نباید از ارزشها و باورهای خودشون دفاع کنند. مسئله، داشتن عقیده نیست. مسئله، زمانی آغاز میشود که هویت سیاسی، مهمتر از حقیقت شود. وقتی هویت گوینده، مهمتر از محتوای سخن او شود. وقتی به جای بررسی حقیقت یک استدلال، به اردوگاهی نگاه میکنیم که از آن آمده است. در چنین شرایطی، افراد کمتر به محتوا توجه میکنند و بیشتر به اردوگاهها.اگر یک خبر، تحلیل، یا ایده از سوی گروه مورد علاقهٔ ما مطرح شود، احتمال بیشتری دارد که آن را بپذیریم. و اگر همان حرف از سوی گروهی دیگر مطرح شود، احتمال بیشتری دارد که آن را رد کنیم. حتی اگر محتوای هر دو یکسان باشد.روانشناسان سالهاست به این پدیده توجه کردهاند. گاهی انسانها از یک باور دفاع نمیکنند چون حتماً شواهد قویتری برای آن دارند. بلکه چون آن باور، یا اگر بشه گفت تعصب، به بخشی از هویت گروهی آنها تبدیل شده است. در چنین شرایطی، پذیرفتن یک واقعیت جدید فقط تغییر فکر یا نظر نیست. به نوعی فاصله گرفتن از گروه، قبیله، یا اون هویت سیاسی احساس میشود.شبکههای اجتماعی این روند را تقویت کردهاند. مردم بیشتر کسانی را دنبال میکنند که شبیه خودشان فکر میکنند. بیشتر مطالبی را میبینند که با باورهای قبلی آنها هماهنگ است. و بیشتر در معرض روایتهایی قرار میگیرند که مواضع گروه خودشان یا قبیله خودشون را تأیید میکند. کمکم فضایی شکل میگیرد که در آن هر گروه، واقعیت را از دریچهٔ خود میبیند.در چنین فضایی، اختلاف نظر بهتدریج به اختلاف هویت تبدیل میشود. افراد دیگر فقط با یک ایده مخالفت نمیکنند. با یک گروه، یک هویت، یا یک اردوگاه مخالفت میکنند. و اینجاست که گفتوگو دشوارتر میشود.شاید یکی از مهمترین پیامدهای قبیلهگرایی سیاسی، همین باشد. اینکه بهجای شنیدن، برچسب میزنیم. بهجای فهمیدن، طبقهبندی میکنیم. و بهجای بررسی استدلالها، به گوینده نگاه میکنیم و قضاوت میکنیم. در نتیجه، کمکم فضای گفتوگو تنگتر و تاریکتر میشود.این مسئله فقط یک مسئله کشوری، حزبی، گروهی، یا مسئله یک جریان خاص نیست. قبیلهگرایی پدیدهای است که هر جا هویت گروهی، مهمتر از حقیقت بشه، گفتوگو جای خودش را به صفبندی بدهد، و حقیقت، قربانی هواداری و وفاداری گروهی بشه.یکی دیگر از پیامدهای این وضعیت، کاهش اعتماد اجتماعی است. وقتی افراد جامعه را صرفاً به دو گروه تقسیم کنند، «ما» و «آنها»، کمکم همکاری دشوارتر میشود. و جامعه، بهجای آنکه شبکهای از شهروندان باشد، به مجموعهای از اردوگاههای رقیب تبدیل میشود.در این میان، رسانهها مسئولیت مهمی بر عهده دارند. رسانه، فقط بازتابدهندهٔ اختلافها نیست. میتواند آنها را تشدید کند یا به فهم بهتر آنها کمک کند. وقتی رسانهها افراد را صرفاً در قالب برچسبها، اردوگاهها، و دوگانههای ساده نمایش میدهند، فضای گفتوگو رو تنگتر و کوچکتر میکنند. اما وقتی پیچیدگیها را نشان بدن، صداهای متفاوت را بشنوند و میان نقد و تخریب تفاوت قائل بشن، میتوانند به تقویت گفتوگو، اعتماد، و درک متقابل کمک کنند. شاید یکی از مهمترین مسئولیتهای رسانه، نه فقط اطلاعرسانی، بلکه کمک به حفظ فضایی مشترک باشد که در آن شهروندان بتوانند با وجود اختلافها، همچنان یکدیگر را بشنوند.داشتن عقیده، اشتباه نیست. فعالیت سیاسی، اشتباه نیست. اختلاف نظر، اشتباه نیست. جامعهٔ سالم، به دیدگاههای متنوع نیاز دارد. اما زمانی که هویت سیاسی تمام هویت فرد شود، ما در سراشیبی مسیری پر خطر و پر ضرر میافتیم. ما بیش از آنکه عضو یک جناح، گروه، حزب، یا جریان خاصی باشیم، شهروند، همسایه، همکار، دوست، عضو خانواده، و بخشی از یک جامعهایم. یا به زبان بیداری مدنی، پیش از هر چیز، یک شهروندیم.شاید یکی از نشانههای بلوغ رسانهای و بلوغ مدنی این باشد که بتوانیم حرفی را صرفنظر از اینکه چه کسی آن را گفته، بررسی کنیم. بتوانیم با کسی که از هر نظر حتی از نظر سیاسی با ما اختلاف دارد، گفتوگو کنیم. و بتوانیم میان نقد یک ایده و حذف یک انسان تفاوت قائل شویم.
NOW PLAYING
Canal-e Vafa || کانال وفا | اپیزود ۴۸|
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
Mar 26, 2026 ·1m
Jan 2, 2026 ·47m
Dec 21, 2025 ·46m