PODCAST · arts
saadia / سعدیا
by farshad shahri
|خوانش غزلیات سعدی هر اپیزود شامل یک غزل تدوین شده با موسیقی از یک آهنگساز ایرانی است | در پایان هر ۱۰ غزل یک فایل شامل ۱۰ غزل پیشین بدون موسیقی منتشر میشود
Episodes
-
کس به چشمم در نمیآید که گویم مثل اوست-غزل 92
|موسیقی: فرهاد فخرالدینی| |بیت نخست| کس به چشمم در نمیآید که گویم مثل اوست خود به چشم عاشقان صورت نبندد مثل دوست |متن غزل در گنجور| https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh92
-
سفر دراز نباشد به پای طالب دوست-غزل91
|موسیقی: فرخزاد لایق| خوانش این غزل تقدیم میشود به ایشان| |بیت نخست| |سفر دراز نباشد به پای طالب دوست که زندهٔ ابدست آدمی که کشتهٔ اوست| |متن غزل در گنجور| https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh91
-
بدون تدوین-غزل81 تا 90
فایل آرشیوغزلهای ۸۱ تا ۹۰ بدون تدوین با موسیقی
-
سرمست درآمد از درم دوست-غزل 90
|موسیقی: مهبد شفیع نژاد| |بیت نخست| سرمست درآمد از درم دوست لب خندهزنان چو غنچه در پوست |متن غزل در گنجور| https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh90
-
بِتا هلاک شود دوست در محبت دوست-غزل 89
|موسیقی: پیمان یزدانیان| بیت نخست: بِتا هلاک شود دوست در محبت دوست که زندگانی او در هلاک بودن اوست متن غزل در گنجور https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh89
-
با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست-غزل 88
|موسیقی: کامبیز روشنروان| بیت نخست با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست صورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوست متن غزل در گنجور https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh88
-
گر کسی سرو شنیدهست که رفتهست این است- غزل 87
|موسیقی: کریستف رضاعی| بیت نخست: گر کسی سرو شنیدهست که رفتهست این است یا صنوبر که بناگوش و برش سیمین است https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh87
-
بخت جوان دارد آن که با تو قرین است-غزل 86
|موسیقی: پیمان یزدانیان| بیت نخست بخت جوان دارد آن که با تو قرین است پیر نگردد که در بهشت برین است https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh86
-
با همه مهر و با منش کینست- غزل 85
|موسیقی: کیهان کلهر| بیت نخست: با همه مهر و با منش کینست چه کنم حظ بخت من اینست |متن غزل در گنجور| https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh85
-
ز من مپرس که در دست او دلت چون است-غزل 84
|موسیقی: علیرضا عجمی بختیاروند| بیت نخست: ز من مپرس که در دست او دلت چون است ازو بپرس که انگشتهاش در خون است https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh84
-
مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست-غزل 83
|موسیقی: کارن همایونفر| مگر: قطعا| معاینه: آشکارا دیدن| مضایقه: خودداری و دریغ| اقتدار: توان| غمگسار: غمخوار| مسکین: بیچاره| بیت۱۰: اگر خواست تو ناکامی من است، برای من کامیابی و ناکامی فرقی نمیکند، من تنها خواستار خواستهی تو هستم
-
هزار سختی اگر بر من آید، آسان است-غزل 82
|موسیقی: مرتضی حنانه| صوابگویان: راستگویان، درستگویان| حظّ روحانی: بهره معنوی| دواب: چهارپایان| هر آینه: قید مرکب در معنای بیشک، بیتردید| اولیتر: شایستهتر| بیت ۱۰: (مصرع اول) من نفس خود را مبرّا نمیدانم و آن را از هوای نفس پاک نمیشمارم [اشاره به آیه: «و ما اُبَرِّی ءُ نَفْسی…
more -
چه روی است آن که پیشِ کاروان است؟-غزل 81
|موسیقی: روحالله خالقی| مگر: انگار، گویی| سلیمان: پسر داوود از پیغمبران و پادشاهان بنیاسرائیل| عماری: کَجاوه و مَحمِل| جوف: میان| برج: هر ماه ۳۰ یا ۳۱ روزه| زهی: افسوس| بدار: مهلت بده| مهر: خورشید| میغ: ابر| غدر: بیوفایی و پیمانشکنی| پنجه کردن: کنایه از زورآزمایی کردن
-
بدون تدوین-غزل71 تا 80
بدون تدوین| غزل ۷۱ تا ۸۰
-
این خط شریف از آن بنان است- غزل 80
|موسیقی: کریستف رضاعی| •خط: دستخط| بنان: انگشت| نُقلِ حدیث: سخن شیرین| عَبیر: نام ماده خوشبویی که از صندل و گلاب و مشک میسازند| ساخت: درگاه| مگر: حتماً، بیگمان| خُتن: سرزمینی در ترکستان| عبارت لطیف: طرز بیانِ مهرآمیز| کفایتِ بیان: فصاحت و زبانآوری| منطق: سخن و گفتار| شکرفشان: کنایه از محبوب...
-
این باد بهار بوستان است؟-غزل 79
|موسیقی: کریستف رضاعی، مسعود شعاری| خط: نخست: دست خط, دوم: موی تازه رسته رخسار| مرغ: استعاره از عاشق| وقتِ آشیان است: زمان آن فرا رسیده که به آشیانه بازگردی| بیت ۹: دلآزردگی یاران همدم از یکدیگر و جدایی از هم همانند دوری و جدایی میان جسم و جان است که دردناک است| حِبْر: مرکّب| دُخان: دودی که از…
more -
روزی بزرگ میگذرد-میان برنامه
موسیقی: پیمان یزدانیان شعر از بیژن الهی میان برنامه
-
امشب به راستی شب ما روز روشن است-غزل 78
|موسیقی: کارن همایونفر| علیرغم: بر خلافِ مِیل| نَکهَت: بوی خوش| قول: گفتار، سخن| مُعَلَق: گرفتار و در بند| سایه برنگرفتن: عنایت و پشتیبانی از کسی دریغ کردن| خوشهچین: آنکه از حاصل کار(دانش،هنر یا خرمن) کسی اندکی برگیرد. ریزهخوار| فراخ: گشادگی| مجال: میدان، عرصه| چشمِ سوزن: سوراخ سوزن، کنایه از...
-
بر من که صبوحی زدهام خرقه حرام است-غزل 77
|موسیقی: پیمان یزدانیان| صبوحی: شرابی که در صبح بنوشند| خمر: باده، شراب| مُحْتَسِب: مأمور رسیدگی به اجرای احکام شرعی| خام: کنایه از فرد بیتجربه| اندیشه بردن: نگران بودن| کام:(نخست: دهان؛ دوم: آرزو)
-
یارا بهشت صحبت یاران همدم است-غزل 76
|موسیقی: پیمان یزدانیان| هر دَم: هر لحظه| دیو: نوعی از شیطان| ربیع: ایهام؛ فصل بهار، ماه قمری ربیعالاول یا ربیعالثانی| محرّم: ممنوع| سنگدل: بیرحم| خونِ تازه: خون گرم و جهنده| مرهم: دارویی که بر زخم گذارند| مُمسِک: بخیل و خسیس
-
کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است-غزل 75
|موسیقی: پیمان یزدانیان| • پُرخَم: کنایه از اندوه بسیار| غم(مصرع اول بیت دوّم): این غم محصول عشق است| شادی: به سلامتی| دور: «ایهام» روزگار، حلقهٔ شرابخواران| داد دادن: حق چیزی را ادا کردن| مُلک: فرمانروایی. معنای بیت ۴: اینگونه که دل من حق هر غم را به تمامی ادا میکند(تا آنجا که میتواند غم…
more -
شراب از دست خوبان سلسبیلست-غزل 74
|موسیقی: کارن همایونفر| سلسبیل: نام چشمهای در بهشت که در قرآن نیز به آن اشاره شده| سَبیلبودن خون: رایگان بودن جان| رُطب: استعاره از لب معشوق| چاشنی: مزه، حلاوت و شیرینی| خرما بر نخیل: کنایه از دور از دسترس بودن| وسمه: گیاهی برای رنگ کردن ابرو| خَضیب: رنگ شده| کَحیل: چشم سرمه کشیده| قَتیل: کشته...
-
دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست-غزل 73
|موسیقی: پوریا اخواص، کاوه صالحی| • دیده برگرفتن: صرف نظر کردن| صباح: بامداد| مُقبل: نیک و خوشبخت| چاه زَنخدان: استعاره از گودی چانه| شفا: درمان| قدم بیرون نهادن: کنایه از ترک کردن کاری| باش: بگذار| ساربان: شُتربان| «بیت ۱۰»-منزل(مصرع اول) توقفگاه؛ منزل(مصرع دوم) مُقام| خو باز کردن ترک عادت کردن
-
پای سرو بوستانی در گِل است-غزل 72
|موسیقی: حسین علیزاده| طالعش میمون: سرنوشتش خجستهست| مُقبل: خوشبخت| شَنعَت(شُنعت): سرزنش| دعوی: دادخواهی| مُستعجِل: عجلهکننده| بَذل: بخشش| مجنون: دیوانه، شیدا
-
دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است-غزل71
|موسیقی: کامبیز روشنروان| مگر: همانا| توبه: بازگشتن از گناه| آبگینه بر سنگ: حکایت سنگ و شیشه که به آسانی شکسته میشود| خُفیه: خَفا، پنهانی| باد در چنگ است: کنایه از کار بیهوده| بیمشاهدهات: بدون دیدار روی تو| فراخنا: مقابل تنگنا، گشادگی| حَبَشی: منسوب به حبشه کشور سیاهان در شرق آفریقا| خودرنگ:...
-
بدون تدوین-غزل61 تا 70
بدون تدوین| غزل ۶۱ تا ۷۰
-
ای که از سرو روان قد تو چالاکترست-غزل 70
|موسیقی: پیمان یزدانیان| حَربه: وسیله یا عملی که از آن برای رسیدن به هدف استفاده میکنند، آلت جنگ مثل شمشیر| اَجَل: زمان مرگ| چُست: سریع| چالاک: تند و سریع|
-
عشرت خوش است و بر طرف جوی خوشترست-غزل 69
|موسیقی: پیمان یزدانیان| عِشرت: خوشگذرانی| سَماع: در لغت به معنای «شنیدن». در اصطلاح ِ صوفیه به معنای «خوانندگی، نوازندگی، پایکوبی و نیز مطلقِ موسیقی» به کار رفته| سَمَن: یاسمن| خُمار: در اینجا حالت مستی| شقایقِ خودروی: در اینجا سرخی گونهی معشوق| گو مَباش: گیرم نباشد| خوشخوی: خوش اخلاق| حدیث:...
-
چشمت خوش است و بر اثر خواب خوشتر است-غزل 68
|موسیقی: حسین علیزاده| خوش: زیبا| بر اثر خواب خوشتر است: زیرا خواب حالتِ خمار آن را دو چندان میکند| زنهار: اَمان(در اینجا بیانگر تحسین است)| خنده(بیت دوّم): شِکُفتگی| سیراب: پُرطراوت| گفتم: با خود گفتم| خوابِ خوشَم بود: «م» در اینجا ضمیر مفعولیست، یعنی «مرا آرزوی خواب خوش بود»| یک زمان: یک…
more -
فریاد من از فراق یار است-غزل 67
موسیقی: حسین علیزاده| افغان: فریاد، ناله، زاری. «وَافغان» را «وَفغان» بخوانید. در چاپِ یغمایی «افغان» آمده.| نگار(مصرع۴): نقش، نقاشی. «رخسارهٔ من به خونْ نگار است» یعنی « چهرهٔ من با اشکِ خونینم نقش و نگار یافته»| فُرقَت: جدایی| آوَخ: دریغا، افسوس| فگار: اَفگار، آزرده
-
هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است-غزل 66
موسیقی: مهدی مهراد، آسو کهزادی| صاحبنظر: کسی که از بینش و ادراک درست برخوردار است| بصر: دیده، چشم| نَفَسم صادق نیست: راستگو نیستم، در ادعای خود صادق نیستم| آدمیصورت: کسی که شکل و شمایل انسان دارد| آدمیخوی: کسی که از نظر اخلاق و باطن انسان است، انسان واقعی| مُسْتَسْقی: در این بیماری فرد مدام...
-
عیب یاران و دوستان هنر است-غزل 65
موسیقی: کریستف رضاعی| عیب: بدی| هنر: حُسن، فضل| مُهرِمِهر: نشان عشق| نقشِ بر حَجَر: نوشتهی حک شده روی سنگ(کنایه از چیزِ ثابت و ماندگار)| منظور: موردِ توجه| گو: بُگذار| جانِمعنی: جانی که از جنس معنویت باشد| پراکندگان: انسانهای پریشان حال| شیرین: عزیز| دونِ قدرِ اوست: در خور او نیست| حدِّامکان:...
-
این بوی روحپرور از آن خوی دلبر است-غزل 64
موسیقی: کامبیز روشن روان| نافه: کیسهای به اندازه یک نارنج در زیر شکم آهوی نرِ خُتَن، در زیر پوست که مادهای قهوهای رنگ و روغن مانند و خوش بو به نام مُشک بیرون میآید| مرغِ آشنا: احتمالا مراد «بُلبُل» است| کَصحاب: که اصحاب، زیرا یاران| مِسمار: میخ| حریفان: یاران|
-
از هرچه میرود، سخنِ دوست خوشتر است-غزل 63
موسیقی: پیمان یزدانیان| میرود: فعل «رفتن» در اینجا یعنی «گفته شدن، بر زبان جاری شدن»| روحپَرور: جان بخش| وجودِ حاضرِ غایب: وجود در اینجا به معنای «شخص، کَس» است و البته «وجود» در شعر سعدی و حافظ به معنای «تَن و بدن» نیز است| گو: بُگذار| شمع گو بمیر: بگذار شمع خاموش شود|چون: وقتی| مُنوّر: روشن|...
-
اِی لُعبتِ خندان لبِ لَعلَت که مَزیدهست؟-غزل 62
موسیقی: میلاد درخشانی| لُعبت: محبوب زیبارو| لعل: سنگ قیمتی به رنگ سرخ روشن| که: چه کسی| مزیدن: چشیدن| بِهْ: میوهٔ بِه، در اینجا استعاره از «چانهٔ محبوب»| خِضْر: به روایا کسیست که به سبب نوشیدن آب حیات عمر جاودان یافت| حلالت نکنم: به تو روا ندارم، حرامت باشد| چشمهٔ حیوان: چشمه آبِ حیات|…
more -
افسوس بر آن دیده که روی تو ندیدهست-غزل 61
موسیقی: کامبیز روشن روان| افسوس بر آن دیده: باید به حال آن چشم تأسف خورد| مدَّعیان: کسانی که ادعای زهد و تقوا دارند| نقش: پیکر| پری: در اینجا استعاره از معشوق بسیار زیبا| دایرهی نیمه کشیدهست: نیمدایره رسم کرده| پایْ به سنگیت برآید: یعنی «بزخورد کردن پای کسی به سنگ و در نتیجه زمین خوردن او|...
-
بدون تدوین-غزل 51 تا 60
بدون تدوین| غزل 51 تا 60
-
شب فراق که داند که تا سحر چندست-غزل 60
موسیقی: پیمان یزدانیان| فراق: جدایی| چند است؟ : چقدر طول میکشد| گرفتم: گیرم، بر فرض| مِهرگُسِل: قطع کنندهٔ رشتهٔ محبت، بیوفا| با: به رَغمِ| بیخ: ریشه| «که» در بیت ۹ : «تا»| گُلآکَنْد: پر از گل| سودا: خیال| کاهبرگ: برگِ کاه| طاقت آهم نماند: مرا توانایی آه کشیدن نماند، دیگر نای آه کشیدن هم…
more -
این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمده است-غزل 59
موسیقی: پیمان یزدانیان| این تویی: در چاپ یغمایی «آن تویی» آمده| رفتار: راه رفتن، حرکت| مَلک: فرشته| در صورت مردم: به شکل انسان| نقشِ دیوار: کنایه از انسان یا چیزِ بیروح| دردمند: در اینجا «غصّهدار»| خاصه: به خصوص| تا نَپِنداری: مبادا خیال کنی|
-
اتفاقم به سر کوی کسی افتادهست-غزل 58
موسیقی: مهبد شفیع نژاد| اتّفاقم...افتاده است: برای من چنین پیش آمده |بسی: بسیار| مرغان چمن: کنایه از بُلبُلان| نَفَسی: یک نفس| اَنگَبین: عسل| «هیچکس» عیبِ هوَس...: [روایت چاپ فروغی] / «همهکس» عیبِ...: روایت چاپ یغمایی| پراکنده: پریشان| گوی: توپ بازی چوگان
-
هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست-غزل 57
موسیقی پیمان یزدانیان| الحان: جمع لحن،نغمهها| چون: وقتی| جانبخش: زندهکننده| دلفریب: دلرُبا| یوسف: پسر یعقوب که در زیبایی مثل است| مُلکِ ملاحت: پادشاهی کشورِ زیبایی| در نظر آمد: دیده شد| نشان: خبر| رشک: حسادت| روحپرور: دلنواز| مگر: لابُد| عَنبَرفشان: مُعَطَّر| پرهَن قبا کردن: کنایه از پاره…
more -
ای کآب زندگانی من در دهان توست-غزل 56
موسیقی: پیمان یزدانیان| کاب: که آب| هلاک: مرگ| ظاهر: آشکار| کمان: استعاره از «ابروی معشوق»| بُرقَع: نقاب| کین: که این| تعظیم: بزرگ داشتن| یک نظر به گوشهٔ چشمِ ارادتی: نگاهی حاکی از کوچکترین نشانهٔ دوستی و محبَّت| حُکم از آنِ توست: حُکم، حکمِ توست| خَلق: مردم| صاحب: دوست، یار| زین بِهْ: «بِه»…
more -
مجنون عشق را دگر امروز حالت است-غزل 55
موسیقی: پیمان یزدانیان| دِگَر: دیگر، متفاوت| حالت: حال، وضع| کِسْلام: که اسلام| ضَلالت: گمراهی| تُرُش کند: رو تُرش کند، اخم کند| شکیب: صبر| مَلالت: بیزاری| عَذرا: معشوقِ وامق| وامق: عاشق| رسالت: پیام| مُطرب: موسیقی دان| مدَّعی: کسی که به نا حق ادعای دانش کند| خاکِ او: خاکِ در خانه معشوق| حوالَت...
-
سرو چمن پیش اعتدال تو پست است-غزل 54
موسیقی: پیمان یزدانیان| اعتدال: در اینجا یعنی راستی و موزونی| بازار شکستن: کنایه از، از رواج و رونق انداختن| شمعِ فلک: خورشید| خستهست: مجروح شده| روحانی:دارای پارسایی و صفا| دواب: چهارپایان| کَبَسْت: زهرْگیاه، زهر
-
دیدارِ تو حلِّ مشکلات است-غزل 53
موسیقی: کریستف رضاعی| دیدار: چهره| خلافِ مُمکنات است: بر خلاف امورِ ممکن است| دیباچه: در اینجا یعنی «روی و چهره»| بَدیع: بسیار زیبا، در چاپ یغمایی «لَطیفت» آمده| هنوان: سرآغاز| خِضْر: بنا به روایات کسی است که به سَببِ نوشیدن آبِ حیات عُمر ابدی یافته|گفتی: میگفت| نِهْ: بُگذار| دعویبِکُنی: ادعا...
-
آن ماه دو هفته در نقاب است؟یا حوریِ دست در خضاب است؟-غزل 52
موسیقی: پیمان یزدانیان| خضاب: هر موادی که با آن مو و سر و صورت و پوست را رنگ میکردند، مانند حنا| خطاب: رویاروی سخن گفتن| چشم بر چیزی بودن: کنایه از منتظر بودن| کباب بودن دل: کنایه از به شور و هیجان آمدن| مَمرِّ سیلاب: گذرگاه سیلاب، آبرو| خیل: قبیله | فی منظرکِ النَّار و الّیل: روز و شب در…
more -
آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است-غزل 51
موسیقی: مسعود شعاری| بُناگوش: نرمهٔ گوش| وَهم: تصوّر| اندر سخن آمدن: شروع به سخن گفتن| آتشِ روی: [تشبیه صریح] سرخی و برافروختگی چهره| حَطَب: هیزم| قضا: حکم الهی| نمییارم: نمیتوانم، جرأت نمیکنم| نه طریق ادب اسب: شرطِ ادب نیست| قَصَب: نوعی پارچه ظریف که از کتان نرم میبافند
-
بدون تدوین غزل-41 تا 50
بدون تدوین| غزل 41 تا 50
-
عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست-غزل 50
موسیقی: حسام صدفی نژاد| عشق ورزیدن: عاشقی کردن| ملامت: سرزنش| برخاستن: شروع کردن| برخاستن(مصرع دوم): از میان رفتن| شاهد: زیبارو| به خلوت بنشست: خلوت کرد| که: چه کسی| برانگیخت: در اینجا یعنی «به تاخت درآورد»| سَمند: اسب تیزرو، اسب مایل به رنگ زرد| عشق(بیت چهارم): در چاپ یغمایی «وَجْد» آمده| صَلاح:...
-
خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست-غزل 49
موسیقی: پوریا اخواص، کاوه صالحی| خُرّم: در اینجا یعنی «خوشا»| بُقعه: در اینجا به معنای مطلقِ «جا، سرزمین، ناحیه»| دلِ بیمار: [بیماری دل عشق است] دلی که مبتلا به عشق است| صورتِبیجان: جسمِ بیروح| عیّار: حیلهگر| سَقیم: بیمار، ناخوش| مُقیم: ساکن، ماندگار| چهکُنی: به چه کارت میآید| احرار: جمع...
We're indexing this podcast's transcripts for the first time — this can take a minute or two. We'll show results as soon as they're ready.
No matches for "" in this podcast's transcripts.
No topics indexed yet for this podcast.
Loading reviews...
Loading similar podcasts...