EPISODE · Jan 25, 2024 · 18 MIN
هشتاد و چهار - کام از لب: عراقی
from شعر کست | SherCast
عراقیبود آیا که خرامان ز درم بازآیی گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی گذری کن که خیالی شدم از تنهایی گفته بودی که بیایم، چو به جان آیی تو من به جان آمدم، اینک تو چرا مینایی بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی همه عالم به تو میبینم و این نیست عجب به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی پیش ازین گر دگری در دل من میگنجید جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی جز تو اندر نظرم, هیچ کسی میناید وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی گفتی از لب بدهم کام عراقی روزی وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی لینک های پادکستپادکست بوطیقا - قسمت نوزدهمشبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا| اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقاحمایت مالی از پادکست : حامی باش بوطیقاتماس : [email protected] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Embed this episode
NOW PLAYING
هشتاد و چهار - کام از لب: عراقی
No transcript for this episode yet
Similar Episodes
No similar episodes found.