EPISODE · Jul 21, 2022 · 3 MIN
بیست و هفت – پیکرِ مطبوع
from شعر کست | SherCast
سعدی : ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیر ما در این شهر غریبیم و در این ملک فقیربه کمند تو گرفتار و به دام تو اسیردر آفاق گشادهست ولیکن بستهستاز سر زلف تو در پای دل ما زنجیرمن نظر بازگرفتن نتوانم همه عمراز من ای خسرو خوبان تو نظر بازمگیرگر چه در خیل تو بسیار به از ما باشدما تو را در همه عالم نشناسیم نظیردر دلم بود که جان بر تو فشانم روزیباز در خاطرم آمد که متاعیست حقیراین حدیث از سر دردیست که من میگویمتا بر آتش ننهی بوی نیاید ز عبیرگر بگویم که مرا حال پریشانی نیسترنگ رخسار خبر میدهد از سر ضمیرعشق پیرانه سر از من عجبت میآیدچه جوانی تو که از دست ببردی دل پیرمن از این هر دو کمانخانه ابروی تو چشمبرنگیرم وگرم چشم بدوزند به تیرعجب از عقل کسانی که مرا پند دهندبرو ای خواجه که عاشق نبود پندپذیرسعدیا پیکر مطبوع برای نظر استگر نبینی چه بود فایده چشم بصیر لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت هفتمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : [email protected] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
بیست و هفت – پیکرِ مطبوع
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.