saadia / سعدیا cover art

All Episodes

saadia / سعدیا — 71 episodes

#
Title
1

عیب یاران و دوستان هنر است-غزل 65

2

این بوی روح‌پرور از آن خوی دلبر است-غزل 64

3

از هرچه می‌رود، سخنِ دوست خوش‌تر است-غزل 63

4

اِی لُعبتِ خندان لبِ لَعلَت که مَزیده‌ست؟-غزل 62

5

افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده‌ست-غزل 61

6

بدون تدوین-غزل 51 تا 60

7

شب فراق که داند که تا سحر چندست-غزل 60

8

این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمده‌ است-غزل 59

9

اتفاقم به سر کوی کسی افتاده‌ست-غزل 58

10

هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست-غزل 57

11

ای کآب زندگانی من در دهان توست-غزل ۵۶

12

مجنون عشق را دگر امروز حالت است-غزل 55

13

سرو چمن پیش اعتدال تو پست است-غزل 54

14

دیدارِ تو حلِّ مشکلات است-غزل 53

15

آن ماه دو هفته در نقاب است؟یا حوریِ دست در خضاب است؟-غزل 52

16

آن نه زلف است و بناگوش که روز است و شب است-غزل 51

17

بدون تدوین غزل-41 تا 50

18

عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست-غزل 50

19

خرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاست-غزل 49

20

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست-غزل48

21

سلسلهٔ موی دوست حلقه دام بلاست-غزل 47

22

دیگر نشنیدیم چنین فتنه که برخاست-غزل 46

23

خوش می‌رود این پسر که برخاست-غزل 45

24

بوی گل و بانگ مرغ برخاست-غزل 44

25

اگر مراد تو ای دوست بی‌مرادی ماست-غزل 43

26

نشاید گفتن آنکس را دلی هست-غزل 42

27

دیر آمدی ای نگار سرمست-غزل 41

28

بدون تدوین- غزل 31 تا 40

29

چنان به موی تو آشفته‌ام، به بوی تو مست-غزل 40

30

بی‌تو حرام است به خلوت نشست-غزل 39

31

چه دل‌ها بردی ای ساقی به ساق فتنه‌انگیزت-غزل 38

32

مپندار از لب شیرین عبارت-غزل37

33

بنده‌وار آمدم به زنهارت-غزل 36

34

دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت-غزل 35

35

دل هر که صید کردی نکشد سر از کمندت- غزل 34

36

کهن شود همه‌کس را به روزگار ارادت-غزل 33

37

معلمت همه شوخی و دلبری آموخت-غزل 32

38

چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت- غزل 31

39

بدون تدوین- غزل 21 تا 30

40

هر که خصم اندر او کمند انداخت-غزل 30

41

متناسبند و موزون حرکات دلفریبت-غزل 29

42

سرمست درآمد از خرابات-غزل 28

43

ماه‌رویا! روی خوب از من متاب-غزل 27

44

ما را همه شب نمی‌برد خواب-غزل 26

45

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب-غزل 25

46

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها- غزل24

47

رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما-غزل 23

48

من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را-غزل 22

49

تفاوتی نکند قدر پادشایی را-غزل 21

50

بدون تدوین غزل-11 تا 20

51

لاابالی چه کند دفتر دانایی را ؟-غزل 20

52

کمان سختْ که داد آن لطیف بازو را؟-غزل 19

53

ساقی بده آن کوزهٔ یاقوتِ روان را-غزل 18

54

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را-غزل 17

55

تا بُوَد بارِ غمت بر دلِ بی هوش مرا-غزل 16

56

برخیز تا یک سو نهیم این دلقِ ازرق فام را-غزل 15

57

امشب سبک‌تر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را-غزل 14

58

وه که گر من باز بینم روی یارِ خویش را- غزل 13

59

دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را-غزل 12

60

وقت طرب خوش یافتم آن دلبر طناز را- غزل 11

61

بدون تدوین غزل-1 تا 10

62

با جوانی سرخوش است این پیر بی‌تدبیر را-غزل 10

63

گر ماه من برافکند از رُخ نقاب را-غزل 9

64

ز اندازه بیرون تشنه‌ام، ساقی بیار آن آب را-غزل 8

65

مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا-غزل 7

66

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را-غزل 6

67

شب فراق نخواهم دواج دیبا را-غزل 5

68

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا-غزل 4

69

روی تو خوش مینماید آینه ما-غزل 3

70

ای نفس خرم باد صبا-غزل 2

71

اول دفتر به نام ایزد دانا-غزل1