EPISODE · Jul 28, 2022 · 5 MIN
بیست و هشت – بوی مُشکین
from شعر کست | SherCast
سعدی : نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آیدو گر صد نامه بنویسم حکایت بیش از آن آیدمرا تو جان شیرینی به تلخی رفته از اعضاالا ای جان به تن بازآ و گر نه تن به جان آیدملامتها که بر من رفت و سختیها که پیش آمدگر از هر نوبتی فصلی بگویم داستان آیدچه پروای سخن گفتن بود مشتاق خدمت راحدیث آن گه کند بلبل که گل با بوستان آیدچه سود آب فرات آن گه که جان تشنه بیرون شدچو مجنون بر کنار افتاد لیلی با میان آیدمن ای گل دوست میدارم تو را کز بوی مشکینتچنان مستم که گویی بوی یار مهربان آیدنسیم صبح را گفتم تو با او جانبی داریکز آن جانب که او باشد صبا عنبرفشان آیدگناه توست اگر وقتی بنالد ناشکیباییندانستی که چون آتش دراندازی دخان آیدخطا گفتم به نادانی که جوری میکند عذرانمیباید که وامق را شکایت بر زبان آیدقلم خاصیتی دارد که سر تا سینه بشکافیدگربارش بفرمایی به فرق سر دوان آیدزمین باغ و بستان را به عشق باد نوروزیبباید ساخت با جوری که از باد خزان آیدگرت خونابه گردد دل ز دست دوستان سعدینه شرط دوستی باشد که از دل بر دهان آید لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت هفتمشبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : [email protected] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
بیست و هشت – بوی مُشکین
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.