پادکست بسیار هم خوب

PODCAST · society

پادکست بسیار هم خوب

پادکستی درباره موضوعات علمی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، برای آنانکه می‌خواهند صداهایی متفاوت بشنوند.

  1. 34

    بزرگ‌ترین خطری که تمدن بشری را تهدید می‌کند چیست؟ بخش چهارم Episode Notes* (1414/4000) • برخی نظریه‌پردازان چنین گمانه‌زنی کرده‌اند که خانواده هسته‌ای که از یک زن و شوهر و چند فرزند تشکیل شده‌ است، امری نادر و غیرطبیعی در تاریخ بشر است و حتی در اغ

    • برخی نظریه‌پردازان چنین گمانه‌زنی کرده‌اند که خانواده هسته‌ای که از یک زن و شوهر و چند فرزند تشکیل شده‌ است، امری نادر و غیرطبیعی در تاریخ بشر است و حتی در اغلب کشورهای غربی تا پیش از انقلاب صنعتی، عمدتا افراد در ساختار خانواده گسترده با پدربزرگ و مادربزرگ و بستگان می‌زیستند و هر مادر جوانی از کمک عمه و خاله و خواهر شوهر و دیگر خویشاوندان در بزرگ کردن فرزندان برخوردار بود،• برخی اقتصاددانان چنین نظریه‌پردازی کرده‌اند که در روزگار کهن، بویژه در جوامع کشاورزی یا دامداری یا کسب و کارهای خانوادگی، فرزندآوری توجیه اقتصادی داشت و کودکان زود بزرگ می‌شدند و کمک‌کار خانواده در فرآورد (تولید) اقتصادی می‌شدند. اما در سبک زندگی کارمندی، کودکان تنها بار اقتصادی ایجاد می‌کنند. از اینرو، پیشنهاد می‌کنند که دولت مشوق‌های اقتصادی قابل توجه همچون معافیت مالیاتی به ازای هر فرزند به خانواده‌ها ارائه کند،• برخی انسان‌شناسان و روانشناسان چنین گمانه‌زنی کرده‌اند که اصولا در انسان غریزه تولیدمثل وجود ندارد یا چندان نیرومند و قوی نیست. آنچه به گونه فرگشتی وجود دارد، غریزه نیرومند جنسی است. با گسترش فناوری پیشگیری از بارداری، شرایطی فراهم آمده است که انسان‌ها می‌توانند غریزه جنسی خود را سیر کنند، بی‌آنکه سکس لزوما به بارداری بیانجامد،• دیدگاه ژرف‌تر و فلسفی‌تر چنین گمانه‌زنی می‌کند که کاهش نرخ باروری و فروپاشی جمعیتی پیامد ناگزیر گسترش لذت‌گرایی (هدونیسم) و جهان‌نگری‌هایی است که بر حقوق و آزادی‌های فردی (به جای وظایف و خویشکاری‌ها) تاکید می‌کنند.گویندگان شروان فشندی و دانیال جعفری

  2. 33

    بزرگترین خطری که تمدن بشری را تهدید می‌کند، چیست؟ بخش سوم

    بزرگ‌ترین خطری که تمدن بشری را تهدید می‌کند چیست؟بخش سوم: در این بخش به ریشه‌ها و آوندهای (دلایل) کاهش نرخ باروری و فروپاشی جمعیتی می‌پردازیم:• تبلیغات مستقیم چپ‌های ووک علیه فرزندآوری در کشورهای پیشرفته، چه از دیدگاه محیط‌زیستی و سبز (اینکه هر فرزند چه اندازه به محیط زیست آسیب می‌زند) و چه از دیدگاه فمینیستی که فرزند آوردن را گونه‌ای بهره‌کشی از زنان به شمار می‌‌‌آورد.• زمان تحصیل طولانی‌تر هم برای زنان و هم مردان، بویژه که عملا بارورترین سال‌های زندگی زنان به تحصیلات عالی در دانشگاه‌ها سپری می‌شود.• افزایش کار زنان در خارج از خانه بویژه در شغل‌های پراضطراب و ساعات کار طولانی‌تر هم برای مردان و هم زنان که موجب می‌شود زوج‌ها زمان کمتری را با هم بگذرانند.گویندگان: شروان فشندی و دانیال جعفری

  3. 32

    بزرگترین خطری که بشریت را تهدید می‌کند، چیست؟ بخش دوم

    بزرگ‌ترین خطری که تمدن بشری را تهدید می‌کند چیست؟بخش دوم.در این اپیزود به کَردتافت‌های (تاثیرات) کاهش نرخ باروری پرداختیم:۱- هزینه‌های روزافزون نگهداری از سالمندان و کمبود نیروی کار جوان برای نگهداری از سالمندان،۲- پیر شدن جمعیت و وارونه شدن هرم جمعیتی مشکلات اقتصادی فراوانی برای صندوق‌های تامین اجتماعی و بازنشستگی به بار می‌آورد و آنها را در خطر ورشکستگی قرار می‌دهد،۳- نیاز به وارد کردن نیروی کار مهاجر که اغلب بغرنج‌ها و مشکلات فرهنگی و شناسمانیک (هویتی) همراه دارد، بویژه هنگامی که مهاجران وارد شده نخواهند یا نتوانند در فرهنگ کشور میزبان جذب و با آن هماهنگ شوند،۴- وارد کردن لگام‌گسیخته نیروی کار مهاجر سرانجام می‌تواند بافت جمعیتی (دموگرافی) کشور میزبان‌ را به کل بهم بزند و از هم بپاشاند،۵- مشکلات ژئوپولتیک و امنیتی بویژه هنگامی در دو کشور همسایه، یکی نرخ باروری بسیار بالا دارد و دیگری نرخ باروری پایین (همچون افغانستان و ایران کنونی). سرانجام مرزها درنوردیده می‌شود و کشورهایی که نرخ باروری بالاتر دارند، کشورهایی را که نرخ باروری پایین‌تری دارند، در درازمدت فتح می‌کنند.۶- کاهش بهره هوشی میانگین جهان: آمار نشان می‌دهد که کشورهایی که بیشترین میانگین بهره هوشی را دارند (شرق آسیا و اروپا و آمریکای شمالی) کمترین نرخ باروری را دارند، و کشورهایی که کمترین بهره هوشی میانگین را دارند (بخش سیاهپوست‌نشین قاره آفریقا یا همان کشورهای جنوب صحرای آفریقا) از بالاترین نرخ باروری برخوردارند. از اینرو در چند دهه گذشته، میانگین بهره هوشی جهان با نرخی باورنکردنی کاهش یافته است، پدیده‌ای که در تاریخ کم‌نظیر بوده است.۷- حس پوچی و بیهودگی: اغلب مردم نابغه نیستند که بتوانند شاهکارهای جاودانه هنری یا علمی یا فلسفی یا ادبی از خود بیافرینند. در درازای تاریخ آنچه بیش از هر چیز به زندگی زنان و مردان معنا می‌بخشیده، فرزند زاییدن و پروردن بوده است. نداشتن فرزند گونه‌ای حس پوچی و بیهودگی و افسردگی در نسل‌های نوین بوجود آورده است. برخی می‌کوشند با نگهداری از جانوران خانگی همچون سگ و گربه این کمبود و تهیگی (خلاء) را پر کنند، برخی با ماجراجویی‌ها و بی‌بندوباری‌ها و هیجانات جنسی.گزافه نیست اگر بگوییم دیدگاه مدرن به زندگی که بر پایه لذت‌گرایی (هدونیسم) و اهمیت دادن به حقوق فردی (به جای اهمیت دادن به خویشکاری و وظایف) بنا شده و به کاهش نرخ باروری و فروپاشی و انقراض جمعیت انجامیده است، گونه‌ای فرقه مرگ است که پیشرفته‌ترین تمدن‌ها را به انقراض و نابودی فرهنگی و جمعیتی کشانده است.گویندگان: شروان فشندی و دانیال جعفری

  4. 31

    بزرگترین خطری که بشریت را تهدید می‌کند، چیست؟- بخش نخست

    بزرگ‌ترین خطری که تمدن بشری را تهدید می‌کند چیست؟بخش نخست.درباره خطرات واقعی یا موهومی که بشریت را تهدید می‌کنند، فراوان گفته‌اند، خطراتی همچون جنگ جهانی، سلاح‌های هسته‌ای، پایان یافتن سوخت‌های فسیلی، گرمایش جهانی و …اما خطری که کمتر از آن سخن می‌رود، خطر پیر شدن جمعیت و سپس فروپاشی جمعیتی است. رسانه‌ها کمتر از آن سخن می‌رانند و اغلب #عوام_تحصیلکرده حتی درباره آن نمی‌اندیشند، چه رسد به آنکه این خطر را جدی ارزیابی کنند.آمار و داده‌های کنونی (نه مدل‌های پیش‌بینی آینده) نشان می‌دهد که در دهه‌های اخیر، نرخ باروری (شمار فرزندانی که هر زن در زندگی می‌زاید) در بیشتر کشورهای جهان سخت افت کرده است. این کاهش نخست از کشورهای اروپایی آغاز شد، سپس به آمریکای شمالی گسترش یافت، همزمان در آسیای شرقی نیز رواج یافت، و در دو دهه گذشته حتی در هند و ایران و بسیاری از کشورهای جهان سوم نیز نرخ باروری سخت کاهش یافته است.برای آنکه جمعیت یک همبودمان (جامعه) پایدار و ثابت بماند، نرخ باروری باید اندکی بیش از ۲ (کمابیش ۲/۱) باشد، یعنی هر زن به طور میانگین ۲/۱ فرزند بیاورد، چراکه مردان نمی‌توانند بزایند. این نرخ باروری را نرخ پایداری جمعیت می‌گویند. نرخ باروری در بیشتر کشورهای جهان (از جمله ایران) جز کشورهای جنوب صحرای آفریقا کمتر از نرخ پایداری است.نرخ باروری با نرخ رشد جمعیت - که به صورت درصد بیان می‌شود و می‌تواند مثبت یا منفی باشد - یکی نیست، هرچند به آن مربوط است. در کشورهایی که نرخ باروری برای چند زادگان (نسل) بالا بوده، هنگامی که نرخ باروری به زیر نرخ پایداری افت می‌کند، نرخ رشد جمعیت بلافاصله منفی نمی‌شود، چراکه چند دهه به درازا می‌کشد تا جمعیت جوان و میانسال پیر شود و چشم از جهان فرو ببندد.گویندگان: شروان فشندی و دانیال جعفری

  5. 30

    بن‌مایه‌های فرهنگ ایرانشهری - بخش پنجم: دهشمندی

    فرگرد دوم از رشته ویدیوهای ایرانشهری: بن‌مایه‌های فرهنگ ایرانشهریاپیزود پنجم: دهشمندی ارجمند شماردن نیکوکاری و دهمشندی ویژه دین بهی (کیش مزدیسنا یا همان زرتشتی) نیست، بلکه در بسیاری از کیش‌های دیگر همچون مسیحیت و اسلام نیز ارجمند شمارده شده و به آن سفارش شده است. دهشمندی (بخشش و نیکوکاری) در فرهنگ ایران باستان چه دگرسانی‌هایی (تفاوت‌هایی) با احسان و نیکوکاری اسلامی و مسیحی داشته است؟خویشکاری (وظیفه) بخش خصوصی و دولت در دهشمندی و کمک به نیازمندان در ایران باستان چگونه بوده است و چه بخش‌هایی از کار بر دوش توانگران خصوصی و چه بخشی بر دوش حکومت بوده است؟آیا دهشمندی و دستگیری از نیازمندان با مالکیت خصوصی و بازار آزاد پادورزی (تضاد) دارد؟شناخت فرهنگ دهشمندی در ایران باستان چگونه می‌تواند به ملایم کردن کشمکشِ ناگزیر میان دیدگاه چپ و راست (چپ و راست اقتصادی) در آینده ایران کمک کند؟گویندگان: شروان فشندی و شاهین نژاد

  6. 29

    شادزیستی

    فرگرد دوم از رشته ویدیوهای ایرانشهری: بن‌مایه‌های فرهنگ ایرانشهریبخش چهارم: شادزیستی آیا دیگر کیش‌ها نیز (چه کیش‌های ابراهیمی چه کیش‌های غیرابراهیمی) بر شادزیستی پافشاری می‌کنند و آن را از اهداف زندگی می‌دانند؟ یا اینکه بهدینی (کیش زرتشتی یا همان مزدیسنا) از این نگر یک استثنا است؟ دیدگاه کیش‌های ابراهیمی، بودایی، و مانوی درباره شادی و شازیستی چه بوده است؟ بازتاب و بازمانده دیدگاه‌های کهن این دین‌ها که شادزیستی و زندگی گیتیایی (این جهانی) را ناپسند و مایه گمراهی می‌دانستند، در جهان امروز ما بویژه فرهنگ غرب که مسیحیت و دین‌های کهن را به ظاهر کنار گذاشته اما سراغ دین نوین ووکیسم ووکیسم رفته چگونه است؟پافشاری بر شادزیستی در بهدینی برآمده از فرایافت سپندازمذ (سپنتاآرمئیتی) است که با خود آرامش همراه با پذیرش واقعیات و همچنین همراه با شادزیستی را در بر دارد. شادزیستی با عیاشی همراه با فراموشی چه همسانی یا دگرسانی‌هایی (شباهت‌ها یا تفاوت‌هایی) دارد؟ چرا شادزیستی واقعی بدون پذیرش هستی‌سازگاری یا همان پذیرش واقعیات ناشدنی است؟نمونه‌هایی از پافشاری بزرگان تاریخ ایران بر شادزیستی، همچون سنگ‌نبشته (کتیبه) داریوش.جشن‌های ایرانی و گاهنبارها این دیدگاه را برجسته می‌کردند که شادی و شادزیستی یک پدیده فردی و انزواگرایانه یا خودخواهانه نیست؛ بلکه یک پدیده همبودمانیک (اجتماعی) است. جشن‌های ایرانی فرصت‌هایی برای شادی همگانی پدید می‌آوردند.آیا در دیدگاه دوگان‌باورانه (دوالیسم یا همان ثنویت) که نیکی و بدی را از دو سرچشمه جداگانه می‌داند، شادزیستی آسان‌تر است یا در دیدگاه توحیدی که سرچشمه نیکی و بدی را یکی می‌‌داند. دیدگاه توحیدی و اینکه یک باورمند ناچار است به الله یا یهوه یا خدایی که سرچشمه درد و بیماری و زجر او است عشق بورزد و به درگاه او نیایش کند، چه تاثیراتی در روان انسان باورمند (مومن) می‌گذارد؟گویندگان: شروان فشندی و شاهین نژاد

  7. 28

    آیا همه ما کمونیسم زاده می‌شویم؟

    آیا همه ما کمونیست زاده می‌شویم؟برخی چنین گمانه می‌زنند که همه ما انسان‌ها، جدا از گرایش سیاسی چپ یا راست، به گونه‌‌ای غریزی و ناخودآگاه، تمایل به کمونیسم یا سوسیالیسم داریم. در اینجا کمونیسم یا سوسیالیسم را به ساختاری از همبودمان (جامعه) می‌گویند که در آن ابزار فرآورد (تولید) اشتراکی و در اختیار قبیله یا همبودمان یا دولت است، نه آنکه خصوصی باشد. برای این داو (ادعا) دو آوند (دلیل) می‌آورند:۱- بیشتر فرگشت (یا آغلتش یا تکامل) بشر در دورانی انجام گرفته که شیوه زندگی بشر شیوه شکارچی-گردآورنده در گروه‌های کمابیش کوچک چند ده یا چند صد نفره بوده است و دامداری یا کشاورزی در آن جایی نداشته است. در چنین ساختاری، دارایی و مالکیت فردی/خصوصی معنایی ندارد و همه ابزار فرآورد (تولید) در اختیار قبیله/همبودمان است. مالکیت خصوصی در این ساختار به بقای هموندان (اعضای) قبیله کمکی نمی‌کند و آیین‌ها و سامان قبیله نیز آن را برنمی‌تابد.دامداری و کشاورزی که سرانجام در یک فرایند تاریخی به مالکیت خصوصی انجامید، در کهن‌ترین بخش‌های جهان تنها ده یا پانزده هزار پیشینه دارد که در درازای فرگشت بسیار کوتاه و تنها به اندازه یک چشم‌برهم‌زدن است.۲- اغلب ما دوران کودکی را در خانواده می‌گذرانیم که به گونه‌ای سرشتین یک ساختار کمونیستی/سوسیالیستی دارد و شعار ایده‌آل کمونیستی «از هر کس به اندازه توان‌اش، به هر کس به اندازه نیازش» در آن پیاده می‌شود. همه ما در دوران بزرگسالی در ناخودآگاه خود به دنبال گرما و امنیتی که در دوران کودکی در ساختار خانواده چشیده‌ایم می‌گردیم.این دو آوند موجب می‌شود هرچه هم که آرمان کمونیسم در عمل شکست بخورد و به فاجعه بیانجامد، باز هم جذابیت خود را در میان بخش بزرگی از مردم از دست ندهد.گویندگان: شروان فشندی و دانیال جعفری

  8. 27

    بن‌مایه‌های فرهنگ ایرانشهری - آبادگری

    بنمایه‌های فرهنگ ایرانشهری - آبادگریفرگرد دوم از رشته ویدیوهای ایرانشهری: بنمایه‌های فرهنگ ایرانشهریاپیزود سوم: آبادگریریشه‌شناسی واژه آباد: از ریشه آب می‌آید؛ آباد و آبادان به چم جایی است که در آن آب باشد و از آب پاسداری شود.آبادگری در بهدینی (کیش زرتشتی) و فرهنگ ایران باستان چیزی فراتر از یک بن‌هنر (فضیلت) یا حتی یکی از اهداف جانبی زندگی بوده است، بلکه چم و معنای زندگی به شمار می‌آمده. به زبان ساده، آنچه به زندگی انسان معنا می‌داده، آبادگری بوده است.در جهان‌بینی بهدینی، جهان میدان نبرد میان دو نیرو است: نیروی نیکی به فرماندهی اهورامزدا یا همان سپنتامینو (نیروی معنوی افزاینده و پیشرفت‌دهنده و آبادکننده)، در برابر نیروی بدی به فرماندهی اهریمن یا همان انگره مینو (نیروی معنوی کاهنده و آشوبناک و ویرانگر و تباه‌کننده). خویشکاری (وظیفه) انسان آنست که به یاری اهورامزدا بشتابد تا در این جنگ کیهانی به پیروزی فرجامین برسد. از اینرو، آبادگری فضیلت و پاداش و ثوابی بالاتر از نیایش یا هر نیکوکاری دیگر داشته است، چون یکراست به سپنتامینو یاری می‌رسانده و به شکست اهریمن می‌انجامیده است.همانگونه که پس از جنبش پروتستانیسم، اهمیت دادن به کار و فرآوردگرایی (تولیدگرایی) در اروپای شمالی و کشورهای پروتستان موجب شد که اروپای شمالی و پروتستان از اروپای جنوبی و کاتولیک بیشتر پیشرفت کند و خاستگاه سرمایه‌داری فرنوین (مدرن) و سرانجام انقلاب صنعتی شود، بهدینی نیز در ایران باستان موتور پیشرفت‌دهنده جامعه و مایه آبادگری بود.همچنین آماج و هدف بنیادین از ساختن دستگاه شهریاری و فرمانروایی سه چیز بود:۱- پدافند از مرزهای کشور،۲- دادورزی: راه انداختن یک دستگاه دادگستری که به دادخواهی مردمان رسیدگی کند،۳-آبادگری.شاهان (بویژه شاهان ساسانی) می‌کوشیدند شهر یا شهرهایی بسازند که اغلب نام‌شان بر آن یادگار می‌ماند. برای نمونه، اردشیر پاپکان (بابکان) بنیانگذار ساسانیان در فارس شهر خوَرَه‌اردشیر را ساخت که در زبان امروز به چم فره‌اردشیر است. همچنین، در میانرودان (بین‌النهرین یا عراق کنونی) شهر سلوکیه را که در جنگ‌ها آسیب دیده بود، بازسازی کرد و بسیار گسترش داد که وه‌اردشیر (نیکی اردشیر) نام گرفت. پسرش شاپور یکم ساسانی، پس از پیروزی بر کوشانیان در خاور ایران، شهر نیوشاپور (پهلوانی و قهرمانی شاپور) را در خراسان ساخت که همان نیشابور کنونی است. همچنین پس از پیروزی بر گوردیانوس (گوردیان سوم) امپراتور روم در نبرد میشیک، شاپور در کرانه رود فرات شهر پیروزشاپور را ساخت که تا چندین سده پس از آن، در جنگ‌ها با رومیان انبار خوراک و سلاح ایرانیان بود و برای همین عرب‌ها آن را انبار می‌نامیدند. نام استان الانبار کنونی در عراق از همین شهر پیروزشاپور گرفته شده است.آبادگری در ایران باستان سه سویه (جنبه) مانداشتیگ (اقتصادی)، همبودمانیک (اجتماعی)، و فرهنگی داشته است. آبادگری تنها به چم ساختن شهر و ساختمان و راه نبوده، بلکه شادزیستی و رفاه و بهروزی مردم را در بر می‌گرفته است.فرایافت (آبادگری) در چندین امشاسپند زرتشتی نمود یافته است: یکم- سپنتامینو که نیروی مینوی پیشرفت‌دهنده و سامان‌بخش (نظم‌دهنده) و آبادگر است، دوم- هئوروتات یا خرداد که نیروی مینوی رسایی و کمال و تعالی است و نماد زاداریک (طبیعی) آن نیز آب بوده است،سوم- سپندارمذ که نیروی مینوی هستی‌‌سازگاری پیشرفت‌گرا است؛ هستی‌سازگاری به چم پذیرفتن واقعیت‌های جهان و کنار آمدن با واقعیت‌هاست، حتی اگر این واقعیت‌ها تلخ باشند. فرایافت (مفهوم) «شکست شرافتمندانه» در همین چارچوب معنا می‌‌‌یابد؛ هنگامی که هدف فرجامین و بالاترین ارزش زندگی در یک فرهنگ، آبادگری و پیشرفت‌گرایی باشد، حتی پس از شکست‌های تلخ در جنگ، شکست‌خوردگان ترجیح می‌دهند در آبادگری پیروز شود، حتی به بهای از دست دادن سرزمین و قلمرو (نمونه: آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم). اما به وارون، هنگامی در فرهنگی پیشرفت و آبادگری ارزش و جایگاه محوری و بنیادین نداشته باشد، حتی پس از شکست‌های پیاپی و نابودی و فروپاشی کامل نیز از چند کیلومتر زمین دست نمی‌کشد (نمونه: غزه).گویندگان: شروان فشندی و شاهین نژاد

  9. 26

    ‏‎⁨خفاش شب زاده شد یا پرورده شد - بخش دوم

    خفاش شب خفاش زاده شد یا پرورده شد؟بخش دومکسانی که نقش سرشت را در شکل‌گیری شخصیت و تمایل به خشونت صفر می‌بینند، عملا به نظریه لوح سفید‏Blank Slateباور دارد. آنان بر این باور هستند که انسان‌ها همچون خمیری هستند که هر گونه که بخواهیم می‌توانیم آنان را آموزش دهیم، بویژه اگر آموزش از سن پایین (کودکی یا خردسالی) آغاز شود.یکی دیگر از نظریاتی که با نظریه لوح سفید همانندی و همپوشانی بالایی دارد (هرچند یکی نیست)، نظریه وحشی شریف یا بدوی شریف‏Noble Savageاست که نخستین بار در اواخر سده هجدهم از سوی فیلسوف فرانسوی ژان ژاک روسو مطرح شد. روسو سرشت همه انسان‌ها را نیکو و خشونت‌پرهیز و مهربان و ملایم می‌دانست و بر این باور بود که هر تمایلی به جنگ و خشونت و تجاوز در انسان‌ها می‌بینیم، برآمده از تمدن فرنوین (مدرن) است.یک نسخه افراطی‌تر از نظریه لوح سفید، نظریه گِل جادویی‏Magic Dirtاست که باور دارد پیشرفته بودن کشورها بویژه کشورهای غربی نه هیچ ربطی به ذخیره ژنتیکی آنان دارد، نه ربطی به فرهنگ و تاریخ این کشورها، بلکه عملا باور دارد که خاک و گل این کشورها ویژگی‌های جادویی دارد که خودبخود آنان را پیشرفته و قانونمند می‌سازد. از اینرو، بر این باور است که اگر میلیون‌ها آفریقایی یا بنگلادشی یا پاکستانی را به سوئد یا آلمان یا هلند یا کانادا بیاوریم، سوئد و آلمان و هلند و کانادا همچنان پیشرفته و ثروتمند و قانونمند خواهند ماند، چون خاک و گل این کشورها جادویی است!گویندگان: شروان فشندی و دانیال جعفری

  10. 25

    خفاش شب، خفاش شب زاده شد یا پرورده شد؟ بخش نخست

    📻 فایل آوایی پادکست بسیار هم خوبخفاش شب خفاش زاده شد یا پرورده شد؟بخش نخست:آیا امثال خفاش شب و بهمن فرزانه (قاتل الهه حسین‌نژاد) قاتل زاده می‌شوند یا تنها در اثر تربیت بد قاتل می‌شوند؟آیا هر کسی که قتل و تجاوز می‌کند، لزوما یک قربانی است؟ آیا کسی که مرتکب قتل و تجاوز می‌شود، لزوما در کودکی مورد بدرفتاری و/یا قربانی فقر بوده است؟ آیا امکان ندارد کسی در رفاه بزرگ شود و آموزش و پرورش درست ببیند، اما به قتل و تجاوز دست بزند؟آیا از مجازات سنگین (اعدام یا حبس ابد) برای قاتلان و متجاوزان - حتی کسانی که با قساوت به قتل‌های فجیع دست می‌زنند - می‌باید پرهیخت و تنها آنان را آموزش داد؟ آیا تربیت و آموزش و پرورش درست تنها مجازات درست و عادلانه برای قاتلان و متجاوزان است؟ جا افتادن این دیدگاه و قربانی پنداشتن قاتلان و متجاوزان و بریدن احکام سبک برای آنان به بهانه بازپروری، چه بلاهایی بر سر تمدن غرب بویژه اروپا آورده است و چگونه بقای تمدن غرب را تهدید می‌کند؟یکی از پرسش‌های دیرین در فرهنگ و فلسفه غرب و شرق همین پرسش «سرشت یا پرورش» است که در انگلیسی به آنNature or nurtureمی‌گویند؟ آیا نقش سرشت و‌ ژن‌ها در شخصیت و هوش و تمایل انسان‌ها به شخصیت بیشتر است یا نقش آموزش و پرورش؟ یا اینکه هر دو نقش دارند؟ اگر هر دو نقش دارند، درصد هر کدام چه اندازه است؟گویندگان: شروان فشندی و دانیال جعفری🆔@BHK_Podcast

  11. 24

    بن‌مایه‌های فرهنگ ایرانشهری - دادورزی

    🎙 پادکست بسیار هم خوب‌ - بخش ۲، فرگرد سومبنمایه‌های فرهنگ ایرانشهری اپیزود دوم: دادورزی🔗 لینک شنیدن پادکست در پلتفرم‌های گوناگون پادکستیریشه‌شناسی واژه داد: واژه داد از واژگان کهن زبان فارسی دری است که در زبان پهلوی نیز به کار می‌رفته است. این واژه از هر دو زبان اوستایی و فارسی باستان به پهلوی راه یافته و در زبان سانسکریت باستان نیز به کار می‌رفته و در همه این زبان‌های کهن، «داتا» گفته می‌شده که با واژهDataانگلیسی امروزین به چم واقعیت و داده های واقعی همریشه است.فرایافت (مفهوم) داد سه فرایافت را که ما با واژگان عربی و یونانی در زبان فارسی امروزین به کار می‌بریم، همزمان در خود داشته است:نخست - فرایافت عدل به چم هر چیزی را در جای خود گذاشتن.دوم - فرایافت عدالت به چم حق هر کسی را ادا کردن و تبعیض نابجا قائل نشدن میان مردمان.سوم - فرایافت قانون که می‌تواند از ترادادها (رسوم) و عرف همبودمان (جامعه) گرفته شده باشد، یا از تصویب انجمنی از بزرگان (مجلس)، یا از فرمان فرمانروا (شاه).فرایافت (مفهوم) داد جدا از سرچشمه قدرت: در دیدگاه ابراهیمی-اسلامی، بویژه در خوانش اشعری که پس از دو سده کشاکش با معتزله بر جهان اسلام بویژه جهان تسنن چیره شد، هیچ کاری به خودی خود عادلانه یا ظالمانه نیست، بلکه هر آنچه که در راستای دستور الله یا یهوه باشد، بنا به تعریف عادلانه است، و هر آنچه وارون فرمان و دستور الله/یهوه/خدا باشد، ظلم است. اما در جهان‌نگری بهدینی-ایرانشهری، هر کاری به خودی خود و جدا از دستور و فرمان اهورامزدا دادگرانه یا بیدادگرانه است و دادگرانه یا ستمگرانه بودن آن را می‌توان با ابزار خرد سنجید. شاید خرد ما در هر آن برای شناسایی داد از بیداد کامل و بسنده نباشد و در این شناسایی اشتباه کنیم، اما به هر روی، هرچند دانش و خرد ما ناکامل باشد، چنین نیست که داد و بیداد به خودی خود معنایی نداشته باشد و تنها از دستور و فرمان اهورامزدا بیاید. بلکه به وارون، اهورامزدا گرچه سامان و هنجار کیهانی (اشا) را آفریده، خود را ناچار و ناگزیر کرده که به بهترین راستی/اشا (اشاوهیشتا یا اردیبهشت) پایبند باشد. به گونه‌ای، اهورامزدا فرمان و اراده خود را با امشاسپند اشاوهیشتا (اردیبهشت) کرانمند و محدود کرده است و بر آن لگام و قید زده است تا همواره بر پایه داد فرمان براند.در پایان: نمونه‌هایی از نقش پررنگ دادورزی در نسک‌ها (کتاب‌ها) و نوشتارهای به‌جا مانده از ایران باستان، از کانامه اردشیر بابکان و عهد اردشیر تا دیباچه شاهنامه ابومنصوری (کهن‌ترین نوشته فارسی دری که تا امروز به جای مانده‌ است) و شاهنامه فردوسی.اجراکنندگان: دکتر شروان فشندی و دکتر شاهین نژاد🆔@BHK_Podcast

  12. 23

    بن‌مایه‌های فرهنگ ایرانشهری - خردورزی

    بنمایه‌های فرهنگ ایرانشهری - خردورزیپادکست بسیار هم خوبفرگرد سوم (بُن‌مایه‌های فرهنگ ایرانشهری)بخش نخست: خردورزیریشه‌شناسی واژه خرد: واژه خرد که در زبان پهلوی و فارسی دری امروز به کار می‌رود، از واژه خِرَتَو اوستایی می‌آید به چم فروغ و پرتوی که از درون چیزی یا کسی می‌تابد، و با واژه خُوَرَه اوستایی و‌ فارسی باستان که در پهلوی و دری به دیس (شکل) فر و فرّه درآمده، همریشه است.دگرسانی (تفاوت) خرد در فرهنگ ایران باستان/کلاسیک با عقل یا راسیونالیسم rationalism دکارتی/غربی: عقل دکارتی ابزار شناسایی سود از زیان است. اما خرد ایرانشهری چیزی فراتر و گسترده‌تر را در برمی‌گیرد. افزون بر اینکه ابزار شناسایی سود از زیان است، می‌کوشد که هم یک لگام (مهار) اخلاقی در خود داشته باشد و هم اینکه سود و زیان را بسیار درازمدت‌ و ژرف‌نگرانه بسنجد. از اینرو به خرد کانتی که فرجام گزیرش‌ها (تصمیمات) و کارها را در گستره همگانی می‌سنجد نزدیک‌تر است.دگرسانی (تفاوت) خرد در فرهنگ ایران باستان/کلاسیک با عقل اسلامی و دیگر کیش‌های ابراهیمی: عقل اسلامی-ابراهیمی کرانمند و لگام بسته است، از دایره و کرانه (محدوده) ایمان نمی‌تواند و نمی‌خواهد بیرون رود. لیکن خرد بهدینی-ایرانشهری برای خود لگام و کرانه‌ ایمانی قائل نیست از سنجش و واکاوی هیچ پرسش و پدیده‌ای باک ندارد.در دیدگاه ابراهیمی-اسلامی، بویژه در خوانش اشعری که پس از دو سده کشاکش با معتزله بر جهان اسلام بویژه جهان تسنن چیره شد، کارها به خودی خود نیک یا بد نیستند (حسن و قبح ذاتی ندارند)؛ بلکه هر آنچه که در راستای دستور الله یا یهوه باشد، بنا به تعریف نیک است، و هر آنچه وارون فرمان و دستور الله/یهوه/خدا باشد، ناپسند است. اما در جهان‌نگری بهدینی-ایرانشهری، هر کاری به خودی خود و جدا از دستور و فرمان اهورامزدا نیک یا بد است و نیکی/پسندیدگی یا بدی/ناپسندی آن را می‌توان با ابزار خرد سنجید. شاید خرد ما در هر آن برای شناسایی نیکی از بدی کامل و بسنده نباشد و در این شناسایی اشتباه کنیم، اما به هر روی، هرچند دانش و خرد ما ناکامل باشد، چنین نیست که نیکی و بدی به خودی خود معنایی نداشته باشد و تنها از دستور و فرمان اهورامزدا بیاید. بلکه به وارون، اهورامزدا گرچه سامان و هنجار راستی (اشا) را آفریده، خود را ناچار و ناگزیر کرده که به بهترین راستی/اشا (اشاوهیشتا یا اردیبهشت) پایبند باشد. به گونه‌ای، اهورامزدا فرمان و اراده خود را با امشاسپند اشاوهیشتا (اردیبهشت) کرانمند و محدود کرده است و بر آن لگام و قید زده است.گامه‌ها (فازها و مراحل) نمود خرد در همبودمان (جامعه): نخست- خردگرایی یا گرایش به خرد در گزیرش‌ها (تصمیمات) و گزینش‌هادوم- خردورزی یا کاربرد خرد در گنارش و وینارش (اداره) کارهای روزانه همبودمانسوم- خردمداری یا بنیان نهادن پایه‌های همبودمان بر پایه خرددر پایان: نمونه‌هایی از نقش پررنگ خرد در نسک‌ها (کتاب‌ها) و نوشتارهای به‌جا مانده از ایران باستان، از کانامه اردشیر بابکان و عهد اردشیر تا شاهنامه ابومنصوری و شاهنامه فردوسی.اجراکنندگان: دکتر شروان فشندی و‌ دکتر شاهین نژاد

  13. 22

    دوگان‌باوری یا ثنویت

    بخش نُهم - دوگان‌باوری یا ثنویت یا‏Dualismبه چه چمی است: باور به اینکه دو نیروی نیک و بد در جهان هستند که هر یک جدا و خودپای (مستقل) از دیگری توانایی آفرینندگی دارند و هیچیک آفریده آن دیگری نیست.انگیزه زرتشت و پیروان او از ساخت دستگاه دوگان‌باوری:الف- سامان دادن به دستگاه آشفته فزون‌ایزدی (چندخدایی یا‏Polytheism)که در میان بیشتر اقوام از جمله آریاییان و دیگر اقوام هندواروپایی (و همچنین بسیاری از اقوام سامی) وجود داشت. این ایزدان پیشازرتشتی نه سامان و نظم و هماهنگی داشتند، و نه از آن بدتر، از یک جهت و سویه اخلاقی برخوردار بودند؛ حتی برای پدیده‌های ناپسند و غیراخلاقی همچون خشم، دزدی، کشتار، و تاراج نیز ایزدانی وجود داشت که هرکس می‌توانست به درگاه آنان نیایش و قربانی کند تا به خواسته غیراخلاقی خود برسد. حتی بسیاری از این ایزدان نیایشگاه و مغان خود را نیز داشتند. زرتشت این ایزدان غیراخلاقی را دیو و آفریده انگره‌مینو (نیروی معنوی کاهنده و آشوبناک یا همان اهریمن) نامید و پرستش آنان را نیز دیویسنا (دیوپرستی و گمراهی) خواند. تنها ایزدانی را که در راستاهای خردپذیر و اخلاقی کار می‌کردند، پذیرفت و آنان را در مقام امشاسپندان یا از آن پایین‌تر، ایزدانی که همگی آفریده سپنتامینو (نیروی معنوی فزاینده یا همان خدای خرد یا اهورامزدا) هستند، نشاند. بدینسان هم دستگاه ایزدان اقوام ایرانی از آشوب و آشفتگی رهایی یافت و هم همه امشاسپندان و ایزدان زیر یک چتر خردپذیر و اخلاقی در آمدند.ب-پرهیز از افتادن به دام خردناسازگاری و تناقض‌هایی همچون پارادوکس شر که در دیدگاه یکتاپرستانه (توحیدی) ناگزیر پیش می‌آید؛ سه ویژگی هرویسپ‌آگاهی (همه‌آگاهی) و هرویسپ‌توانی (همه‌توانی) و نیکخواهی منطقا نمی‌توانند در یک نیروی مینوی (معنوی) گرد هم بیایند. برای همین در جهان‌نگری بهدینی اهورامزدا تنها از دو ویژگی هرویسپ‌آگاهی و نیکخواهی مطلق برخوردار است، اما هرویسپ‌توان نیست. همچنین اهریمن را نیافریده و به اهریمن توانایی نداده است. اهریمن به گونه خودپای (مستقل) و از خود توانایی آفرینش (در راستای بدی و بدخواهی) دارد.پیامدهای پسندیده دوگان‌باوری:۱- به پارادوکس شر بهتر می‌تواند پاسخ دهد. به وارون جهان‌نگری یکتا‌پرستانه (توحیدی)، نیازی ندارد که به یک خدای آزارگر (سادیست) باور داشته باشد. نیازی ندارد که جهان را رازآلود و سرشار از حکمت درنیافتنی ببیند.۲- در دیدگاه دوگان‌باورانه، انسان و خرد انسانی خرد و خوار نمی‌شود. نیازی نیست همواره خرد انسانی را از بیش از اندازه اندیشیدن پرهیز دهند و به انسان بگویند مبادا بیش از اندازه بیاندیشی و به گمراهی بیافتی.۳- در این دیدگاه، انسان به جایگاه یار و یاور اهورامزدا برکشیده می‌شود و آفرینش انسان معنا می‌یابد. به وارون دیدگاه توحیدی، انسان برای این آفریده نشده که در آزمونی که فرجام و نتیجه آن از پیش مقدر و روشن است، آزموده شود و زجر بکشد؛ بلکه برای این آفریده شده که یاور سپنتامینو (نیروی معنوی افزاینده و سامان‌بخش، اهورامزدا) باشد در جنگ با انگره‌مینو (نیروی معنوی کاهنده و آشوبناک، اهریمن). از اینرو، از آن پوچی آفرینش در دیدگاه توحیدی که خیام و فیلسوفان دیگر به خوبی آن‌ را شکافته‌اند، پرهیز می‌شود.پیامدهای ناپسند دوگان‌باوری:۱- گونه‌ای تمایل و باور ساده‌دلانه و کودکانه که پدیده‌های زاداریک (طبیعی) را از دید انسان‌محورانه (آنهم انسان ساده‌دل دوران فئودالی) به اهورایی و اهریمنی دسته‌بندی می‌کند. برای نمونه کژدم یا مار یا باکتری طاعون را چون برای انسان‌های آن دوران زیان‌مند بودند، خرفستر و آفریده اهریمن به شمار می‌آورد و در برابر، گاو و گوسفند و باکتری‌های سودمند درون روده را آفریده اهورامزدا برمی‌شمارد.۲- گونه‌‌ای مطلق‌اندیشی و سیاه و سپید (اهریمنی و اهورایی) دیدن جهان و پدیده‌های همبودمانیک (اجتماعی)فیلسوفان و موبدان دوران‌ اشکانی و ساسانی، برای پرهیز از اینگونه مطلق‌نگری، فرایافت (مفهوم) فلسفی گمیزش را برساختند و درانداختند. در دیدگاه بهدینی، پاکی و روشنی و نیکی و سپیدی مطلق تنها در جهان مینوی (چیزی همانند جهان مُثُل افلاطونی) وجود دارد. همچنین، ناپاکی و بدی و تاریکی و آشوب و سیاهی مطلقاجراکنندگان: شروان فشندی و شهرام آرین

  14. 21

    مفهوم بهمن (وهومنه) و پیامدهای اجتماعی و فلسفی آن

    درون‌مایه وهومن/بهمن:الف- ریشه واژگان وهومن، بهمن، و آکومن چیست؟ این فرایافت (مفهوم) به چه معناست؟ واژه «منه» با چه واژگان فارسی، سانسکریت، و اروپایی همریشه است؟ب- آیا با بودن فرایافت‌ها (مفاهیم) و فرگان‌هایی (اصولی) همچون اشا، سپندازمذ (سپنتاآرمئیتی)، شهریور، و خردگرایی که از ویژگی‌های سپنتامینو (اهورامزدا) است، همچنان به فرایافت (مفهوم) وهومن نیاز است؟ آیا وهومن را می‌توان یک فرایافت و فرگان فلسفی خودپای (مستقل) برشمرد؟ج- در سده هجدهم (دوران روشنگری) در غرب گونه‌ای خوش‌بینی ساده‌انگارانه و ساده‌لوحانه درباره خردگرایی چیره بود. بیشتر اندیشمندان و انسان‌های تحصیلکرده بر این باور بودند که خردگرایی به تنهایی می‌تواند همه دشواری‌های بشر را حل ‌کند. این برآزمود (تجربه) به کجا انجامید و چه آموزه‌هایی می‌توان از آن آموخت؟د- نمونه‌هایی از فرهنگ‌ها و همبودمان‌هایی که با باور به خردگرایی در سده بیستم به زشت‌ترین جنایات دست زدند: آلمان نازی و امپراتوری ژاپن.ه- آیا نشانه‌هایی از فرایافت وهومن را در مسیحیت نیز می‌توان یافت؟ مسیحیت از فرهنگ ایران باستان چه کردتافت‌هایی (تاثیراتی) پذیرفته‌ است؟و- آیا فرایافت وهومن پس از اسلام در فرهنگ ایرانی هنوز به جا مانده است؟ اگر آری، با چه فرایندهایی و در کدام مرده‌ریگ (میراث) فرهنگی؟اجراکنندگان: شروان فشندی و شهرام آرین

  15. 20

    امشاسپند شهریور یا فرمانروایی برگزیده

    امشاسپند شهریور یا فرمانروایی برگزیدهپادکست "بسیار هم خوب"فرگرد دوم - ایرانگراییریشه واژه شهریور یا خشتراوئیره به زبان اوستایی. بن خشترا از کجا می‌آید و در کدام واژگان دیگر فارسی به کار رفته است؟ پسوند وئیره به چه معنایی (چمی) است؟ویژگی‌های شهریاری پسندیده و برگزیده در جهان‌نگری ایرانگرایانه:- در راستای سپنتا و افزونگی و پیشرفت‌افزایی باشد.- با پیمان‌های و آیین‌ها و تراداد‌ (سنت‌ها) ملی و بین‌المللی سازگار باشد. این هم از اهمیت دو ایزد میترا و ورونا که ایزدان بزرگ پیشازرتشتی هندوایرانیان بودند ریشه می‌گیرد، هم از این دیدگاه و جهان‌نگری ژرف که شکستن پیمان‌ها در پادورزی (تضاد) با اشا (سامان و نظم هستی) است و حتی اگر در کوتاه‌زمان سودده باشد، در دراززمان زیانبار خواهد بود.- در جنگ‌ها و دشمنی‌ها رویکردی پهلوان‌منشانه داشته باشد و حتی هنگام جنگ و کشتن دشمن نیز احترام او را حفظ کند و به او نفرت بیش از اندازه نورزد.- پرهیز از فرمانروایی مطلقه و همست‌خواه (تمامیت‌خواه/توتالیتر). در جهان‌نگری ایرانگرایانه/زرتشتی، فرمانروایی همست‌خواه و مطلقه یک شیوه اهریمنی است. اهورامزدا نیز به شیوه مطلقه و توحیدی و تنهایی جهان‌ را اداره نمی‌کند. دیو ساوول که در برابر شهریور است، همست‌خواه است. چنین گمانه زده می‌شود که ریشه واژه ساوول به چم (معنای) همه‌خواه یا همست‌خواه باشد. چه کردورهایی (فاکتورهایی) در ایران باستان، در بیشتر دوره‌های تاریخی، از فرمانروایی مطلقه و دلبخواهی و همست‌خواه (همانند سلطان‌های اسلامی) پیشگیری می‌کرده است؟دستکم سه کردور (فاکتور/عامل) فرمانروایی شاه را در ایران باستان کرانمند می‌کرد: - طبقه موبدان و مغان، - نفوذ طبقه بزرگان و خاندان‌های اشرافی، - نفوذ متخصصان و طبقه دبیران یا همان بوروکرات‌ها. بویژه کردور سوم در اواخر دوران ساسانی نیرومندتر و تاثیرگذارتر شد.از کجا می‌دانیم که پادشاهی پسندیده و برگزیده در ایران باستان مطلقه و دلبخواهی و همست‌خواه نبوده است؟* چون پیرو جهان‌بینی زرتشتی-ایرانشهری، الگوی فرمانروایی مطلقه و دلبخواهی پدیده‌ای اهریمنی برشمرده می‌شده. شاه زرتشتی که بر مردمی با فرهنگ زرتشتی فرمان می‌رانده، به وارون سلطان عثمانی، غریزه ناخودآگاه کمتری برای فرمانروایی مطلقه داشته است.* در نوشته‌های تاریخی و اسطوره‌ای افسانه‌ای همچون شاهنامه/خداینامه و کارنامه اردشیر بابکان از نفوذ پهلوانان، خاندان‌های اشرافی، وزیران، و دبیران بسیار سخن رفته است. بنام‌ترین آنان رستم که شخصیت محوری شاهنامه است.چرا الگوی دموکراسی انتخابی در ایران باستان جا نیافتاد؟این الگو در یونان و روم باستان هم تنها تا زمانی که دولت‌شهرها وجود داشتند، کار می‌کرد. به محض آنکه د‌ولت‌شهر‌ها بزرگ می‌شدند و امپراتوری‌های بزرگ ساخته می‌شد، هم یونان باستان و هم روم به پادشاهی ترادیسی (استحاله) کردند.سه فناوری بایسته و پیش‌نیاز برای دموکراسی انتخابی در سرزمین‌های گسترده:- فناوری چاپ و روزنامه- ⁠راه آهن- ⁠تلگرافهیچیک از این سه فناوری در ایران و جهان باستان فراهم نبود.اجراکنندگان: شروان فشندی و شهرام آرین

  16. 19

    مفهوم خرداد (هئوروتات) و پیامدهای اجتماعی و فلسفی آن

    ریشه واژه هئوروتات (خرداد) در زبان اوستایی چیست؟ برابرهای پهلوی آن همچون بوندگ‌ و بوندگ‌منشی چه چمی (معنایی) دارند و از چه دیدگاه فلسفی ریشه گرفته‌اند؟پیامدهای همبودمانیک (اجتماعی) و تاریخی هئوروتات - کمال‌‌خواهی یا همان گرایش به رسایی و کمال - در فرهنگ و هنر و معماری و شهرسازی، سنجش نمونه‌های تاریخی ایران پیش و پس از اسلام چه بوده‌اند؟آیا فرایافت (مفهوم) خرداد (هئوروتات) تنها ویژه فرهنگ ایران است؟ یا اینکه یک فرایافت فلسفی جهانروا/جهانشمول است که در فرهنگ‌های دیگر نیز نمونه‌هایی دارد؟ آیا فرهنگ‌هایی هستند که فرایافت هئوروتات/خرداد را از فرهنگ ایران امروز بیشتر ارجمند بدارند؟نمونه‌هایی از ارجمندی خرداد/هئوروتات در فرهنگ ژاپن و آلمان امروز.اجراکنندگان: شروان فشندی و شهرام آرین

  17. 18

    مفهوم سپندارمذ و پیامدهای تاریخی، اجتماعی، و فلسفی آن، بخش دوم

    اپیزود پنجم:مفهوم سپندارمذ و پیامدهای تاریخی، اجتماعی، و فلسفی آن، بخش دومدرون‌مایه اپیزود:‌در بخش پیشین شکافتیم که سپندارمذ یا سپنتاآرمیتی (در زبان اوستایی) به چم (معنای) «هستی‌سازگاری افزونی‌بخش» یا «هستی‌سازگاری پیشرفت‌زا» می‌باشد، یعنی سازگار کردن خود با واقعیات جهان به گونه‌ای که در‌ راستای افزونی و پیشرفت باشد.همچنین برشمردیم که فرایافت (مفهوم) فلسفی سپندارمذ (اسپنتاآرمئیتی) در درازای تاریخ، در دوران‌های صلح و امنیت به انباشت سرمایه و پیشرفت اقتصادی و فرهنگی یا همان افزونگی (یا به زبان پهلوی، ابزونیک) انجامیده است.در این بخش به پیامدهای سپندارمذ در دوران‌های شکست نظامی کشورها/تمدن‌ها می‌‌پردازیم.فرهنگ‌هایی که فرایافت فلسفی سپندارمذ و پیشرفت و افزونگی برای‌شان نقش بنیادین داشته باشد، به شکست‌های نظامی چگونه واکنش نشان می‌دهند و واکنش آنان چه تفاوتی با فرهنگ‌هایی دارد که با فرایافت سپندارمذ بیگانه‌اند؟ شکست شرافتمندانه به چه معناست و چه نمونه‌هایی از آن در تاریخ می‌شناسیم؟برای نمونه، چرا کشورهایی همچون آلمان و‌ ژاپن پس از شکست از متفقین در جنگ جهانی دوم، به همکاری با دشمنان دیروز خود (یعنی غرب/آمریکا) پرداختند و هم به پیشرفت اقتصادی دست یافتند و هم از متحدان نزدیکِ دشمنان دیروز خود شدند؟ اما به وارون، طالبان پس از شکست از آمریکا در افغانستان یا فلسطینیان پس از شکست‌های پیاپی از اسراییل، چرا هرگز نتوانستند شکست خود را بپذیرند و با دشمن خود به سازش برسند؟ آیا آلمان و ژاپن پس از شکست از دشمن تنها گزینه‌ای که داشتند، پذیرش شکست و همکاری با دشمن بود؟ یا اینکه مثلا می‌توانستند تا دهه‌ها پس از جنگ با حملات انتحاری و کشتار هم‌میهنان خود و به نابودی کشاندن همه زیرساخت‌های برجا مانده پس از جنگ، جنگ را تا ابد کش بدهند به امید آنکه دشمن را از سرزمین خود بیرون کنند؟واکنش ایرانیان پس از شکست‌ها در جنگ با روسیه در آغاز سده نوزدهم تا چه اندازه برگرفته از میراث فلسفی و معنوی سپندارمذ بود؟اجراکنندگان: شروان فشندی و شهرام آرین

  18. 17

    مفهوم سپندارمذ - بخش یکم

    بخش چهارم از پادکست «بسیار هم خوب» - فرگرد دوممفهوم سپندارمذ و پیامدهای تاریخی، اجتماعی، و فلسفی آن⛓️‍💥 لینک شنیدن پادکست در پلتفرم‌های گوناگوندرون‌مایه بخش نخست از جستار سپندارمذ:‌واژه سپندارمذ یا سپنتاآرمیتی (در زبان اوستایی) از دو بخش سپنتا و آرمیتی تشکیل شده است. هر یک از این دو بخش به چه معناست و از دیدگاه واژه‌شناسی، از چه ریشه‌ای می‌آید؟دیو ترومد که وارون سپندارمذ است، به چه معناست و چه ویژگی‌هایی دارد؟پیامدهای همبودمانیک (اجتماعی) فرایافت (مفهوم) سپندارمذ در دوران‌های صلح و امنیت چیست؟ چگونه در درازای تاریخ، سپندارمذ به انباشت سرمایه و پیشرفت اقتصادی و افزونگی (یا به زبان پهلوی، ابزونیک) انجامیده است؟آیا فرایافت‌های فلسفی همچون اشا یا سپندارمذ تنها به دین زرتشتی یا فرهنگ ایران محدود هستند یا مفاهیمی جهانروا (جهانشمول) می‌باشند که در میان‌ ملت‌ها و فرهنگ‌های دیگر نیز هم‌ارز خود را دارند؟اجراکنندگان: شهرام آرین و شروان فشندی

  19. 16

    مفهوم اشا و پیامدهای اجتماعی و فلسفی آن

    درون‌مایه اپیزود سوم:ریشه واژه اشا از کجا می‌آید؟ مفهوم اشا در کیش زرتشتی چیست؟ آیا اشا آفریده اهورامزداست؟ آیا اهورامزدا می‌تواند بر خلاف هنجار اشا رفتار کند؟ اگر نه، پس آیا اشا توانایی‌ها و اختیارات اهورامزدا را محدود می‌‌کند؟ آیا اشا معنایی فلسفی و غیردینی نیز دارد؟پسوند وهیشتا در اشاوهیشتا چیست؟ آیا چندین اشا داریم که برخی از برخی دیگر برتر باشند و مثلا یکی از اشاها از دیگر اشاها برتر باشند؟ اگر در رسیدن به مفهوم اشا درجه‌بندی وجود دارد، آیا گونه‌ای مفهوم «نزدیک‌شدن به حقیقت» در مفهوم اشا نهفته است و «اشاوهیشتا» چیزی همچون حقیقت مطلق دست‌نیافتنی است؟مهم‌ترین پیامدهای اجتماعی مفهوم اشا و نقش بنیادین و پایه‌ای آن در کیش مزدیسنا چه بوده است؟ آیا در کاهش قبیله‌گرایی یا همان tribalismنقشی بازی کرده‌ است؟ جوامع قبیله‌ای که درکی از مفهوم اشا ندارند یا اهمیت اشا در میان‌شان کمرنگ‌تر است، ساختار جامعه و شیوه نگرش‌شان به زندگی چه تفاوت‌هایی دارد؟مهم‌ترین پیامدهای فلسفی مفهوم اشا در تاریخ اندیشه بشر چه بوده است؟ آیا در جرقه‌های نخستینی که به فلسفه انجامید، نقشی داشته است؟

  20. 15

    ایرانگرایی - اپیزود دوم

    ایرانگرایی - پیش‌درآمد، بخش دوم ایرانگرایی به چه معناست؟درون‌مایه اپیزود دوم:این ارزش‌های بنیادین فرهنگ ایرانشهری هرچه که باشند، تکلیف ایرانیانی که آن ارزش‌ها را نپسندند و نخواهند به آن تن دهند، چیست؟ آیا حق شهروندی ایران از آنان سلب می‌شود؟ همینکه از ملیت ایرانی یک جهان‌نگری بسازیم یا برای آن یک جهان‌نگری و نظام ارزشی قائل باشیم، آیا خواه‌ناخواه به گونه‌ای از فاشیسم نخواهد انجامید؟وانگهی، ارزش‌های بنیادین ایرانگرایی/ایرانشهری چیستند؟ شما در سخنرانی خود در همایش ایرانگرایان در نوامبر سال ۲۰۲۳، پیشرفت‌گرایی و خرد و وجدان فردی را دو پایه بنیادین ایرانگرایی برشمردید. به نظر می‌رسد این دو مفهوم بیش از اندازه گنگ و کلی هستند. همچنین، نقش دین زرتشتی یا (همان دین بهی یا کیش مزیسنا) در فرهنگ کلاسیک ایران (پیش از اسلام) چه بوده و در جهان‌نگری ایرانگرایانه چه نقشی دارد؟ آیا برای ایرانگرا بودن، یک ایرانی حتما می‌‌باید زرتشتی باشد؟

  21. 14

    ایرانگرایی - پیش‌درآمد، بخش نخست

    ایرانگرایی - پیش‌درآمد، بخش نخستایرانگرایی به چه معناست؟ همه ما ایرانی هستیم، و همچنین در جهان دویست کشور و دویست ملت وجود دارند و اغلب مردم همه این کشورها میهن خود را دوست دارند و خواستار سرافرازی کشورشان هستند. آیا منطقی/شایسته/مطلوب است که مردم هر کشوری یک پسوند «گرا» به نام کشور خود بچسبانند، و از آن یک ایدئولوژی بسازند؟ مثلا اگر ایرانگرایی داشته باشیم و معنایی داشته باشد، برزیل‌گرایی و ماداگاسکارگرایی و آرژانتین‌گرایی و غیره هم آیا معنا دارند؟اگر ایرانگرایی معنایی فراتر از میهن‌دوستی عادی دارد، آن مفهوم چیست؟ آیا ایرانگرایی یک ایدئولوژی است؟ جهان‌نگری است؟ در خود یک نظام ارزشی و شیوه نگرش به جهان و زندگی دارد؟ اگر آری، ارزش‌های بنیادین آن چیست؟این ارزش‌های بنیادین هرچه باشند، تکلیف ایرانیانی که آن ارزش‌ها را نپسندند و نخواهند به آن تن دهند، چیست؟ آیا حق شهروندی ایران از آنان سلب می‌شود؟ همینکه از ملیت ایرانی یک جهان‌نگری بسازیم یا برای آن یک جهان‌نگری و نظام ارزشی قائل باشیم، آیا خواه‌ناخواه به گونه‌ای از فاشیسم نخواهد انجامید؟وانگهی، ارزش‌های بنیادین ایرانگرایی/ایرانشهری چیستند؟ شما در سخنرانی خود در همایش ایرانگرایان در نوامبر سال ۲۰۲۳، پیشرفت‌گرایی و وجدان فردی را دو پایه بنیادین ایرانگرایی برشمردید. به نظر می‌رسد این دو مفهوم بیش از اندازه گنگ و کلی هستند. همچنین، نقش دین زرتشتی یا (همان دین بهی یا کیش مزیسنا) در فرهنگ کلاسیک ایران (پیش از اسلام) چه بوده و در جهان‌نگری ایرانگرایانه چه نقشی دارد؟ آیا برای ایرانگرا بودن، یک ایرانی حتما می‌‌باید زرتشتی باشد؟

  22. 13

    تختخواب چند نفره - بخش دوم

    تختخواب چند نفره: ریشه‌ها، تاریخچه، و پیامدهای اجتماعی تک‌همسریچرا در میان تمدن‌های پیشرفته دوران باستان، از چین و هند تا خاورمیانه و حتی در میان سرخپوستان، تک‌همسری یک هنجار جاافتاده نبود؟نقش تمدن‌های یونانی-رومی در جا افتادن رسم حقوقی تک‌همسری چه بود؟ با آنکه چندهمسری برای هزاران سال یک هنجار پذیرفته‌شده در میان اقوام سامی بود، چگونه تک‌همسری در کیش مسیحیت جا افتاد و یکی از بنیادهای آن گشت؟اگر استعمار اقوام مسیحی-اروپایی در چند صد سال گذشته پیش نیامده و فرهنگ باخترزمینی در جهان چیره نشده بود، آیا تک‌همسری همچنان همین اندازه هنجاری جا افتاده می‌بود و چندهمسری برای ما زشت و ناپسند به شمار می‌آمد؟پیامدهای همبودمانیک (اجتماعی) تک‌همسری چیست؟ آیا این داو (ادعا) درست است که تک‌همسری پایداری همبودمان (جامعه) را بالا می‌برد و از خشونت می‌کاهد؟ تک‌همسری با چه سازوکاری به کاهش خشونت می‌انجامد؟دستکم دو سازوکار می‌توان برای افزایش خشونت در جوامعی که هنجار چندهمسری در آنها چیره است، برشمرد:۱- پدیده مردان مجرد اضافی که همواره آماده و مستعد خشونت هستند،۲- طبقه فرمانروا (شاهان و اشراف) هرچه پسران بیشتری داشته باشند، بویژه اگر این پسران با هم برادر ناتنی باشند، جنگ قدرت و انگیزه برای حذف یکدیگر و به ارث بردن مقام و قدرت در میان آنان بالاتر می‌‌رود.

  23. 12

    تختخواب چندنفره - بخش نخست

    تختواب چندنفره: ریشه‌ها، تاریخچه و پیامدهای اجتماعی تک‌همسریبخش نخستآیا تک‌همسری در انسان‌ها سرشتین (ذاتی) است؟ پیش از بررسی تک‌همسری و چندهمسری در انسان‌ها، خوبست که شیوه‌های جفت‌یابی و نهاد خانواده را در جانوران بویژه پستانداران بررسی کنیم.مدل‌های جفت‌یابی و نهاد خانواده در پستانداران:۱- مدل بی‌پدر: نر‌ و ماده تنها با هم جفتگیری می‌کنند، اما پدر در بزرگ‌ کردن کودکان نقش مهمی ندارد. معمولا حتی تا هنگام زادن کودکان با جفت خود نمی‌ماند. این مدل در گربه‌های خیابانی و بسیاری از گربه‌سانان (جز شیرها) و همچنین خرس‌ها و بسیاری از پستانداران دیگر دیده می‌‌شود. این مدل در انسان نه تنها از دیدگاه اجتماعی، که حتی از دیدگاه زیست‌شناسانه (بیولوژیک) نشدنی است. در مواردی که در جوامع مدرن انسانی این مدل دیده می‌شود، که مثلا درصد بزرگی از کودکان فقیر بویژه بویژه سیاهپوستان در غرب بدون پدر زاده و‌ بزرگ می‌شوند، این مدل مصنوعی و برآمده از دخالت دولت (دولت رفاه) است، یعنی دولت جای پدر/شوهر را گرفته است.۲- مدل ‌قبیله‌-پدری: چند نر که معمولا با هم خویشاوند هم هستند، با چندین ماده (معمولا شمار بیشتری ماده) یک قبیله تشکیل می‌‌دهند و همه با هم جفتگیری می‌کنند. در چنین ساختاری، نه تنها پدر نوزاد معمولا شناخته شده نیست، که حتی رابطه علت و معلولی میان سکس و باروری نیز شناخته شده نیست. در واقع همه نرهای قبیله نقش پدر را برای نوزادان بازی می‌کنند. این مدل در شیران و شامپانزگان دیده می‌شود. چنین گمانه زده می‌شود که پیش از اختراع کشاورزی و یکجانشینی، در زمانی که انسان‌ها شیوه زندگی شکارچی-گردآورنده داشته‌اند، این مدل در بیشتر همبودمان‌ها (جوامع) انسانی نیز چیره بوده است.۳- مدل حرمی: یک نر که زورمند و آلفا است، تا جایی که زورش برسد، شمار فراوانی ماده را دور خود جذب می‌کند و یک حرم تشکیل می‌دهد. او با راندن نرهای دیگر، آنان را از جفتگیری با ماده‌های حرمسرای خود باز می‌دارد. این ساختار در گوریل‌ها و فک‌های دریایی دیده می‌شود.۴- مدل تک‌همسری: یک نر‌ و یک ماده برای همه عمر یا تا زمانی که کودکان‌شان از آب و گل درآیند، به گونه انحصاری با هم هستند. این مدل در برخی گونه‌های نهنگ و دلفین و پرندگان دیده می‌شود.هر همبودمان، جدا از اینکه کدام مدل جفتیابی را برگزیند، دو مساله بنیادین را درباره تولیدمثل می‌باید حل کند.الف- عدم تقارن میان هزینه‌ای که نر و ماده در تولیدمثل می‌پردازند. هزینه که ماده از نظر کالری مصرفی می‌پردازد، معمولا صدها هزار برابر بیش از نر است.ب- چگونگی انتقال اموال به زادگان (نسل) سپسین (بعدی)، چگونه اموال و املاک به زادگان آینده به ارث برسد.

  24. 11

    دین نوین ووک چیست؟ بخش دوم

    ووکیسم یا ووک‌گرایی که با نام‌های تخصصی‌تری همچون «مارکسیسم فرهنگی» یا «نئومارکسیسم پست‌مدرنیستی» نیز شناخته می‌شود، امروزه به شکل دین رسمی غرب در آمده است.این دین هنوز در گامه (مرحله) آغازین - هم‌ارز با دوران تبلیغی حواریون مسیحی در سده‌های نخستین مسیحیت - به سر می‌برد. گسترش آن از نظام دانشگاه‌ها آغاز شد، سپس با تربیت نیروها و کادرهای مومن، به دبیرستان‌ها و دبستان‌ها کشیده شد و همه نظام آموزشی را درگیر کرد. پس از چیرگی بر نظام آموزشی، رسانه‌های نوشتاری و دیداری غرب را قبضه کرد. سپس در دولت و شرکت‌های خصوصی نفوذ کرد و فراگیر شد. گسترش دین ووکیسم نخست از رشته‌های علوم انسانی آغاز شد، سپس به تازگی می‌رود که دانشکده‌های مهندسی و پزشکی و علوم را نیز درنوردد. شباهت‌های دین نوین ووکیسم به دین‌های سنتی ابراهیمی بویژه مسیحیت (ههادامه از بخش نخست): ۴- روش‌شناسی دین ووکیسم بیش از آنکه بر پژوهش‌های تجربی و واقعیت‌های عینی استوار باشد، همانند روایات و احادیث دینی، بر پایه نقل قول و روایات متواتر است.۵- دیدگاه آخرالزمانی: مسیحیت آغازین سخت با باورهای آخرالزمانی آمیخته بود. بیشتر نومسیحیان آغازین ایمانی استوار داشتند که پیش از پایان عمر یا دیدن نوه‌های خود، بازگشت مسیح را به چشم خواهند دید و آخرالزمان فرا خواهد رسید. همچنین، دین‌های ابراهیمی سرشار است از نمونه‌های عذاب و مجازات گروهی اقوامی که در اثر رفاه و خوشگذرانی بیش از اندازه، فاسد شدند، همچون قوم نوح یا لوط.دین نوین ووکیسم نیز آخرالزمان خود را دارد که البته رنگ علمی به آن زده شده است. برای نمونه، بسیاری از ووک‌های امروزی سخت ایمان دارند که در چند سال آینده یا حتی کمتر از ده یا پانزده سال آینده، در اثر گرمایش جهانی یا تغییرات آب و هوایی، زندگی روی زمین نابود خواهد شد یا دستکم آسیب‌های جدی خواهد دید.۶- باور بنیادی به اینکه بیشتر انسان‌ها و جوامع اگر بیش از حد آزاد و مرفه باشند، دچار فساد می‌شوند. این یکی از پایه‌های دین‌های سنتی ابراهیمی بوده و هست. از اینرو، همواره می‌کوشند در میان پیروان خود یک وسواس فکری ایجاد کنند که به محض آنکه با پدیده‌ای لذت‌بخش روبرو می‌شدند، از مراجع دینی بپرسند که آیا این حلال است یا حرام؟دین نوین ووکیسم نیز با گسترش «ملاحظه‌گری سیاسی» یا همان «پولیتیکال کورکتنس» جوی در جامعه می‌سازد که بخش بزرگی از مردم همواره از آزادانه سخن گفتن یا شوخی کردن بترسند و بپرهیزند، همواره در شک باشند که آیا این سخن/شوخی/رفتار «مشکل‌زا» یا همان پروبلماتیک/حرام است یا نه؟تفاوت‌های دین نوین ووکیسم با دین‌های ابراهیمی سنتی (ادامه بخش نخست):۲- دین‌های ابراهیمی به اخلاقیات مطلق و همچنین وجود حقیقت مطلق باورمند هستند، لیکن دین نوین ووکیسم تحت تاثیر پست‌مدرنیسم، در اخلاق نسبی‌گرا است. ووک‌ها حتی باوری به وجود حقیقت عینی (خارج از مناسبات قدرت و سرکوب) ندارند.۳- همه‌ دین‌های سنتی ابراهیمی تولیدمثل و فرزندآوری را تشویق می‌کردند و پسندیده می‌‌دانستند. اما دین نوین ووک به بهانه‌ها و شیوه‌های گوناگون - بهانه‌هایی همچون نگهداری از زیست‌بوم (محیط‌زیست) یا حقوق و آزادی زنان - فرزندآوری را به طور ضمنی نکوهیده می‌دانند یا دستکم تشویق نمی‌کنند. در هر جامعه‌ای که دین نوین ووک چیره شده، رشد جمعیت آن جامعه منفی شده است.اجراکنندگان:شروان فشندیمیلاد آقایی

  25. 10

    دین نوین ووک چیست؟

    دین نوین ووک چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ بخش نخست:پدیده‌ای که در غرب امروزه با عنوان ووکیسم یا ووک‌گرایی شناخته می‌شود، چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟ چرا برخی آن را با عنوان فنی‌تر و تحلیلی‌تر «مارکسیسم فرهنگی» می‌شناسند؟ چرا برخی آن را «مارکسیسم نوین پست‌مدرنیستی» می‌نامند؟آیا آموزه‌های ووکیسم مجموعه‌ای از باورهای علمی (در علوم انسانی) است یا بیشتر به گونه‌ای هویت دینی شباهت دارد؟ آیا ووکیسم می‌رود که به دین رسمی غرب تبدیل شود، چنانکه مسیحیت سرانجام دین رسمی امپراتوری روم شد؟ تفاوت‌های این دین نوین ووک با دین‌های سنتی در چیست؟ نهادها یا همان کلیساهای دین نوین ووک چه هستند؟ اصطلاح کتدرال (حوزه علمیه) که کورتیس یاروین ساخته است و برای اشاره به دانشگاه‌ها و رسانه‌هایی که پایگاه ووکیسم هستند، به چه معناست؟چند نمونه از شباهت‌های دین نوین ووک با مسیحیت سنتی و دیگر دین‌های ابراهیمی:۱- باور به گناه نخستین و جمعی: بنا به باورهای مسیحی، همه انسان‌ها گناهکار زاده می‌شوند و گناه نخستین را از آدم و حوا که از فرمان خدا سرپیچی کردند و میوه ممنوعه را خوردند، به ارث می‌برند. در دین نوین ووک، همه سفیدپوستان گناه نژادپرستی را به صورت جمعی به ارث برده‌اند، حتی اگر در عمل هیچ تبعیضی علیه هیچ رنگین‌پوستی قائل نشوند. به همین روال، همه مردان گناه زن‌ستیزی را به ارث برده‌اند، همه دگرجنسگرایان گناه همجنسگراستیزی را، همه سیس‌جندرها گناه تراجنسگراستیزی را، و همه کسانی که معلولیت ندارند، گناه معلول‌ستیزی را به صورت جمعی به ارث برده‌اند.۲- این گناه نخستین و جمعی تنها با ایمان به مسیح پاک می‌شود، چون مسیح بر سر چلیپا (صلیب) زجر کشید و کشته شد و همه گناهان بشر را شست و آمرزاند.در دین نوین ووک نیز گناهان جمعی تنها بدینسان آمرزیده و پاک می‌شوند که گناهکاران (سفیدپوستان، مردان، دگرجنسگرایان…) به گناهکاری جمعی خود اعتراف کنند و دین نوین ووک را بپذیرند.۳- صرف زجر کشیدن در راه اهداف متعالی فضیلت می‌آورد. مسیحیان قرون وسطا برای دستیابی به فضیلت، به خود زجر و گرسنگی می‌دادند و با تازیانه‌ای که تیغ و خرده شیشه به آن بسته بودند، بر پشت خود می‌کوبیدند. این رنج و زجر کشیدن به صرف خود رنج کشیدن، نه به دلیل کار و تولید، انسان را فضیلت‌مند می‌سازد.بسیاری از سیاست‌های محیط‌زیستی ووک هیچ کمک محسوسی به زیست‌بوم (محیط‌زیست) نمی‌رساند. تنها باورمندان به دین نوین ووک و همچنین بی‌باوران (کافران) را به رنج و زحمت می‌اندازد. یک تفاوت بنیادی بین دین نوین ووک و دین‌های سنتی ابراهیمی:۱- دین‌های ابراهیمی معمولا یک پیامبر یا بنیانگذار داشتند که همه پیروان و نظریه‌پردازان و مومنان پس از آنان، به آنان استناد می‌کردند و می‌کوشیدند با تفسیر سخنان و رفتار آن بنیانگذار، نظر خود را به کرسی بنشانند. اما دین نوین ووک بنیانگذار مشخصی ندارد و دستکم تاکنون همواره و پیوسته در حال فرگشت بوده است.

  26. 9

    به چپ، چپ یا به راست، راست؟

    به چپ چپ یا به راست راست؟تفا‌وت‌های بنیادین بین نگرش راست و‌ چپ به جامعه و سیاستریشه‌های دو اصطلاح چپ و‌ راست در سیاست چیست و از کجا این واژگان در علوم سیاسی باب شد؟احزاب و شخصیت‌هایی که در اواخر قرن هجدهم در مجلس فرانسه در سمت راست می‌نشستند با آنها که در سمت چپ مجلس می‌نشستند، چه تفاوت‌های بنیادینی در نگرش خود به جامعه داشتند؟ این اختلاف دیدگاه‌ها چگونه به انقلاب فرانسه، سپس سرنگونی پادشاهی بوربون‌ها، اعدام پادشاه و ملکه، اعدام‌های دوران ترمیدور، جنگ‌های سراسری در اروپا، و سرانجام روی کار آمدن ناپلئون انجامید. دیدگاه‌های چپگرایان در انقلاب‌های فرانسه، روسیه، اسپانیا، و انقلاب سال ۵۷ ایران چه شباهت‌هایی داشتند؟ادموند برک - فیلسوف و سیاستمدار بریتانیایی - چه نقدهایی به انقلاب فرانسه داشت و چرا از آغاز آن را محکوم به شکست می‌دانست؟چرا هم در زیست‌شناسی و هم در مهندسی، سامان‌های (سیستم‌های) پیچیده به سختی پدیدار می‌شوند، اما به سادگی فرومی‌پاشند؟ چرا هم در زیست‌شناسی و هم در مهندسی، جهش‌ها و تغییرات بزرگ معمولا به آسیب (و نه بهبود) می‌انجامد؟تفاوت بنیادین دیگر میان دیدگاه راستگرا و چپگرا در مسائل سیاسی و اجتماعی: چرا چپگرایان بر این باور هستند که مشکلات کلان جامعه، راه حل دارند؛ اما راستگرایان بر این باورند که مشکلات پیچیده اجتماعی راه حل ندارند، تنها به سازش یا بده‌بستان‌هایی رسید که اندکی بهتر از پیش باشد؟پیچیدگی مفاهیم چپ و راست در سده بیست و یکم: چپ و راست را می‌باید در بعدهای گوناگون جدا جدا بررسی کردز ابعادی همچون اقتصاد، فرهنگ، روابط بین‌الملل، مساله مهاجرت، و …اجراکنندگان: شروان فشندی و شاهین نژاد

  27. 8

    یکی‌می‌خواهی یا دو تا؟

    آیا جز هوش، عوامل دیگری هم در زندگی ما تاثیرات قابل‌توجهی دارند؟ آزمون مارشملو یا شیرینی چیست؟ این آزمون نخستین بار بیش از شصت سال پیش انجام شد و در‌ آن، یک شیرینی مارشملو را روبروی کودک می‌گذاشتند و هنگام ترک اتاق به او می‌گفتند اگر مدتی صبر کنی و شیرینی را نخوری، برگزارکننده آزمون پس از بازگشت، یک‌ شیرینی دیگر به عنوان جایزه به تو می‌دهد و دو‌ شیرینی برای خوردن خواهی داشت.برخی روانشناسان مدعی هستند که همین آزمون ساده در دوران کودکی، می‌تواند توانایی انسان‌ها در به تعویق انداختن لذت یا همانDelaying gratification را نه تنها در کودکی که با تقریب خوبی در سراسر زندگی پیش‌بینی کند، و این توانایی با بسیاری از پیامدها در زندگی ضریب همبستگی‌ بالایی دارد، پیامدهایی همچون میزان درآمد، احتمال ارتکاب جرم، احتمال طلاق، داشتن فرزندان خارج از ازدواج و …آیا توانایی به تعویق انداختن لذت با ضریب هوشی یکی است یا با آن تنها ضریب همبستگی دارد؟ آیا این توانایی یک بعد مستقل از ضریب هوشی است که می‌تواند در زندگی ما تاثیرگذار باشد؟توانایی به تعویق انداختن لذت در میان فرهنگ‌ها و اقوام گوناگون چه تفاوتی دارند؟ آیا فرگشت یافتن در آب و هوای گوناگون بر این توانایی تاثیر گذاشته است؟

  28. 7

    همسایه‌ها خانه نیستند

    🎙️پادکست بسیار هم خوباپیزود ششمهمسایه‌ها خانه نیستند - بخش دوملینک شنیدن پادکست در پلتفرم‌های گوناگونhttps://linktr.ee/bhk_podcastدر کهکشان راه شیری میلیاردها ستاره وجود دارد، و گرد بسیاری از این ستارگان، سیاره‌هایی می‌چرخند که به زمین ما بی‌شباهت نیستند. در برخی چه بسا ممکن است حتی آب به حالت مایع باشد. همچنین میلیاردها کهکشان دیگر بزرگ‌تر از کهکشان راه شیری در کیهان وجود دارند.پس چرا در میان این میلیاردها میلیاردها سیاره، هیچیک نشانی از زندگی هوشمند ندارند؟ یا اگر در آنها موجودات زنده (و شاید هوشمند) هست، هیچیک پیامی‌ به ما نمی‌فرستند؟ یا اگر می‌فرستند، چرا ما دریافت نمی‌کنیم؟آیا ما انسان‌ها و کره زمین در کیهان تنها هستیم؟ یا اینکه همسایه‌هایی داریم؟ اگر همسایه‌ها خانه هستند، چرا چراغی روشن نمی‌کنند؟یکی از نخستین فیزیکدانانی که به این تناقض‌نما (پارادوکس) پرداخت، انریکو فرمی بود. در این دو‌ بخش از پادکست، فرضیات گوناگونی که شاید بتواند به تناقض‌نمای فرمی پاسخ دهد، بررسی می‌کنیم.اجراکنندگان:شروان فشندیدانیال جعفریآدرس تلگرام👇🏼🆔@BHK_Podcast

  29. 6

    همسایه‌ها خانه نیستند - بخش یکم

    🎙️پادکست بسیار هم خوبدر کهکشان راه شیری میلیاردها ستاره وجود دارد، و گرد بسیاری از این ستارگان، سیاره‌هایی می‌چرخند که به زمین ما بی‌شباهت نیستند. در برخی چه بسا ممکن است حتی آب به حالت مایع باشد. همچنین میلیاردها کهکشان دیگر بزرگ‌تر از کهکشان راه شیری در کیهان وجود دارند. پس چرا در میان این میلیاردها میلیاردها سیاره، هیچیک نشانی از زندگی هوشمند ندارند؟ یا اگر در آنها موجودات زنده (و شاید هوشمند) هست، هیچیک پیامی‌ به ما نمی‌فرستند؟ یا اگر می‌فرستند، چرا ما دریافت نمی‌کنیم؟آیا ما انسان‌ها و کره زمین در کیهان تنها هستیم؟ یا اینکه همسایه‌هایی داریم؟ اگر همسایه‌ها خانه هستند، چرا چراغی روشن نمی‌کنند؟یکی از نخستین فیزیکدانانی که به این تناقض‌نما (پارادوکس) پرداخت، انریکو فرمی بود. در این دو‌ بخش از پادکست، فرضیات گوناگونی که شاید بتواند به تناقض‌نمای فرمی پاسخ دهد، بررسی می‌کنیم.اجراکنندگان: شروان فشندیدانیال جعفری

  30. 5

    آیا تحصیلات دانشگاهی اتلاف وقت است؟ بخش دوم

    🎙️پادکست «بسیار هم خوب»جستار: آیا تحصیلات دانشگاهی اتلاف وقت است؟ بخش دوم دانیال و شروان به این موضوعات درباره تحصیلات دانشگاهی پرداختند:آیا تحصیلات دانشگاهی ، کلید موفقیت آینده است؟آیا دانشگاه ماشین استعدادیابی است که کارفرمایان را در پیدا کردن کارمندانی موفق یاری می‌رساند؟یا اینکه دانشگاه ابزاری برای رساندن این پیام است که من سعی و تلاش فراوان می‌کنم و در حرفه آینده‌ام حتی اگر آموزش ندیده باشم می‌توانم جبران بکنم؟پاسخ این و بسیاری پرسش‌های دیگر را در این بخش پادکست بسیار هم خوب بیابید.اجراکنندگان:دانیال جعفریشروان فشندی

  31. 4

    آیا تحصیلات دانشگاهی اتلاف وقت است؟ بخش یکم

    در این بخش، دانیال و شروان به این موضوعات درباره تحصیلات دانشگاهی پرداختند:آیا تحصیلات دانشگاهی ، کلید موفقیت آینده است؟ آیا دانشگاه ماشین استعدادیابی است که کارفرمایان را در پیدا کردن کارمندانی موفق یاری می‌رساند؟یا اینکه دانشگاه ابزاری برای رساندن این پیام است که من سعی و تلاش فراوان می‌کنم و در حرفه آینده‌ام حتی اگر آموزش ندیده باشم می‌توانم جبران بکنم؟ پاسخ این و بسیاری پرسش‌های دیگر را در این بخش پادکست بسیار هم خوب بیابید.

  32. 3

    پادکست بسیار هم خوب - کیک خامه‌ای و پورن چه شباهت‌هایی دارند؟

    لگام یا ترمز آغلتشی (فرگشتی) چیست؟ کدام تمایلات ما به گونه زاداریک (طبیعی) لگام دارند و کدام ندارند؟ چرا می‌باید این لگام‌ها را در مدیریت زندگی خود در نظر بگیریم؟اجراکنندگان:دکتر شروان فشندیدکتر دانیال جعفری

  33. 2

    پادکست بسیار هم خوب - مهاجرت - بخش دوم

    اپیزود مهاجرت - پادکست بسیار هم خوببخش دوم،در بخش دوم این جستار درباره پیامدهای مهاجرت‌های قانونی و غیرقانونی گفتارمان را ادامه خواهیم داد‏- مهاجرت قانونی و غیرقانونی چه پیامدهای مانداشتیگ (اقتصادی) و همبودمانیک (اجتماعی) دگرسانی دارند؟‏- مهاجرت نیروی کار کم‌‌مهارت و پرمهارت چه پیامدهای مانداشتیگ و همبودمانیک دگرسانی دارند؟‏- اینکه مهاجران تشویق شوند آداب و رسوم جامعه میزبان را فراگیرند با سیاست چندفرهنگی multiculturalism که مهاجران را تشویق می‌کند آداب و رسوم خود را حفظ کنند، چه پیامدهای مانداشتیگ و همبودمانیک دگرسانی دارند؟‏- بحران مهاجران غیرقانونی کم‌مهارت در غرب و ایران چه همسانی‌ها (شباهت‌ها) و دگرسانی‌هایی (تفاوت‌هایی) دارند؟اجراکنندگان: دکتر شروان فشندی، دکتر دانیال جعفری

  34. 1

    پادکست بسیار هم خوب - مهاجرت، بخش یکم

    اپیزود نخست - پادکست بسیار هم خوبمهاجرت - بخش یکم، درباره موضوع مهاجرت:‏- مهاجرت قانونی و غیرقانونی چه پیامدهای مانداشتیگ (اقتصادی) و همبودمانیک (اجتماعی) دگرسانی دارند؟‏- مهاجرت نیروی کار کم‌‌مهارت و پرمهارت چه پیامدهای مانداشتیگ و همبودمانیک دگرسانی دارند؟‏- اینکه مهاجران تشویق شوند آداب و رسوم جامعه میزبان را فراگیرند با سیاست چندفرهنگی multiculturalism که مهاجران را تشویق می‌کند آداب و رسوم خود را حفظ کنند، چه پیامدهای مانداشتیگ و همبودمانیک دگرسانی دارند؟‏- بحران مهاجران غیرقانونی کم‌مهارت در غرب و ایران چه همسانی‌ها (شباهت‌ها) و دگرسانی‌هایی (تفاوت‌هایی) دارند؟اجراکنندگان: دکتر شروان فشندی، دکتر دانیال جعفری

Type above to search every episode's transcript for a word or phrase. Matches are scoped to this podcast.

Searching…

We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.

No matches for "" in this podcast's transcripts.

Showing of matches

No topics indexed yet for this podcast.

Loading reviews...

ABOUT THIS SHOW

پادکستی درباره موضوعات علمی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، برای آنانکه می‌خواهند صداهایی متفاوت بشنوند.

HOSTED BY

FILR

CATEGORIES

URL copied to clipboard!