EPISODE · Jun 16, 2022 · 11 MIN
دوازده – پرندِ نیلگون
from شعر کست | SherCast
فرخی سیستانی : در صفت داغگاه امیر ابو المظفر فخر الدوله احمدبن محمد والی چغانیان چون پَرندِ نیلگون بَر روی پوشَد مَرغزارپَرنیان هفترَنگ اَندر سر آرد کوهسارخاک را چون نافِ آهو مُشک زاید بیقیاسبید را چون پرِّ طوطی برگ روید بیشمار دوش وقتِ نیمشب بوی بهار آورد بادحَبّذا باد شمال و خُرّما بوی بهارباد گویی مُشکِ سوده دارد اَندر آستینباغ گویی لُعبتانِ ساده دارد در کناراَرغوان، لعلِ بَدَخشی دارد اندر مُرسلهنسترن لؤلؤی لالا دارد اَندر گوشوارتا برآمد جامهای سُرخِ رنگ بر شاخِ گل پنجهها چون دستِ مردم سر برآورد از چنارباغ بوقَلمونلباس و راغ بوقلمون نُمایآب مرواریدرنگ و ابر مروارید بارراست پنداری که خَلعتهای رنگین یافتندباغهای پُرنگار از داغگاهِ شهریارداغگاهِ شهریار اکنون چنان خرم بودکاندرو از نیکویی حِیران بماند روزگارسبزه اندر سبزه بینی، چون سپهر اندر سپهرخیمه اندر خیمه بینی، چون حِصار اندر حِصارسبزهها با بانگِ رودِ مطربانِ چربدستخیمهها با بانگِ «نوش»ِ ساقیانِ میگسارهر کجا خیمهست خفته عاشقی با دوستْ مستهر کجا سبزهست، شادان، یاری از دیدار یارعاشقان بوس و کنار و نیکوان ناز و عِتابمطربان رود و سرود و مَیکشان خواب و خُماررویِ هامون سبز، چون گردونِ ناپیدا کَرانرویِ صحرا ساده، چون دریاِ ناپیدا کناراندر آن دریا سُماری وان سُماری جانوروندر آن گردون ستاره، وان ستاره بیمَدارهر کجا کُهسار باشد آن سُماری کوه بَرهر کجا خورشید باشد آن ستاره سایهدارمعجزه باشد ستاره ساکن و خورشید پوشنادره باشد سُماری کُهبُر و صحرا گذاربر درِ پردهسرایِ خسروِ پیروزبختاز پیِ داغ, آتشی افروخته خورشیدواربرکشیده آتشی چون مِطرَد دیبای زردگرم چون طبع جوان و زرد چون زرّ عیارداغها چون شاخهای بُسّدِ یاقوت رنگهر یکی چون ناردانه گشته اندر زیرِ نارریدکانِ خوابنادیده مَصاف اندر مَصافمَرکَبان داغ ناکرده قطار اندر قطارخسرو فرّخ سِیَر بر بارة دریا گذربا کمند اندر میانِ دشت چون اسفندیار اژدها کردار، پیچان، در کفِ رادش کمندچون عصای موسی اندر دستِ موسی گشته مارهمچو زلف نیکوان خرد ساله تابخوردهمچو عهد دوستان سالخورده استوارکوه کوبان را یگان اندر کشیده زیر داغبادپایان را دوگان اندر کمند افکنده خوارگردن هر مرکبی چون گردن قمری بطوقاز کمند شهریار شهر گیر شهردارهرکه را اندر کمندشصت بازی در فکندگشت داغش بر سرین و شانه و رویش نگارهر چه زینسو داغ کرد از سوی دیگر هدیه دادشاعران را با لگام و زایران را با فسارفخر دولت بوالمظفر شاه با پیوستگانشادمان و شادخوار و کامران و کامکارروز یک نیمه ،کمند و مرکبان تیز تکنیم دیگر مطربان و باده نوشین گوارزیرها چون بیدلان مبتلی نالنده سخترودها چون عاشقان تنگدل گرینده زارخسرو اندر خیمه و بر گرد او گرد آمدهیوز را صید غزال و باز را مرغ شکاراین چنین بزم از همه شاهان کرا اندر خورستنامه شاهان بخوان و کتب پیشینان بیارای جهان آرای شاهی کز تو خواهد روز رزمپیل آشفته امان و شیر شرزه زینهارکار زاری کاندر او شمشیر تو جنبنده گشتسر بسرکاریز خون گشت آن مصاف کارزار... لینک های پادکستپادکست بوطیقا – قسمت چهارم : گل دو روی شبکه های اجتماعی : اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : [email protected] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
دوازده – پرندِ نیلگون
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.