#
Title
1

غزل شمارهٔ ۸: ز اندازه بیرون تشنه‌ام ساقی بیار آن آب را

2

9 گر ماه من برافکند از رُخ نقاب را

3

غزل شمارهٔ ۶: پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

4

غزل شمارهٔ ۴: اگر تو فارغی از حال دوستان یارا

5

غزل شمارهٔ ۲: ای نفسِ خرّمِ بادِ صبا

6

غزل شمارهٔ ۱۱۴- دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست

7

غزل شمارهٔ ۱۰۴- مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست

8

غزل شمارهٔ ۱۰۳- ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست

9

غزل شمارهٔ ۱۰۲- تا دست‌ها کمر نکنی بر میان دوست

10

غزل شمارهٔ ۱۰۱- ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست2

11

غزل شمارهٔ ۱۰۰- این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست ves1

12

2غزل شمارهٔ ۹۹- صبح می‌خندد و من گریه کنانversion 2 از غم دوست

13

1غزل شمارهٔ ۹۹- صبح می‌خندد و من گریه کنان از غم دوست

14

غزل شمارهٔ ۹۸- گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست

15

غزل شمارهٔ ۹۷- صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست

16

غزل شمارهٔ ۹۵- آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست

17

غزل شمارهٔ ۹۴- خورشید زیر سایه زلف چو شام اوست

18

غزل شمارهٔ ۹۱- سفر دراز نباشد به پای طالب دوست

19

غزل شمارهٔ ۹۰- سرمست درآمد از درم دوست

20

غزل شمارهٔ ۸۹- بتا هلاک شود دوست در محبت دوست

21

غزل شمارهٔ ۸۸- با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست

22

غزل شمارهٔ ۸۷- گر کسی سرو شنیده‌ست که رفته‌ست این است

23

غزل شمارهٔ ۸۶- بخت جوان دارد آن که با تو قرینست

24

غزل شمارهٔ ۸۴- ز من مپرس که در دست او دلت چونست

25

غزل شمارهٔ ۸۳- مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست

26

غزل شمارهٔ ۷۹- این باد بهار بوستان است

27

غزل شمارهٔ ۷۸- امشب به راستی شب ما روز روشن است

28

غزل شمارهٔ ۷۷- بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است

29

غزل شمارهٔ ۷۶- یارا بهشت صحبت یاران همدمست

30

غزل شمارهٔ ۷۵- کارم چو زلف یار پریشان و درهمست

31

غزل شمارهٔ ۷۳- دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست

32

غزل شمارهٔ ۷۲- پای سرو بوستانی در گل است

33

غزل شمارهٔ ۷۱- دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است

34

غزل شمارهٔ ۶۸- چشمت خوشست و بر اثر خواب خوشترست

35

غزل شمارهٔ ۶۶- هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است

36

غزل شمارهٔ ۶۳- از هر چه می‌رود سخن دوست خوشتر است

37

غزل شمارهٔ ۶۲- ای لعبت خندان لب لعلت که مزیده‌ست؟

38

افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست 61

39

غزل شمارهٔ ۶۰- شب فراق که داند که تا سحر چند است

40

1) این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمده ست ؟ : یا مَلَک در صورت مردم به گفتار آمده ست ؟ 59

41

اتّفاقم به سر کوی کسی افتاده ست : که در آن کوی چو من کشته بسی افتاده ست غزل ۵۸ سعدی

42

هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست 57

43

56 -47 ای کآب زندگانی من در دهان توست

44

غزل شمارهٔ ۴۹- خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست

45

سرو چمن پیش اعتدال تو پست است 45-54

46

مجنون عشق را دگر امروز حالت است 46-55

47

آن ماه دو هفته در نقاب است ؟ 44-52

48

آن نه زلف است و بُناگوش ، که روز است و شب است43-51

49

عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست 42-50

50

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست 41

51

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست 41-48

52

سلسلهٔ موی دوست حلقه دام بلاست 40--47

53

بوی گل و بانگ مرغ برخاست 44-39

54

اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست.38

55

دیر آمدی ای نگار سرمست 37

56

چنان به موی تو آشفته‌ام به بوی تو مست 36

57

بی تو حرام است به خلوت نشست 35

58

چه دل ها بردی ای ساقی به ساقِ فتنه انگیزت 34

59

مپندار از لبِ شیرین عبارت 33

60

بنده وار آمدم به زنهارت 32

61

31 دوست دارم که بپوشی رُخِ همچون قمرت

62

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت30

63

28 چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت

64

معلمت همه شوخی و دلبری آموخت 29

65

متناسبند و موزون حرکات دلفریبت 27

66

ماهرویا! روی خوب از من متاب26

67

ما را همه شب نمی‌برد خواب 25

68

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها 24d

69

رفتیم ، اگر ملول شدی از نشستِ ما : فرمای خدمتی که برآید ز دستِ ما23

70

22 من بدین خوبیّ و زیبایی ندیدم روی را : وِاِین ولّاویزیّ و دلبندی نباشد موی راd

71

21تفاوتی نکند قدرِ پادشایی را : که التفات کند کمترین گدایی را

72

لاابالی چه کند دفتر دانایی را ؟ 20

73

کمانِ سخت که داد آن لطیف بازو را ؟ 19

74

ساقی بده آن کوزۀ یاقوت روان را 18

75

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را ؟ 17

76

16- تا بُوَد بارِ غمت بر دلِ بی هوش ، مرا

77

غزل شماره 15

78

غزل شماره ۱۴امشب سبکتر می زنند این طبلِ بی هنگام را

79

غزل شماره ۱۲ و ۱۳وه که گر من باز بینم روی یارِ خویش را

80

۵- شبِ فِراق نخواهم دواجِ دیبا راVersion 2

81

وقت طَرَب خوش یافتم آن دلبرِ طنّاز را ​غزل ۱۱

82

10 با جوانی سرخوش است این پیر بی تدبیر را

83

7مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا

84

-5 شبِ فِراق نخواهم دواجِ دیبا را

85

-غزل۳رویِ تو خوش می نماید آینۀ ما

86

غزل شمارهٔ ۱: اوّلِ دفتر به نامِ ایزدِ دانا

87

golestan 22گلستان با کیوان ورد پایان

88

Golestan 21--گلستان با کیوان ورد ۲۱

89

golestan 20 - گلستان با کیوان ورد ۲۰

90

Golestan 19 -گلستان با کیوان ورد ۱۹

91

golestan 18.گلستان با کیوان ورد ۱۸

92

Golestan 17 گلستان با کیوان ورد ۱۷

93

golestan 16. --گلستان با کیوان ورد ۱۶

94

golestan 15 --گلستان با کیوان ورد ۱۵

95

golestan 14 --گلستان با کیوان ورد ۱۴

96

Golestan 13 --گلستان با کیوان ورد ۱۳

97

golestan 12 --گلستان با کیوان ورد ۱۲

98

Golestan 11 --گلستان با کیوان ورد ۱۱

99

golestan 10- گلستان با کیوان ورد ۱۰

100

golestan ba var 9 گلستان با کیوان ورد ۹

101

گلستان با کیوان ورد ۸

102

گلستان با کیوان ورد ۷

103

گلستان سعدی با کیوان ورد۶ golestan 6

104

گلستان سعدی با کیوان ورد۵.

105

گلستان سعدی با کیوان ورد۴

106

گلستان سعدی 3

107

گلستان با کیوان ورد 2

108

.گلستان با کیوان ورد

109

Golestan Sadi intro. معرفی گلستان با کیوان ورد